💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

تور کربلا

تور کربلا نوروز

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
تور کربلا نوروز
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::اطلاعات زائر
::اماکن متبرکه عراق
::درباره واقعه کربلا
::هتل های کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::تور کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین



نويسندگان :

آمار بازديد :




ترک زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا چه عواقبی دارد ؟

ترک زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا چه عواقبی دارد ؟


همیشه از ثواب و فواید زیارت امام حسین علیه السلام نقل کرده ایم اما این بار بد نیست از عواقب ترک زیارت امام حسین علیه السلام ذکری به میان بیاید . پس به تمام دوستان عزیز سایت تور کربلا تقدیم می کنیم :


تارک زيارت کربلا


هارون بن خارجه از امام صادق عليه السلام روايت کرده است که :


قال سئلته عمّن تَرَکَ زيارَة الحسين 7 مِن غَيرِ مِلّة ، فقال 7 هذا الرّجل مِن اهل النّار.


هارون مى گويد: سؤ ال کردم از امام صادق عليه السلام از کسى که ترک کرده است زيارت حسين عليه السلام را، حضرت فرمود: او از اهل جهنّم است .
و در روايت ديگرى ميباشد که ، شخصى عرض کرد به امام صادق عليه السلام :

يابن رَسُول اللّه ما تَقُول فيمَن تَرَکَ زيارة الحسين عليه السلام و هو يقدرُ على ذلک ، قال : عليه السلام


اَقول انَّه قَد عقّ رسول اللّه و عقّنا و استَخَفّ بامر هوله و مَن زارَه کان اللّه له من وراء حوائجه و کفى ما اهمّه امر دنيا و انَّه تعالى ليجلب الرّزّق على العبد و يخلف عليه ما انفق يغفر ذنوبه خميسن سنة و يرجع الى اهله و ما عليه وزرٌ و لا خطيئته الّا و قد محيت ذنوبه من صحيفته و يجعل له بکل درهم انفقه عشر آلاف درهم و ذخّر ذلک فاذا حشر قيل له ، لک عشرة آلاف درهم و انّ اللّه نظر لک و ذخّرها لک .


ترجمه : کسى از محضر امام صادق عليه السلام سؤ ال کرد يا بن رسول اللّه (ص ) چه مى گوئى ! در مورد کسى که ترک ميکند زيارت قبر امام حسين عليه السلام را در حالى که مى تواند به زيارت کربلا و قبر شريف آن حضرت برود؟


حضرت فرمود: مى گويم آن شخص نسبت به رسول خدا و ما اهل بيت عاق شده است و سبک شمرده دستور ما را. هر کس زيارت کند قبر جدّم حسين عليه السلام را خداوند حوائجش را برآورده مى سازد،

و کفايت مى کند مهمترين مسائل دنيوى اش را، و روزى او را افزون مى کند، و انفاق مى کند، و مى آمرزد گناهانش را پنجاه سال ، و ثوابش به خودش و اهل او بر مى گردد،

و هيچ وزر و گناهى از او نمى ماند مگر آنکه احاطه مى کند خداوند گناهانش را در نامه اعمالش و خداوند براى هر درهمى که در راه کربلا انفاق کرده ده هزار درهم براى او ذخيره مى سازد،

پس زمانى که محشور مى شود به او گفته مى شود که براى تو ده هزار درهم مى باشد که خداوند به تو عطاء فرموده است و براى تو ذخيره گردانيده است .


( دزدى با نام امام حسين عليه السلام )


از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در کربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دکانى داشت که مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود که حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يک اشرفى مى فروشد.


روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه کنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به کجا شکايت ببرم ؟


حاج حسن مزبور حاضر متأ ثر شد و با همين حال تأ ثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى کرد.


شب در خواب ديد که در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت که خبر دارى ؟ دزد او را رسوا کن تا پول را برگرداند.


امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟


اگر بنا باشد که دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى کنم .


حاجى گفت : مگر من چه دزدى کردم ؟


حضرت فرمود: دزدى تو اين است که خاک مرا به عنوان تربت مى فروشى و پول مى گيرى . اگر مال من است چرا در برابرش پول مى گيرى و اگر مال توست ، چرا به نام من مى دهى ؟


عرض کرد: آقا جان ! از اين کار توبه کردم و به جبران مى پردازم .


امام حسين عليه السلام فرمود:


پس من هم دزد را به تو نشان مى دهم . دزد پول زائر، گدايى است که برهنه مى شود و نزديک سقاخانه مى نشيند و با اين وضعيت گدايى مى کند، پول را دزديد و زير پايش دفن کرد و هنوز هم به مصرف نرسانده .


حاجى از خواب بيدار مى شود و سحرگاه به صحن مطهر امام حسين عليه السلام وارد مى شود، دزد را در همان محلى که آقا آدرس داده بود شناخت که نشسته بود.


حاجى فرياد زد: مردم بياييد تا دزد پول را به شما نشان دهم . گداى دزد هر چه فرياد مى زد مرا رها کنيد، اين مرد دروغ مى گويد، کسى حرفش را گوش ‍ نداد. مردم جمع شدند و حاجى خواب خود را تعريف کرد و زير پاى گدا را حفر کرد و کيسه پول را بيرون آورد.


بعد به مردم گفت : بياييد دزد ديگرى را نشان شما دهم ، آنان را به بازار برد و درب دکان خويش را بالا زد و گفت : اين مالها از من نيست حلال شما. بعد تربت فروشى را ترک کرد و با دست فروشى امرار معاش ‍ مى کرد.

 




نوشته شده توسط رامش در پنج‌شنبه 31 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

زینب (س) آرام بخش دل امام سجاد (ع)

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

امام زین العابدین علیه‌السلام در روایتی مفصل گزارشی از رویداد کربلا و مقدمات و پیامدهای آن از عمه گرامی خود حضرت زینب (س) نقل می‌کند. این روایت در کتاب «کامل الزیارات» نوشتۀ ابن قولویه قمی (متوفای قرن چهارم هجری) آمده و یکی از مستندترین روایات دربارۀ حادثۀ عاشوراست.
 

زائده گوید: «به محضر مبارک امام سجاد مشرف شدم. امام به من فرمود: «ای زائده به من گفته‌اند که تو هر زمان که بتوانی به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین می‌روی.»

به امام عرض کردم: آری همان طور که به عرض و اطلاع شما رسانیده‌اند گاهی چنین سعادتی نصیبم می‌شود. امام سجاد به من فرمود: چرا چنین می‌کنی، در حالی که تو نزد سلطان سرزمین خویش از جایگاه خوبی برخورداری؟ همان سلطانی که اجازه نمی‌دهد احدی ما را دوست بدارد و ما را بر دیگران برتری دهد و فضائل ما را ذکر کند و هر آنچه را از حق ما بر این امت واجب است یادآوری نماید. من به امام عرض کردم: به خدا سوگند من این کار مقدس را فقط به خاطر خشنودی خدا و رسولش انجام می‌دهم و خشم و ناخرسندی هیچ کس برایم هیچ اