💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

تور کربلا

تور کربلا نوروز

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
تور کربلا نوروز
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::اطلاعات زائر
::اماکن متبرکه عراق
::درباره واقعه کربلا
::هتل های کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::تور کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین



نويسندگان :

آمار بازديد :




گفت وگوی امام علی(ع) با جمجمه انوشیروان

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

 حضرت امیرالمومنین علی(ع) به مداین نزول اجلال فرموده به ایوان کسری و در خدمت آن حضرت جماعتی از اهل ساباط مداین و از جمله آنها شخصی بود به نام دلف که پسر منجم کسراء بود چون ظهر شد فرمود: ای دلف بلند شو و همراه من باش. پس آن حضرت در غرفه های اطراف ایوان کسری تشریف می برد و می فرمود: دلف این مکان برای چنین چیز و آن غرفه دیگر برای چیز دیگر بوده است. دلف جواب می داد: به خدا قسم واقع همین است که می فرمایید گویا شما در زمان کسری بوده اید و مشاهده نموده اید که از آنها خبر می دهید.
سپس به یک جمجمه ای نگاه کردند (یعنی سر مرده ای کهنه که گوشت های آن ریخته و استخوان آن مانده باشد) سپس به بعضی از حضار دستور داد که این جمجمه را بردارید و خود در ایوان کسری تشریف آورد و در آن مکان نشست، سپس دستور فرمود طشتی آوردند آب ریخت و در آن طشت و فرمود: جمجمه را بگذارید در طشت و گفت: قسم می دهم تو را ای جمجمه که مرا و خودت را معرفی بنمایی. پس آن جمجمه به زبان فصیح گفت:
شما امیرالمؤمنین و سید الوصیین و من بنده خدا پسر کنیز خدا کسری انوشیروان هستم. پس آن اشخاصی که با آن حضرت بودند از اهل ساباط به خانه هایشان رفتند و آنها را به چیزی که واقع شده بود و شنیده بودند از جمجمه خبر دادند پس اختلاف کردند در این که امیرالمؤمنین چه کسی است.
(مؤلف گوید یعنی بعضی به خدایی علی(ع) قایل شدند و گفتند: با جمجمه حرف نمی زند مگر خالق او) بعضی از اهل ساباط به حضور علی(ع) آمدند، در فردای آن روز عرض کردند: بعضی از مردمان به خدایی شما قایل شده اند و قلوب ما را نیز فاسد کرده اند به واسطه چیزی که خبر می دهند از شما.
پس علی(ع) آنها را احضار کرد و فرمود، چه چیز باعث شد که شما این حرف را بگویید؟
گفتند: شنیدیم کلام جمجمه و سخن گفتن آن را با شما و این کار شخصی نیست غیر از خدا از این جهت گفتیم چیزی را که گفتیم.
آن حضرت فرمود: از این کلام به سوی پروردگارتان برگردید.
گفتند: ما از گفته خود برنمی گردیم، هر چه می خواهی کن. دستور داد که آتشی مهیا ساختند و آنها را سوزانیدند و دستور فرمود استخوان هایی که از آنها باقی مانده بود کوبیده بر باد دهند، پس چنین کردند.
سه روز از این قضیه گذشت بعضی از اهل ساباط به نزد آن حضرت آمدند و گفتند: الله الله دریاب دین محمد(ص) را به درستی که آنها را که سوزاندی برگشتند به منزلهای خود از اول سالمتر و نیکوتر. حضرت فرمود: آیا چنین نیست که شما آنها را سوزانیدید با آتش و استخوان های آنها را کوبیدید و بر باد دادید؟ عرض کردند: بلی چنین است. فرمود: خداوند آنها را زنده کرده است. در این هنگام اهل ساباط از مقام شامخ علی(ع) متحیر شدند.(55)




نوشته شده توسط رامش در شنبه 16 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

علت گذاشتن كنيه «اباعبدالله» براي امام حسين(علیه السلام)

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

 از سنت‎هاي اجتماعي  ورسوم خانوادگي عرب، گذاشتن كنيه و لقب‎براي فرزند تازه به دنيا آمده است كه اساساً براي تعظيم و تكريم به كار مي‎رود.

ائمه‎ي معصومين(ع) هر كدام داراي كنيه‎ها و القاب زيادي هستند كه بازگو كننده‎ي شخصيت معنوي و الهي آنان است. ابا‎عبدالله كنيه حضرت امام حسين(ع) مي‎باشد كه بر خلاف معمول، به اعتبار اسامي فرزندان آن امام نيست، بلكه به جهت اوج و شكوه، و عبوديت عاشقانه او است كه با خون خويش ترسيم كرد.

اباعبدالله و اباالائمه و اباالمساكين از كنيه‎هاي ديگر امام حسين(ع) و رشيد، طيّب، وفيّ، زكيّ، سيّد، سعيد، مبارك، التابع لمرضاة الله و الدليل علي ذات‎الله، الشهيد بكربلا، السبط الثاني، الامام‎الثالث و سيدالشهدا لقب‎هاي آن حضرت است و لقبي كه جدّش او را بدان خطاب مي‎كرد «سيد شباب اهل الجنة» است.[1]

كنيه «ابا عبدالله» مانند اسم آن حضرت، از سوي خدا و رسول گرامي انتخاب شده است.[2] معمولاً كنيه را به اعتبار اسم فرزند صاحب كنيه مي‎گذارند، مانند ابالحسن، ابامحمد، ابومسلم و...؛ اما كنيه امام حسين(ع) يك كنيه استثنايي است كه به اعتبار اسامي فرزندان آن حضرت نيست، بلكه به اعتبار جوهره‎ي شخصيت معنوي و الهي آن امام كه روح عبوديت و بندگي خالص و وقفه‎ناپذير او مي‎باشد، انتخاب شده است.

در كتاب «ويژگي‎هاي امام حسين(ع)» آمده است: «حسين سمبل عبادت است همه پيام‎آوران خدا و امامان نور، خداي خويش را خالصانه و عاشقانه مي‎پرستيدند؛ اما حسين، عبادت و پرستش ويژه‎اي داشت. از هنگامي كه نور وجودش در جان مادرش فاطمه(س) پديد آمد تا آن لحظاتي كه سر نوراني‎اش بر فراز نيزه‎ها قرار گرفت، هميشه و همه جا به ستايش و سپاس و تسبيح و تنزيه خدا مشغول بود و تلاوت كتاب خدا از او شنيده مي‎شد.»[3]

در شب عاشورا كه لشكريان دشمن مي‎خواستند به خيمه‎هاي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) هجوم بياورند و كار را يكسره كنند، امام آن شب را براي عبادت و بندگي خدا مهلت خواست و با راز و نياز، شب را به صبح، و آخرين مرحله حيات خويش را با نيايش خاصه الهي آزين بست. بار مصايب و مشكلات هر چه بر امام سنگيني مي‎كرد و سوز و گداز غم‎ها، هر چه دلخراش‎تر مي‎شد، صبر امام و رضايت‎مندي حضرت در برابر اراده الهي زيادتر مي‎گشت و عرضه مي‎داشت: خدايا راضي به رضاي توام.[4]

نقل شده است كه امام حسين(ع) 25 بار پياده به حج مشرف شد و مناسك حج ابراهيمي را انجام داد و در هر شبانه روز، هزار ركعت نماز به جا مي‎آورد. روزي از امام سؤال شد كه چه قدر از خدا ترساني؟ امام فرمود: از عذاب آخرت ايمن نيست مگر كسي كه در دنيا از خدا بترسد.[5]

پی نوشتها:

[1]. الارشاد، ج 2، ص 27.

[2]. همان.

[3]. ويژگيهاي امام حسين(ع)، شيخ جعفر شوشتري، ص 95، ترجمه و نگارش از علي رضا كرمي، تحقيق و ويرايش از سيد محمد حسيني، نشر حاذق، چاپ دوم، مطبعه امير.

[4]. مقتل الحسين، سيد عبدالرزاق مقرم، ص 283، دارالكتاب بيروت.

[5]. شهيد كربلا، سيد تقي طباطيايي، ص 63، با تصحيح شيخ عباس حاجيان دشتي، ج 1، حسينية عماد زاده اصفهاني، منتهي الآمال، ج 1، ص 210.




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

در فضائل حضرت علی اکبر علیه‌السلام


تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


گفته ‏اند: "الفضل ما شهدت به الاعداء" فخر آن است که دشمن بگوید، حالا اگر بخواهی اولین فرزند امام حسین علیه‏السلام را بهتر بشناسی کافی است از زبان معاویه علیه الهاویه بشنوی که در وصف او سخن‌سرایی می‏کند.
 
ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. "اولی الناس بهذاالامرعلی بن الحسین بن علی جده رسول الله و ضیه شجاعه بنی هاشم و سخاه بنی امیه ورهو ثقیف" شایسته ترین افراد برای امر حکومت علی اکبر فرزند امام حسین  علیه‏السلام  است که جدش رسول خدا(ص) است و در شجاعت بنی هاشم سخاوت بنی امیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.. (الارشاد، ص ۴۵۸)
 
حضرت علی اکبر  علیه‏السلام  در کلام امام خمینی (ره)
 
حضرت امام خمینی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: امام مدایح و گفتار اهل بیت (علیهم السلام) خصوصاً حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در مورد حضرت علی اکبر (علیه السلام) حاکی از این است که اگر علی اکبر (علیه السلام) در کربلا به شهادت نمی‏رسید، خود، امام « مفترض الطاعه » می‏بود.( یعنی امامی که اطاعت او واجب است). در این مختصر بهتر است به یک نمونه از کرامات ایشان بپردازیم:
 
فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، یکی از سه پزشک معروف کربلا می برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می‌شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گوید و خطاب می کند که اسمت خیلی بزرگ است ولی از معالجه تو سودی ندیدیم. بعد بدون خداحافظی می‌رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می‌شود و یک دفعه شفا می یابد. نزد حافظ الصحه می‌رود و عذر خواهی می‌کند.
 
طبیب می گوید: بنشین تا برایت بگویم. من بعد از سخنان تو خیلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (علیه السلام) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسین(علیه السلام) تو را به حق پدرت قسم می‏دهم که شفای این مریض را از خدا بخواه. دیدی چگونه به من توهین کرد؟ بسیار گریه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (علیه السلام) شرف یاب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مریض را از خدا خواستم و از هاتفی شنیدم که « این مریض مردنی است و تا نه روز دیگر میمیرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همین ساعت او را شفا دادیم.» آن مرد سی سال دیگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصیت کرد پیکرش را پایین پای حضرت علی اکبر (علیه السلام) دفن کنند.
 
ماجرای انگور و معجزه حضرت امام حسین علیه‌السلام
 
درباره دوران کودکی علی اکبر، روایتی نقل شده که گویای اعجاز و کرامت و تربیت او در دامان حسین بن علی (علیهماالسلام) است. در کتاب «ضیاء العالمین» از «زفیر بن یحیی» و او از «کثیر بن شاذان» گزارش کرده که گفت: «خودم شاهد بودم که علی اکبر در غیر فصل مناسب، از پدر بزرگوارش انگور طلب کرد. ناگاه امام حسین(علیه السلام) با دست به کناره دیوار مسجد زد که انگور و موزی از آن خارج شد. پس فرزند خود را از آن خورانیده و فرمود: «ما عندالله لاولیائه اکثر؛ از آنچه نزد خدای تعالی است به اولیائش بیشتر می‌رسد.» ( ذخیره الدارین، ص ۲۵۹ )
 
چرا به حضرت علی اکبر علیه السلام "یابن الحسن" می‏گویند
 
یابن الحسن و الحسین عبارت  فوق در یکی از زیارات علی اکبر  علیه‏السلام  آمده است.علامه مجلسی (ره) آن را مجازی می داند زیرا عرب عمو را هم «اب» می گویند. برخی توجیه دیگری کرده‏اند شاید بتوان گفت که چون این بزرگوار دارای خلق حسنی و حسینی بود هم حلمی حسنی داشت و هم شجاعتی حسینی. علاوه بر این وی دارای شباهت های جسمانی سبطین  علیه‏السلام  به رسول خدا (صلی‏الله‏وعلیه‏وآله) بود. لذا از این رو از حضرتش با عنوان " یا بن الحسن و الحسین" یاد می‏شود.
 
هم‏چون عمو در سخاوت
 
حضرت علی اکبر علیه‏السلام  مانند عموی بزرگوارش از سخی ترین افراد به شمار می رفت تا آنجا که "نار القری" می افروخت و از مردمی که در بیابان ها مسکن و ماوا نداشتند پذیرایی می‏کرد. برخی از مورخان و نویسندگان از جمله ابوالفرج اصفهانی و ابن ادریس و… تربیت شدند در دامان عمویش حضرت امام حسن مجتبی  علیه‏السلام  و پدرش سید الشهدا  علیه‏السلام  را در کلام فوق می دانند و به نقل روایتی از امام صادق  علیه‏السلام  که فرمود: هر گاه کنار قبر فرزند امام حسین علیه‏السلام  می‏روی و می‏گویی: سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند امیر المومنین  علیه‏السلام  سلام بر تو ای فرزند حسن و حسین  علیه‏السلام. شیخ صدوق (ره) بعد از نقل این زیارت می‏فرماید: برای این فرزند امام حسن  علیه‏السلام  گفته شده است که چون امام مجتبی  علیه‏السلام  مربی و معلم حضرت علی اکبر علیه‏السلام  بوده است و در حدیث آمده است که پدر سه گونه است: آنکه تو را به دنیا آورد و کسی که تو را تعلیم نموده و دیگری پدر زن.
 
علی علی علی
 
نقل است روزی حضرت علی اکبر علیه‏السلام  به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او می‏برد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر علیه‏السلام  نزد اباعبدالله الحسین  علیه‏السلام  برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه‏ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه‏ی آنها را نیز فاطمه می گذارم.
 
شبیه‏ترین به رسول خدا صلی‏الله‏وعلیه‏وآله
 
روز عاشورا وقتى اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین  علیه‏السلام  چهره به آسمان گرفت و گفت: «اللّهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الى رؤیه نبیک نظرنا الیه…».
 
در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله……. ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.
 
وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل. (منتهی الآمال، ج ۱، ص ۳۷۵)
 
قبر حضرت علی اکبر کجای حرم قرار دارد؟
 
حجت الاسلام و المسلمین جاودان این پرسش را که قبر حضرت علی اکبر علیه السلام دقیقا در کجای حرم مطهر امام حسین علیه السلام قرار دارد، پاسخ می‏دهد.
 
پرسش: سلام و عرض ادب به محضر استاد معظم مطلبی که طالب دانستن درباره ان هستم درباره قبور شهدای کربلا می باشد ایا در قسمت انتها و شش گوشه ضریح حضرت علی اکبر دفن است و باقی شهدا در همان ضریح که فعلا گذاشته اند مدفونند/؟یا شهدای بنی هاشم نزدیک به علی اکبر هستند باقی اصحاب طبق نقلی در گودالی دسته جمعی دفن میباشند وقتی ما روی زمین حایر راه میرویم یعنی بر روی قبور شهدا راه می رویم برای عرض سلام به شهدا به کدام سمت حایر باید رفت اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید؟سوال دیگرم درباره سنگ قرمز رنگ کنار ضریح است که به حجر الاحمر معروف است علت بودن این سنگ در کنار قبر شریف حضرت سید الشهدا چیست؟ و ایا مضجع شریف در سطح ضریح است یا سردابی اکنون زیر زمین حرم قرار دارد با تشکر از شما و دوستان مشغول به زحمت در سایت امیدوارم اطلاعاتی جامع در اختیار ما قرار دهید.
 
پاسخ: حجت الاسلام و المسلمین جاودان فرمودند: سلام علیکم و رحمه الله طبق فرموده امام صادق علیه السلام قبر حضرت علی اکبر علیه السلام پائین پای پدر بزرگوارش قرار دارد و نقل می کنند که امام زین العابدین علیه السلام به بنی اسد امر فرمود: دو گودال حفر کردند که در یکی بنی هاشم دفن شدند و در دیگری اصحاب(مراجعه کنید به مقتل المقرم/۳۲۰ – ۳۲۱ المراقد و المقامات فی کربلاء/ ۱۶۷) بنابراین از همه شهداء حضرت علی بن الحسین یعنی علی اکبر به امام نزدیکتر است، و علی القواعد بعد از آن قبر شهدای بنی هاشم است و سپس قبور شهدای اصحاب. لذا وقتی ما در قسمت پائین قبر مطهر راه می رویم بروی قبر شهداء راه می رویم و بعضی از بزرگان هیچوقت از این قسمت عبور نمی کرده اند. سنگ قرمز بالای سر مطهر نشانه قبر مطهر و جسد مطهر آن حضرت است که نباید جلوتر از آن نماز خواند. قبر حضرت حسین و قبور همۀ ائمه علیهم السلام در سرداب هستند. موفق باشید.
 
زیارت‌نامه حضرت علی اکبر  علیه‏السلام
 
شیخ بزرگوار ابن قولویه در کتاب کامل الزیاره، ص ۳۲۹ به سند صحیح از ابی حمزه ثمالی نقل کرده که امام صادق علیه‏السلام  چگونگی زیارت امام حسین علیه‏السلام  را به او آموخت و گفت: پس به جانب علی بن الحسین که نزد پای امام حسین است رو کن و بگو:
 
السَّلام عَلیکَ یا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ رَحمهُ اللهِ وَ بَرَکاتُُهُ وَ ابنُ خَلیفَهِ رَسُولِ اللهِ و ابن بِنتَ رَسُولِ اللهِ وَ رَحمَهُاللهِ وَ بَرَکاتُهُ مُضاعَفَهً کُلَّما طَلَعَتِ الشَّمسُ أَو غَرَبَت السَّلامُ عَلیکَ وَ رَحمهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
 
بِأَبی أَنتَ وَ أُمّی مِن مَذبُوح وَ مَقتُولٍ مِن غَیرِ جُرمٍ بِأَبی وَ أُمّی دَمُکَ المُرتَقی بِهِ إلی حَبیبِ اللهِ بِأَبی أَنتَ وَ أُمّی مِن مُقَدَّمٍ بَینَ یدَی أَبیکَ یحتَسِبُکَ وَ یبکی عَلَیکَ مُحترقاً عَلیکَ قَلبُهُ یرفَعُ دَمَکَ ألی عِنانِ السَّماءِ لا یرجَعُ مِنهُ قَطرَهٌ وَ لا تَسکُنُ عَلیکَ مَن أَبیکَ زَفرَهٌ حینَ وَ دَّعَکَ لِلفِراقِ فَمَکانُکُما عِندَاللهِ مَعَ آبائِکََ الماضینَ وَ مَعَ أُمَّهاتِکَ فی الجِنانِ مُنَعَّمینَ أَبرَأُ إلی اللهِ مِمَُن قَتَلَکَ وَ ذَبَحَکَ.
 
سپس خود را بر قبر بیانداز و دست خود را بر آن قرار ده و بگو:
 
سَلامُ اللهِ وَ سَلامُ مَلائِکَتِهِ المُقَرَّبینَ وَ أنبِیائِهِ المُرسَلینَ وَعِبادِهِ الصالِحینَ عَلیکَ یا مَولای وَ ابنَ مَولای وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرکاتُهُ.
 
صَلی اللهُ عَلیکَ وَ عَلی عِترَتَکَ وَ أَهل بَیتِکَ وَ آبائِکَ وَ أَبنائِکَ وَ أُمَّتهاتِکَ الأَخیارِ الأَبرارِ الَّذینَ أَذهَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهَّرَهُم تَطهیراً.
 
السَّلامُ عَلیکَ یا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَمیرِالمُؤمِنینَ وَ ابنَ الحُسینِ ابنِ عَلِی وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
 
لَعَنَ اللهُ قاتِلَکَ وَ لَعنَ الله ُمَنِ استَخَفَّ بِحَقِّکُم وَ قَتََلَکُم وَ لَعَنَ مَن بَقِی مِنهُم وَ مَن مَضی نَفسی فِداؤُکُم وَ لِمَضجَعِکُم صَلَّی اللهُ عَلیکُم وَ سَلَّمَ تَسلیماً کَثیراً.
 
سپس گونه خود را بر قبر بگذار و بگو:
 
صَلَّی اللهُ عَلیکَ یا أَبا الحَسَنِ. (سه بار)
 
بِأَبی أَنتَ وَ أُمی أَتیتُکَ زائِراً وافِداً عائِذاً مِمّا جَنَیتُ عَلی نَفسی وَ احتَطَبتُ عَلی ظَهری أَسأَل اللهَ وَ وَلیی أَن یجعَلَ حَظّی مِن زِیارَتِکَ عِتقَ رَقبَتی مِنَ النّارِ.
 
ای فرزند رسول خدا و ای فرزند جانشین رسول خدا و ای فرزند دختر رسول خدا، سلام بر تو و رحمت و برکات خدا بر تو باد، هر دم که خورشید طلوع و غروب کند. سلام بر تو و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
 
پدر و مادرم فدای تو ای سربریده و ای کشته بی گناه ، پدر و مادرم فدای خون تو که به سوی حبیب خدا( پیامبر) اوج گرفت. پدر و مادرم فدای تو که پدرت تو را ( مانند هدیه ای گرانبها) با دستان خود ( برای خدا) تقدیم کرد در حالیکه بر تو می گریست و دل می سوزاند و خون تو را به سوی آسمان می پاشید و قطره ای از آن باز نمی گشت و پدرت از گریه آرام نگرفت هنگامی که تو را وداع می گفت. پس جایگاه شما نزد خدا، با پدران و مادرانتان، در بهشت و برخوردار از نعمتهای بهشتی است. از آنکه تو را کشت و تو را سر برید، به سوی خدا دوری می جویم.
 
سلام خدا و رحمت و برکات او و سلام فرشتگان مقرب و پیامبران و بندگان شایسته خدا بر تو ای مولا و فرزند مولای من. درود خدا بر تو بر عترت و خاندان و پدران و فرزندان و مادران تو که شایسته و نیک بودند و خداوند هر گونه پلیدی را از آنان دور ساخت و آنان را پاکیزه وطاهر گردانید. سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و ای فرزند امیرالمؤمنین و ای فرزند حسین بن علی و رحمت و برکات خدا بر تو.
 
خداوند لعنت کند کسی که با تو جنگید و کسی که حق شما را نادیده گرفت و شما را کشت. و تمام رفتگان و زندگان آنان را خدا لعنت کند. جانم به فدای شما و مرقد شما. درود و سلام فراوان خدا بر شما باد.
 
درود خدا بر تو ای ابالحسن ، پدر و مادرم به فدایت، به سوی تو آمدم و تو را زیارت می کنم و از جنایتهایی که بر نفس خود روا داشته ام و گناهانی که بر دوش خود حمل کرده ام به تو پناه می آورم.از خداوند که ولی تو و ولی من است می خواهم تا بهره مرا از زیارتت نجات از آتش دوزخ قرار دهد.




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

کنیه های حضرت عباس (ع)


تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

1 – ابوالفضل
از آنجائيکه حضرت  ابو الفضل العباس (عليه السلام) پسري به نام فضل داشته است اين کنيه به او داده شده است .
حتي اگر ايشان فرزندي بنام فضل نمي داشت ، به حق ايشان صاحب فضل و سرچشمه جوشان آن است . ايشان در زمان حيات با نيکويي و سخاوتمندانه نياز افرادي را که به سوي  او مي آمدند برآورده مي نمود . ايشان بعد از شهادتش نيز پناه پريشان حالان بود و هيچ کس با نيت خالص به او پناه نمي برد مگر آنکه خداوند مشکلات و پريشاني وي را برطرف مي نمايد .
2- ابوالقاسم
اين کنيه نيز بواسطه داشتن پسري بنام قاسم به ايشان داده شده و گفته مي شود در روز کربلا در کنار پدرش در راه دفاع و پشتيباني از ريحانه رسول خدا(صلى الله عليه وأله وسلم) به شهادت رسيده است .

القاب
 براي حضرت عباس (ع) القاب بلند متعددي روايت شده که همگي نشان دهنده شخصيت والاي ایشان مي باشد . از جمله اين القاب مي توان به القاب ذيل اشاره نمود :


1 – قمر بني هاشم


حضرت اباالفضل بواسطه بهره وافري که از زيبايي و جمال برده بود به قمر بني هاشم معروف گرديد .به راستي وي همچنانکه براي خانواده علوي خويش به مثابه ماهي فروزان بود ، در جهان اسلام نيز همانند ماه درخشيد و مسير شهادت را براي تمام رهروان راه شهادت روشن نمود .


2- سقا
سقا از برترين القاب ايشان بود و او نيز اين لقب را بسيار دوست داشت.اما دليل اين لقب گذاري ، نقش بسيار مهم وي در سيراب نمودن تشنگان آل بيت رسول بود زماني که ابن مرجانه آب را بر اهل بيت بست و خواست که اهل بيت را از پاي درآورد . پهلوان اسلام ، حضرت اباالفضل (ع) بارها به سمت نهر فرات حمله ور شد ، آب فراهم نمود و اهل بيت و اصحاب را سيراب نمود .
3- بطل العلقمي


به معناي پهلوان علقمه مي باشد .علقمه نام نهري است که حضرت عباس(ع) بر کرانه هاي ان به شهادت رساند . در روز واقعه ، اين نهر به محاصره نيروهاي ابن مرجانه درآمده بود تا مانع رسيدن آب به ريجانه رسول خدا(ص) و زنان و کودکان همراهش شوند. اباالفضل توانست بارها به سوي نهر علقمه هجوم برده و پس از آنکه افراد دشمن را مجبور به فرار کند از نهر آب برداشته و به اردوي امام حسين(ع) برساند . در آخرين باري که وي به سوي نهر علقمه هجوم برد به دست مزدوران اين مرجانه به شهادت رسيد.براين اساس به پهلوان علقمه ملقب گرديد.
4- علمدار
از القاب مشهور ايشان علمدار مي باشد و از بين اهل بيت و اصحاب به وي تعلق گرفت . علمداري سپاه در زمانهاي قديم از مهمترين مناصب در لشکر به حساب مي امد . اباالفضل (ع) بيرق امام حسين (ع) را از زماني که از يثرب(مدينه)خارج شد تا زماني که به کربلا رسيد با دستان آهنين خود برافراشته نگه داشت تا آنزمان که دستان مبارکش از بدن جدا شدند و در کنار نهر علقمه به شهادت رسيد .


5- کبش الکتيبه
به معني قلب لشکراز القابي است که به فرمانده کل لشکر الطاق مي شود و از اين جهت اين لقب به وي داده شد که در روز عاشورا نهايت شجاعت را در راه دفع خطر و دفاع از اردوي امام حسين(ع) بکار گرفت و در اين اردو همچون بازويي پرتوان بود که چون صاعقه بر لشکر دشمن وارد مي شد و آنان را در هم مي کوبيد.


6- عميد
به معناي سردار لشکر مي باشد و از القاب و درجات ارزشمند در لشکرمي باشد که به فرماندهان عاليرتبه اطلاق مي شود.
7-حامي الظعينه  
به معناي پشتيبان خانواده است و از القاب مشهور حضرت عباس(ع) است. سيد جعفر حلي در وصف حضرت عباس چنين مي سرايد:

حامي الظعينة اين منه ربيعة                       ام اين من عليا ابيه مكرم

 

به اين معنا که اي پشتيبان خانواده کجا ربيعه به پاي تو ميرسد و کجا مکرم پدر ربيعه به پاي پدرت علي ميرسد!
از اين جهت ايشان به اين لقب ملقب شد که در طول حرکت زنان و دختران حرم از مدينه به سمت کربلا ملازم ايشان بوده و نهايت تلاش خويش را در حمايت ، پشتيباني و خدمت به زنان حرم مبدول داشته تا آنجا که او زنان حرم را به و از کجاوه سوار و پياده مي نموده است.
لازم به ذکر است لقب "حامي الظعينة" به يکي از پهلوانان عرب بنام ربيعة بن مكرم اطلاق مي شده که در حمايت از خانواده اش بسيار موفق و سربلند بوده است.
8- باب الحوائج
اين لقب از رايج ترين القاب اباالفضل العباس(ع) بين مردم است بطوريکه مردم ايمان دارند که اگر حاجتمندي با نيت خالص برآورده شدن حاجتش را بخواهد خداوند حاجتش را روا مي نمايد و هيچ آشفته حالي رو به او نمي نمايد مگر آنکه خداوند مشکلش را برطرف مي نمايد.
همانا اباالفضل(ع) نفحه اي از رحمتهاي الهي ، دري از درهاي او و وسيله از وسايل تقرب به خداوند است . او تمام اين مقامات را نتيجه مجاهدتهايش در راه نصرت اسلام و کمک در راه نيل به اهداف آن و حفظ بنيان دين و نهايتا شهادت در اين مسير بدست آورده است.
مطالب فوق تنها گوشه اي از القاب اوست که شخصيت بزرگ و تمام صفات حسنه اي را که در او جمع گرديده اند را برمي شمارد.




نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 11 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

زندگی نامه کوتاه از حضرت عباس(ع)

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

دوران كودكي حضرت ابوالفضل العباس (ع)
در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش امام على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.
پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه امام على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.

در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.



مقام علمي حضرت عباس (ع)
حضرت عباس (ع) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند.

لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود.


ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (ع):
با توجه به رواياتي كه در شان حضرت عباس (ع) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس (ع) فرزند كسي است كه آيه ( و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است.

فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند.

در جايي ديگر، علي (ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند.

علي (ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد.

حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟

جواب اين است كه معرفت حضرت عباس (ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت (ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام (ص) كه فرمود: (ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.

در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (ع) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است.

آري حضرت ابوالفضل العباس (ع) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد.

فضايل حضرت عباس(ع)

1- ادب: حضرت امام على(ع) از همان اوايل خردسالی حضرت عباس(ع) ، توجه خاصی به تربيت او داشت و او را به تلاشها و کارهای مهم و سخت مانند کشاورزى، تقويت روح و جسم، تيراندازى، شمشيرزنی و ساير فضايل اخلاقی ، تعليم و عادت داده بود.

روايت شده است که حضرت عباس(ع) بدون اجازه در کنار امام حسين(ع) نمی نشست و پس از کسب اجازه مانند عبدی خاضع دو زانو در برابر مولايش می نشست. او تربيت شده حضرت على(ع) است که از همين مکتب درخشان درس ادب آموخته بود.

حضرت عباس (ع) هيچگاه به خود اجازه نداد امام حسین (ع ) را برادر خطاب نمايد مگر در لحظه شهادت که فرمود ای برادر مرا درياب.

2- يقين:( درجه بالای ايمان) ويژگی است که کمتر درغير معصوم ايجاد می شود ، اما حضرت عباس(ع) از همان کودکى، يقين به وجود آفريدگار يکتای جهان داشت و در سراسر زندگی خود با همان ويژگی مستظهر به عنايات الهی بود و از اين رهگذر ويژگی های ديگر خود را متبلور می ساخت.

3- وفا: وفای او نسبت به اهل بيت عليهم السلام به غايت زياد و در خور نخستين است. در وفا همين بس که باقر شريف قريشى، نويسنده عرب زبان معاصر، در کتاب" حياة الامام حسين بن علی عليهما السلام " می نويسد:" در تاريخ انسانيت، در گذشته و امروز، برادری و اخوتی صادق تر و فراگيرتر و با وفاتر از برادری ابوالفضل (ع ) نسبت به برادر بزرگوارش امام حسين(ع) نمی توان يافت که براستی همه ارزشهای انسانی و نمونه های بزرگواری را در بر داشت."

4- دلاورى: دلاوری وشجاعت حضرت عباس(ع) نه تنها در حماسه کربلا نمايانگر بود، بلکه در صفين نيز نمايان شده بود به ويژه در جنگ صفين افراد زيادی را کشت و حيرت همگان را از آن دلاوری برانگيخت.




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 10 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

تور هوایی کربلا VIP نیمه شعبان ولادت امام زمان

تور هوایی کربلا VIP  نیمه شعبان

تور کربلا VIP  نیمه شعبان ولادت امام زمان

تور هوایی کربلا از تهران  ویژه ماه پر برکت شعبان مخصوصا 15 شعبان از تهران و سایر شهرها حرم حسین بن علی علیه السلام

 برای زیارت اماکن مقدسه شهرهای کربلا نجف کاظمین و سامراء در شبها و روزهای بهاری

تور کربلا به صورت هوایی می تواند خاطر دلنشینی از زیارت امام حسین ع و تور هوایی کربلا برای شما به ارمغان بیاورد. شما یک هفته می خواهید بروید کربلا و نجف برای زیارت خب اینکه یک ساعته برسید کربلا بهتره یا اینکه بیست و چهار ساعته ! مسلما تور هوایی کربلا راحت می باشد.

تور هوایی کربلا VIP  نیمه شعبان


تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف…….

اقامت به مدت 7 شب و 8 روز…….

5 شب در کربلا و 2 شب در نجف……..

هتل های برج الصفا،نور النجف،قصروالعباس،قصروالمولا و سایر هتل های درجه الف دیگر…

*********************************************

تور کربلا ویژه نوروز 95.تور کربلا.تور کربلا بهمن ماه 94.تور کربلا بهمن.تور کربلا بهمن 94

تور زیارتی نجف و کربلا درجه1

همراه با صبحانه ناهار شام…..

گشت های زیارتی…..

بیمه،ویزا……

همراه با همراهی مدیر کاروان ، مداح و آشپز ایرانی…….

و…

*************************************

تور هوایی زیارتی نجف ویژه زمستان

تور هوایی کربلا با بهترین ایرلاین ها……

تور زیارتی کربلا و نجف با هتل های تاپ درجه الف……

*******************************

 

تذکرات و مدارک مورد نیاز:

اصل پاسپورت و 2 قطعه عکس رنگی 4*3 زمینه سفید.

تور ها زیر نظر کارگزاران حج و زیارت و سازمان گردشگری صورت میگیرد.

در هتل های کربلا و نجف اتاق یکنفره وجود ندارد ودر صورت درخواست هزینه آن حساب میشود.

هزینه خروج از کشور و ورود به کشور عراق به عهده مسافر میباشد.

تور های زیارتی کربلا و نجف فقط هر 5شنبه انجام میگیرد.

تور های زیارتی خود را با سعادت سیر تجربه کنید.

سعادت سیر مجری مستقیم تور های زیارتی میباشد.

تور اقساطی کربلا را از ما بخواهید

سعادت سیر گیتی

تماس با…………………………………….43674367

کانتر مربوطه آقای صبوری

تماس………………………………….09372100835

کلمات کلیدی :

تور هوایی کربلا از تهران تور هوایی کربلا و نجف تورکربلا تور کربلا تور کربلا آبان96 تور کربلا اردیبهشت 96 تور کربلا از تهران تور کربلا با هواپیما تور کربلا فروردین 96 تور کربلا اردیبهشت و خرداد 96 تور کربلا هوایی تور کربلا هوایی از تهران تور کربلا هوایی تهران تور کربلا هوایی قیمت تور کربلا و نجف تور کربلا و نجف با هواپیما تور کربلا و نجف هوایی زیارت زیارت کربلا قیمت تور عتبات قیمت تور عتبات با هواپیما قیمت تور هوایی کربلا قیمت تور کربلا قیمت تور کربلا با هواپیما قیمت تور کربلا هوایی قیمت تور کربلا و نجف کربلا انواع تور کربلا ویژه نوروز . کربلا ماه مبارک رمضان .امام حسین تور ارزان قیمت کربلا 96  تور اقساطی کربلا تور زمینی کربلا تور زیارتی به کربلا تور زیارتی عتبات عالیات با هواپیما تور زیارتی کربلا تور عتبات تور عتبات عالیات تور عتبات عالیات هوایی تور عتبات هوایی تور نجف و کربلا با هواپیما تور نوروزی کربلا تورهای زیارتی کربلا تورهای هوایی کربلا.تور کربلا اردیبهشت 96و فروردین 96ماه 97 . تور هوایی عتبات عالیات تور هوایی کربلا
 




نوشته شده توسط رامش در شنبه 09 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

معرفی شهر کاظمین در سایت تور کربلا

معرفی شهر کاظمین در سایت تور کربلا

در این مطلب از وبسایت تور کربلا به معرفی شهر کاظمین که یکی از شهرهای مقدس ما شعیان می باشد بخاطر اینکه دو امام معصوم از چهاده معصوم ما در این شهر در کنار هم دفن هستند. البته شیخ مفید و خواجه نصیرالدین طوسی از مشاهیر و علمای به نام شیعه نیز در این شهر دفن شده اند.

کاظمین (به عربی الکاظمیة) امروزه منطقه‌ای است در شمال بغداد واقع در غرب رودخانه دجله در عراق که بخاطر وجود مرقد دو امام معصوم، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع) از اماکن مقدس شیعیان به شمار می‌آید. اهمیت این شهر برای شیعیان سبب شده است که برخی، این منطقه را شهری مستقل به حساب آورند.

تور کربلا هوایی


علت نامگذاری شهر کاظمین

سبب نامگذاری کاظمین به دلیل وجود دو آرامگاه امام شیعیان یعنی امام کاظم(ع) و امام جواد(ع) است.[۱] از دیگر نام‌های این منطقه، «‌کاظمیه»، «‌بلدة الکاظمی‌» و «‌المشهد الکاظمی‌» است.[۲]
موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی

کاظمین در مجاورت شهر بغداد است که امروزه به علت توسعه شهری به بغداد وصل شده است. این شهر در غرب رود دجله قرار دارد و از این رو بارندگی در بعضی از ایام سال مانند بهار رگباری است.[۳] به این دلیل، در عصر عباسیان بغداد و مناطق حاصلخیز حوالی آن به عنوان پایتخت و تفریح‌گاه حاکمان عباسی قرار گرفت.[۴]

تور کربلا هوایی از تهران


قدمت تاریخی شهر کاظمین

کاظمین به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی از دیرباز مورد توجه بوده است و تاریخ قدمت آن را به قبل از میلاد مسیح(ع) نسبت می‌دهند. این منطقه در عهد ساسانی باغ یکی از پادشاهان ایرانی به نام «‌تسوج‌» بود که به این نام شهرت یافت.[۵] در جنگ نهروان به سال ۳۷ و به دستور امام علی(ع) شهیدان جنگ را در این مکان به خاک سپردند که آن را «‌مقبرة الشهداء‌» نامیدند. در عصر عباسی، به هنگام توسعه و احیای بغداد و انتخاب آن به عنوان پایتخت، این قبرستان به «‌شونیزی‌» معروف بود که خلیفه منصور دوانیقی، آنجا را برای دفن بزرگان و خاندان عباسی در نظر گرفت و از آن پس به نام «‌مقابر قریش‌» شهرت یافت.[۶]

وقتی امام کاظم(ع) به دستور هارون الرشید و به دست سندی بن شاهک به شهادت رسید، جسد امام درگورستان «‌قریش‌» به خاک سپرده شد. پس از دفن آن حضرت، مرقد ایشان به نام «‌مشهد باب التّبَن‌» معروف شد. در سال ۲۲۰هـ ق نیز امام جواد(ع) در کنار قبر جدش به خاک سپرده شد.[۷]

تور کربلا هوایی
تخریب‌ها و بازسازی‌هاشهر کاظمین

این منطقه، بارها به علت سیل، زلزله، جنگ‌های داخلی و مذهبی دچار ویرانی و آتش سوزی شد و بارها نیز مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.[۸] آل بویه از حکمرانان شیعی بغداد بودند که نسبت به بازسازی شهر و مزارات امامین توجه خاصی داشتند.[۹] علاءالدین جوینی از حاکمان بغداد نیز از جمله کسانی است که پس از حمله هلاکوخان در سال ۶۵۱ هـ ق به بغداد و تخریب آن، به مرمت شهر و مقبره امامان پرداخت.[۱۰]تور کربلا هوایی

مراکز و اماکن مقدس کاظمین

    مسجد براثا در محله‌ای به همین نام واقع شده است. گفته می‌شود امام علی(ع) در هنگام بازگشت از جنگ نهروان در این مسجد نماز خوانده است.
    مسجد صفوی ساخته شاه اسماعیل صفوی است و از زیبایی خاصی برخوردار است.
    مسجد المنطقه که به «‌مسجد العتیقه‌» نیز مشهور است.[۱۱]تور کربلا هوایی از تهران و شهرستان های اطراف

مدفونان در کاظمین


حرم امام کاظم و امام جواد (ع) در کاظمین


    رجال و دولتمردان که در کاظمین دفن هستند

    ابو حنیفه
    معزالدوله دیلمی از پادشاهان آل بویه
    فخرالدوله دیلمی
    مشرف الدوله دیلمی
    ابن حمدون
    جلال الدوله آل بویه
    ضیاء الدین ابن الأثیر
    ابن الناقد
    ابن العلقمی
    ابومحمد حسن مهلبی وزیر معزالدوله دیلمی
    امین خلیفه عباسی
    جعفر بن منصور دوانیقی
    فرهاد میرزا معتمد الدوله عموی ناصرالدین شاه
    بهلول کوفی پسرعموی هارون الرشید.[۱۲]

    علما و بزرگان مدفون در کاظمین

    شیخ مفید از اعاظم فقها و بزرگان متکلم شیعه.
    خواجه نصیرالدین طوسی از دانشمندان و مشاهیر شیعه.
    ابن قولویه از فقها و محدثان شیعه و صاحب کتاب کامل الزیارات.
    سید رضی و سید مرتضی که قبور منسوب به آنان و محل دفن اولیه آنان در این مکان است.
    ابوسبحه موسی بن ابراهیم اصغر بن موسی الکاظم ملقب به المرتضی.
    عون و عبدالله از فرزندان امام علی(ع).
    الامیر سید ابوالحسن علی بن المرتضی بن علی علوی حسنی
    ابو یوسف قاضی از فقیهان و عالمان مشهور اهل سنت و شاگرد ابوحنیفه که به قاضی القضات معروف بود.
    آیت الله سید حسن صدر.
    سید هبة الدین شهرستانی.[۱۳]


    عتبات عالیات

پانویس:

اماکن زیارتی و سیاحتی عراق، ص۵۵.
راهنمای اماکن زیارتی و سیاحتی در عراق، ص۲۶۲.
الجغرافیه الاجتماعیه لمدینه الکاظمیه الکبری، ص۱۹.
تاریخ کاظمین و بغداد، ص۱۱۵ – ۱۲۰.
موسوعة العتبات المقدسة، ج۹، ص۱۱ و ۱۲. ۳۸.
تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۳۴.
معجم البلدان، ج۱، ص۳۰۶.
تاریخ کاظمین و بغداد، ۹۷ - ۱۰۰. عتبات عالیات عراق، ص۱۶۱.
تاریخ کاظمین و بغداد، ص۱۱۵ - ۱۲۰.
جوله فی الاماکن المقدسه، ص۱۱۰.
اماکن زیارتی و سیاحتی عراق، ص۵۷ - ۶۰
عتبات عالیات عراق. اماکن زیارتی و سیاحتی عراق، ص۵۷ - ۶۰.




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا برای زوار عزیز

معرفی شهر کوفه

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا

شهر کوفه یکی از شهرهای به نام و مشهور عراق می باشد که در استان نجف و در جوار شهر نجف می باشد . شهر کوفه در ۱۷۰ کیلومتری جنوب بغداد واقع شده‌است. یکی از بناهای مشهور و قدیمی شهر کوفه ، مسجد کوفه می باشد که در قرن ۷ میلادی ساخته شده است .

مسجد کوفه از بناهای مهم این شهر و زیارت‌گاه شیعیان است. این شهر مدتی پایتخت علی بن ابیطالب بود و به همین دلیل به همراه سامرا، کربلا، کاظمیه و نجف جایگاه ویژه‌ای در نزد شیعیان دارد. پارچه‌ای را که مردان عرب به سر می‌اندازند و چفیه نام دارد برخاسته از این شهر است.

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا


جغرافیا شهر کوفه

شهر کوفه از نظر جغرافیایی در ۴۴ درجه و ۲۰ دقیقه طول شرقی و ۳۲ درجه و ۰ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است.

کوفه هنگام تأسیس در فاصله نیم فرسخی کناره غربی نهر فرات بنا شد، بنابراین از طرف شرق، محدود به این رودخانه بود و از طرف غرب به بیابانی که به سمت شام و عمان امتداد داشت، محدود می‌شد که شهر نجف کنونی جزئی از این بیابان بود و در ناحیه غربی کوفه قرارداشت. در جنوب غربی کوفه و در فاصله یک فرسخی آن، شهر حیره که در آن زمان، شهری بسیار آباد و مرکز حکومت آل‌مَنْذَر (مَناذِرَة) بود، قرار داشت. در طرف شمال آن، شهر یا منطقه آباد وسیعی وجود نداشت. در این سمت می‌توان از نخیله در فاصله دو فرسخی شمال کوفه ۲و از کربلا در هشت فرسخی شمال غربی آن نام برد.[۱]

در بعضی از کتاب‌های تاریخ، حدود کوفه این‌چنین ذکر شده است: حُلّوان (در شرق)، مُوصِل و قَرْقیسیاء (شمال غربی و شرقی) و ماسْبَذان. در این صورت، کوفه منطقه بسیار وسیعی را شامل می‌شد که شهرهایی، همچون: انبار، مدائن، تکریت، بغداد امروزی و. . . را در برمی‌گرفت. به نظر می‌رسد که این حدود مربوط به حدود جغرافیایی شهر کوفه نبوده، بلکه حدود فتوحات یا توابع اداری این شهر بوده است. هم‌اکنون شهر نجف در فاصله شانزده کیلومتری شرق کوفه، شهر بغداد در فاصله ۱۵۶کیلومتری غرب آن و بصره در فاصله ۱۷۵ کیلومتری جنوب آن قرار دارد.[۲]
معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا - تور کربلا هوایی از تهران


سمت غربی کوفه (سمت نجف) است پوشیده از شن و ماسه قرمز رنگ می‌باشد و استعداد کمتری برای کشاورزی دارد و ارتفاع آن از سطح فرات تا ۳۶ متر می‌رسد. اما قسمت شرقی این شهر که نزدیک فرات است، رسوبی و جلگه‌ای بوده و برای کشاورزی بسیار مناسب می‌باشد و بیشتر کشتزارها و باغ‌های این شهر را در خود جای داده است و ارتفاع آن بین ۵–۶ متر از سطح رودخانه است. زمین کوفه در بعضی از توصیفات به‌طور کلی این‌چنین توصیف شده است: از بیابان پایین‌تر و از آب بالاتر است. این نشانه ارتفاع این زمین از سطح رودخانه فرات و پایین بودن آن در مقایسه با بیابان‌های اطراف است. همچنین در بعضی دیگر از توصیفات، زمین این شهر پایین‌تر از زمین شهر شام دانسته شده و همین را علت عدم شیوع وبا در این شهر دانسته‌اند. همین‌طور مرتفع‌تر از زمین بصره معرفی شده است و این را علت عدم گرمای بیش از حد در کوفه دانسته‌اند.[۱]

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا - مجری برگزاری انواع تور هوایی کربلا

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا برای زوار عزیز


تاریخچه شهر کوفه

منطقه میان‌رودان از قدیمیترین مناطق وجود تمدن در دنیا است. اولین تاریخچه شهر کوفه به زمان حمله عمر ابن خطاب و تحت کنترل گرفتن سورستان (نام ساسانی این منطقه) بازمی‌گردد. کوفه در سال حدود ۶۳۸ میلادی در حدود زمان ایجاد بصره ایجاد شد. عمر که قصد داشت سرزمین عربستان را پاکسازی کند دستور داد یهودیان خیبر به کوفه منتقل شوند.[۳] یعقوبی جمعیت اولیه کوفه را ده هزار جنگ‌جو ذکر می‌کند که اگر به این رقم تعداد نفرات خانواده‌های آنان را که همراه آنان بوده‌اند، اضافه نماییم، رقمی حدود سی هزار به دست می‌آید. علاوه بر این، حدود چهار هزار ایرانی به همراه فرماندهشان که دِیلَم نام داشت، قبل از فتح مدائن در سال ۱۶ ه. ق به لشکر اسلام پیوستند و پس از بنیان کوفه، در آن ساکن شدند. پس تا اینجا رقم ۳۴ هزار به دست می‌آید.[۱]

برپایه آنچه در گام اول از اخبار مورخین به دست می‌آید این است که علت اصلی بنای شهر کوفه استقرار سپاه اعراب بوده و از آنجا که مداین محل مناسبی نبود و پشه و مگس آن سبب آزار اعراب می‌شده، سپاهیان به دستور عمر به کوفه کوچ کردند.[۴]

طبری می‌نویسد: عمر مقرری خاصی برای سپاهیان مداین که بعد به کوفه منتقل شدند؛ در نظر گرفت که مخصوص آن‌ها و کسانی بود که به آن‌ها محق می‌شدند و به آن‌ها کمک می‌کردند و به دیگران تعلق نمی‌گرفت.[۴]
معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا - تور کربلا هوایی از تهران


همان‌گونه که گفته شد عوامل بسیاری در ساختار شهر و مردم کوفه نقش داشت. اولین ساکنین شهر کوفه مجاهدان جنگ و فتح قادسیه بودند. آن‌ها از قبایل مختلف نزاری (اعراب عدنانی شمال شبه جزیره عربستان) و یمنی (اعراب قحطانی جنوب) تشکیل شده بودند. سعد بن ابی وقاص ابتدا دستور داد محلی برای مسجد درنظر گیرند، سپس به تیراندازی فرمان داد که از مرکز آن محل به چهار طرف تیر پرتاب کند به این ترتیب محدوده مسجد کوفه تعیین شد. پس از تعیین حدود مسجد، سعد برای اسکان قبایل نزاری و یمنی قرعه کشید. براساس قرعه، یمنی‌ها صاحب زمین‌های مرغوب شرق مسجد شدند و نزاری‌ها در غرب آن سکنی گزیدند.[۴]

محمد بن جریر طبری نام‌های اولین گروه‌های قبایل کوفی را در تاریخ خود آورده و محل سکونت آنان را تعیین کرده است. وی از قبایل سلیم، ثقیف، همدان، بجیله، تیم، تغلب، بنی اسد، نخع، کنده، ازد، مزینه، تمیم، محارب، اسد، عامر، بجاله، جدیله و جهینه نام می‌برد که مجاور مسجد کوفه سکنی داده شدند.[۴] معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا

طبری می‌گوید این قبایل و گروه‌های دیگری که از قبایل متفرقه بودند در ده گروه تنظیم شدند. اما به مرور زمان که مهاجرت به کوفه زیاد شد؛ برخی از آن‌ها دارای جمعیت بسیاری شدند. به همین دلیل عمر به سعد دستور داد آن‌ها را بر هفت گروه تنظیم کند و او نیز چنین کرد و قبایلی که به یکدیگر نزدیک بودند در یک گروه جای داد. او معتقد است این تقسیم‌بندی تا ایام معاویه ادامه داشت تا اینکه ابن زیاد مردم را در چهار گروه جای داد. از دیگر ساکنین کوفه ایرانیان بودند که بعد از فتوحات به شکل اسیر، موالی و یا مهاجر در کوفه مستقر شدند.[۴]

سعد ابن وقاس اولین حاکم کوفه بود. در سال ۶۴۰ میلادی شورشی علیه سعد صورت گرفت که مردم ادعا کردند او غنائم جنگ را ناعادلانه تقسیم کرده است. عمر او و شاکیانش را به مدینه احضار کرد و با اینکه او را بیگناه یافت از حاکمیت شهر برکنار کرد. عمر سپس عمار ابن یاسر و سپس ابوموسی اشعری را حاکم کوفه کرد که مردم هیچ‌کدام را قبول نکردند. سپس او و کوفیان بر سر المغیرا ابن شعبه به توافق رسیدند. بعد از مرگ عمر، عثمان مغیرا را برکنار کرد و ولید ابن عقبا را جانشین او کرد. در این زمان شورش‌هایی رخ داد و سرانجام ابوموسی اشعری دوباره حاکم کوفه شد. در زمان علی ابن ابیطالب پایتخت از مدینه به کوفه منتقل شد.

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا

در این زمان اختلاف بین علی ابن ابیطالب و معاویه بالا گرفت که سرانجام منجر به جنگ صفین شد. علی ابن ابیطالب در زمانی که در حال نماز در مسجد کوفه بود توسط ابن ملجم مرادی که یکی از خوارج بود مورد حمله قرار گرفت و سه روز بعد کشته شد. معاویه سپس زید ابن ابیحی را به حاکمیت کوفه منصوب کرد. بعد از مرگ مغیرا در کوفه و حسن ابن علی در مدینه بعضی نظیر حجر ابن عدی که از معاویه راضی نبودند به دنبال ایجاد شورشی جدید علیه معاویه بودند. بعد از مرگ معاویه مردم کوفه به حسین ابن علی نوه محمد تمایل پیدا کردند و از او درخواست کردند که به کوفه بیاید تا حاکم آنها شود؛ ولیکن ارتش یزید ابن معاویه راه را بر کاروان حسین ابن علی بست و او و خانواده اش را در نبرد کربلا قتل‌عام کرد. بعد از کشته شدن حسین ابن علی شورشهای زیادی نظیر شورش مختار شکل گرفت. در سال ۷۴۹ میلادی عباسیون به رهبری حسن ابن قحطبه کوفه را تسخیر کردند و آن را پایتخت خود نمودند. در سال ۷۶۲ میلادی آنها پایتخت را به بغداد منتقل کردند.

معرفی شهر کوفه در سایت تور کربلا




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

قیمت تور کربلا به طور خاص

قیمت تور کربلا و نجف کربلا انواع تور کربلا تور هوایی کربلا از تهران تور هوایی کربلا و نجف تورکربلا تور کربلا تور کربلا اردیبهشت و خرداد 96 تور کربلا اردیبهشت 96 تور کربلا از تهران تور کربلا با هواپیما تور کربلا فروردین 96 تور کربلا نوروز96 تور کربلا هوایی تور کربلا هوایی از تهران تور کربلا هوایی تهران تور کربلا هوایی قیمت تور کربلا و نجف تور کربلا و نجف با هواپیما تور کربلا و نجف هوایی زیارت زیارت کربلا قیمت تور عتبات قیمت تور عتبات با هواپیما قیمت تور هوایی کربلا قیمت تور کربلا قیمت تور کربلا با هواپیما قیمت تور کربلا هوایی  ویژه نوروز . کربلا تعطیلات عید. امام حسین تور ارزان قیمت کربلا 96  تور اقساطی کربلا تور زمینی کربلا تور زیارتی به کربلا تور زیارتی عتبات عالیات با هواپیما تور زیارتی کربلا تور عتبات تور عتبات عالیات تور عتبات عالیات هوایی تور عتبات هوایی تور نجف و کربلا با هواپیما تور نوروزی کربلا تورهای زیارتی کربلا تورهای هوایی کربلا.تور کربلا اردیبشهت 96و فروردین 96ماه 97 . تور هوایی عتبات عالیات تور هوایی کربلا
 

قیمت تور کربلا

برای قیمت گرفتن کربلا و نجف با شماره های زیر تماس بگیرید تا در لحظه با شما هزینه و قیمت ها با توجه به انواع تورهای کربلا را همکاران متخصص سفر به کربلا بیان کنند.

 

سعادت سیر گیتی

 

 

 

021-88744777

 

 

 

09199116569

 

 

 

 

قیمت کربلا هوایی 96

قیمت تور زمینی کربلا

قیمت بلیط کربلا هوایی

قیمت کربلا هوایی از مشهد

قیمت سفر به کربلا در سال 96

تور کربلا هوایی از اصفهان

قیمت تور کربلا هوایی 96

تور هوایی کربلا از تبریز




نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 04 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

خاطرات سفر به عراق کربلا و نجف

بسم الله الرحمن الرحیم

خاطرات سفر به عراق کربلا و نجف

امروز دوباره تصمیم گرفتم تا یکی دیگر از خاطرات سفر به کربلا و نجف اشرف را که یکی دیگر از هموطنان عزیزیمان منتشر کرده است را در سایت تور کربلا بازنشر دهیم امید است که دوستانی که عاشق زیارت امام حسین علیه السلام هستند با خواندن اینگونه سفرنامه ها هم به عطششان افزوده شود و هم بهره ای ببرند و شاید هم خاطرات آنها را بعد از این نقل کردیم .

تور کربلا هوایی و زمینی

زمین لرزهایی که باعث شروع مسافرت به عراق شد

وقتی کربلا رفتنمان قطعی شد، ابراز نگرانی خانواده ها جدی شد! مادر و خاله و بعضی از دوستان معتقد بودند بخاطر نبود امنیت در سوریه، رفتنمان به عراق معقول نیست! و سعی می کردند ما را از کربلا رفتن در این برهه زمانی آن هم درآغاز زندگی مشترک، منصرف کنند. ربوده شدن زائران ایرانی در سوریه و بعضی انفجارهای وقت و بی وقت عراق خانواده را جدا نگران کرده بود اما با شروع زمین لرزه در استان آذربایجان شرقی و به لرزه در آمدن چندین باره ی شهرمان و سکنه اش، ورق به نفع ما و اقای همسر برگشت واهل منزل یک صدا گفتند سفر به عراق و زیارت گوارای وجودتان! با این وضع زمین لرزه، امنیت عراق از دیار ما بیشتر نباشد کمتر که نیست! و بدین سان ما با چشمانی اشکبار و دلی نگران رهسپار شهر آقای همسر شدیم تا به کاروان ملحق شویم. کاروان کربلا در ساعت 7 صبح روز جمعه 27 مرداد ماه سال 1391 شمسی مقارن با 28 رمضان سال 1433 به قصد مرز خسروی به راه افتاد و ما نگران ازپس لرزه های زلزله استانمان، همه ی عزیزانمان را پشت سرگذاشتیم. نمی دانیم از اثرات یک ماه روزه گرفتن بود یا از اثرات زمین لرزه های مکرر، که مدام سرمان گیج می رفت و تصور می کردیم زمین و زمان می لرزند وما پایمان به کربلا نخواهد رسید!

تور کربلا هوایی از شهرستان های تهران

تور کربلا هوایی و زمینی

روز فرشته!

حوالی ظهر بود که به کردستان رسیدیم.خیلی برایمان جالب بود که در کردستان بیشترمردان لباس محلی پوشیده بودند. تصورقبلیمان این بود که فریق منهم بل اکثرهم لباس متحد الشکل فعلی جامعه یعنی کت و شلوار می پوشند اما آن ها با شلوار کردی و عمامه مانندی بر سر، فرهنگ بومی خود را حفظ کرده بودند. دمشان گرم! با این وضع ظاهر لابد حرف زدنشان کردواری کرداوری هم باقی ماند است جداً دمشان گرم!با دیدن کردها یاد دوست کردمان فرشته بانو افتادیم. فرشته ای که واسطه ی دوستیمان فامیل دورش در وبلاگ بود! حوالی کامیارن بود که با فرشته بانو تماس گرفتیم و گفتیم داریم به کرمانشاه نزدیک میشویم و مشتاق دیداریم ولی افسوس که حسرت یک ملاقات حضوری در دلمان خواهد ماند. فرشته بانو که ذوق و شوق از صدایشان می بارید گفتند معمولا کاروان های کربلا در میدان آزادی کرمانشاه توقف دارند و اگر کاروان ما هم توقفی داشته باشد امکان ملاقات خواهد بود و چه ملاقاتی شود این ملاقات!

تور کربلا هوایی از تهران
با استعلام از مسئول کاروان مطمئن شدیم در میدان ازادی کرمانشاه توقفی کوتاه خواهیم داشت و این یعنی فراهم شدن زمینه اولین ملاقات من و فرشته و آقایان همسر! سریع فرشته بانو را در جریان گذاشتیم و با ورود به کرمانشاه برای ملاقات با این دوست مجازی لحظه شماری می کردیم.اتوبوس حدود ده دقیقه ای در میدان توقف کرد و ملت جهت رفع خستگی از ماشین پیاده شدند وما چشممان دنبال فرشته بانو بود. از همان میدان با فرشته تماس گرفتیم که بانو! عجّل! ماشین داره آماده حرکت میشه و بانو عرض کردند درحوالی میدان آزادی گیر ترافیک افتاده اند! چندی دقیقه ای گذشت تا این که یک هو یک ماشین 206 کنار پای ما و اقای همسر توقف کرد.چه لحظه ی پر احساسی  بود! بالاخره بعد دو سال دوستی مجازی، فرشته بانو و  دخترش آندیا را از نزدیک ملاقات کردیم.آقای همسر و همسر فرشته بانو هم که مجازا با همدیگر اشنا شده بودند، شناختشان از همدیگر بیشترو بهتر شد!شاید ملاقاتمان بیشتراز دو سه دقیقه ای طول نکشید اما دیدار خاطره انگیز و به یادماندنی بود خصوصا که  این زوج کرمانشاهی عزیز ما را با نان برنجی و نان خرمایی تازه و خوشمزه راهی نمودند و دعوت نمودند موقع بازگشت از کربلا میهمان منزلشان  باشیم. دم این عزیزان هم گرم!
تور کربلا هوایی از تهران

ولی خودمانیم ها! دیدن شخصیتهای وبلاگی در فضای حقیقی حس و حال دیگری دارد! آدم با دیدن وبلاگ نویسان یک جورهایی احساس می کند یک مریخی را از نزدیک میبیند! ... خب. برگردیم به ادامه ی سفرنامه ی به حاشیه رفته مان!

تور کربلا

گمرک عراق و ما ادراک ما گمرک عراق!

بعد سوار شدن به اتوبوس به سمت قصر شیرین به راه افتادیم. قرار بود شب را در قصر شیرین استراحت کنیم و صبح فردا به مرز خسروی برویم. صبح ساعت 7 وارد پایانه ی خسروی شدیم و این یعنی یک ساعت معطلی در شروع سفر! البته کاروان ما دومین کاروانی بود که  می توانست از مرز خارج شود و این در مقایسه با کاروان هایی که در ردیف دهم بودند جای شکر داشت! چند ساعتی کار گمرکی طول کشید تا این که در حوالی ساعت 11 قبل از ظهر از گمرک ایران خارج و وارد خاک عراق شدیم.


تور کربلا هوایی از تهران
گمرک عراق و ما ادراک ما گمرک عراق! با ورود به خاک عراق و دیدن منطقه ی نظامی گمرک عراق وضعیت اسفناک اسرای ایرانی یادمان آمد و برای چند لحظه واقعا دلمان گرفت و احساس خفگی کردیم. دوست نداشتیم جلوتر برویم گرمای شدید هوا و شرایط روحی بد نزدیک بود اشکمان را دربیاورد و دست به دامن اقای همسر شویم تا به وطن برگرداندمان! ولی چاره ای نبود راهی در پس نداشتیم و باید به پیش می رفتیم! برای ورود به قسمت اصلی گمرک عراق باید جاده ی خاکی دویست متری را پیاده طی می کردیم. عرض جاده کمتر از یک و نیم متر بود و فنس و سیم خاردارهای دو طرف جاده احساس اسارت را تشدید می کرد! گرمای هوا هم خیلی کلافه مان کرده بود! با این که به زعم خودمان قدرت سازگاری و انعطاف روحیمان بالاست، اما در آن چند دقیقه ی اول خیلی کم آوردیم. دیدن ماموران نظامی عراقی حس اسارتمان را تشدید می کرد و دلمان میخواست به ایران عزیز خودمان برگردیم که یک هو یکی از همین ماموران عراقی به زبان ترکی به یکی از زنان کاروان ما گفت: تز گد! یعنی :زود تر برو! فوری نیشمان باز شد! یک مامور ترک در عراق؟! جلوتر که رفتیم کلمات ترکی بیشتری از دهان ماموران عراقی تراویدن گرفت! البته ترکی حرف زدنشان به درد عمه شان هم نمی خورد اما برای  تغییر فضای ذهن ما و دور شدن از حس اسارت بدک نبود!


تور کربلا هوایی از تهران
گمرک عراق به هیچ وجه شبیه گمرک های ایران نبود. البته به مرور دیدیم که هیچ کجای عراق شبیه هیچ کجای ایران نبود! برخلاف گمرک و حتی پایانه های مسافربری ایران که معمولا مجهز به سیستم تهویه هوا و کولرگازی و دارای نمازخانه و سرویس بهداشتیِ بهداشتی هستند، خبری ازاین امکانات در آن سوی مرز نبود حتی در گمرک عراق  برای نشستن مسافرین به جای صندلی، بلوک گذاشته شده بود! البته نواقصات گمرک عراق  بعدد لایحصاه است! بعد کلی مکافات از تشریفات گمرکی عراق هم خلاص شده و آماده ی حرکت به سمت بغداد شدیم. ازآقای همسر شنیدیم که از همان بدو ورود یکی دو تن از ماموران امنیتی عراق جهت حفظ امنیت کاراون همراهمان می آیند.البته در ماشینی جُدا! این خبر هم مایه دلگرمیمان بود و هم موجب اضطرابمان شد. مگر چه خطری ما را تهدید می کند که ماموران امنیتی ماشینمان را اسکورت کنند؟!زلزله بهتر بود یا انفجار؟!


تور کربلا هوایی از تهران
به تدریج با حرکت ماشین قضیه ی ماموران امنیتی را فراموش کرده و مشغول تماشای اطراف شدیم.اولین چیزی که توجهمان را جلب کرد، کمپ های متعدد نظامی و افراد نظامی مستفر در کمپ ها بود.فاصله ی کمپ ها کم بود و همین مسئله بوی ناامنی و خطر می داد. البته استتار کمپ ها برایمان جای سوال زیادی داشت. مثلا بلوک های اطراف کمپ را با قرمز جیگری و سبز لجنی و سیاه رنگ کرده بودند بطوری که از چند کیلومتری تابلو بود که آن جا کمپ است. بعد بر روی همین مناره ها! از آن تورهای استتار انداخته بودند. ما که نفهمیدیم این تناقض یعنی چه؟!

مسئله ی دیگری که ذهنمان را خیلی مشغول کرده بود درخت های نخل بود. کلا ما به درختان پهن برگ حساسیت داریم و با دیدنشان احساس گرما می کنیم! و در آن هوای گرم تا چشم کار میکرد همه جا درخت نخل بود و ما در داخل ماشین کولر دار، با دیدن نخلستان ها گرما زده شده بودیم، گرمازده شدنا!


تور کربلا هوایی از تهران
در ضمن با ورود به عراق،  زمان به اندازه ی یک ساعت و نیم به عقب برگشته بود! و ما باید ظهری دوباره را تحمل میکردیم در آن گرما! تحمل یک ظهر آفتابی سخت است چه رسد به تحمل دو ظهر داغ ، آن هم در عراق خصوصا  برای یک بزرگ شده در منطقه ی سردسیری آذربایجان! خدا به مردم عراق صبر دهاد!

ادامه دارد ...




نوشته شده توسط رامش در شنبه 02 اردیبهشت 1396

ارسال نظر(0)

:: تور کربلا
:: هتل درجه الف المیزان کربلا
:: تور کربلا عید فطر
:: رستوران رکن السلطان بهترین رستوران کربلا
:: رستوران کباب نبیل در کربلا
:: هتل روتانا کربلا
:: هتل الاشیقر در کربلا
:: تور کربلا ویژه اردیبهشت
:: نکات مهم در سفر به کربلا
:: رستوران های معروف کربلا





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر


elhamgarmehei@yahoo.com




:: آذر 1404
:: فروردین 1398
:: اسفند 1397
:: بهمن 1397
:: آذر 1397
:: آبان 1397
:: مهر 1397
:: شهریور 1397
:: مرداد 1397
:: تیر 1397
:: خرداد 1397
:: اردیبهشت 1397
:: فروردین 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهریور 1396
:: مرداد 1396
:: تیر 1396
:: خرداد 1396
:: اردیبهشت 1396
:: فروردین 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهریور 1395
:: مرداد 1395
:: تیر 1395
:: خرداد 1395
:: اردیبهشت 1395
:: فروردین 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهریور 1394
:: مرداد 1394
:: تیر 1394
:: خرداد 1394
:: اردیبهشت 1394
:: فروردین 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهریور 1393
:: مرداد 1393
:: تیر 1393
:: خرداد 1393

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |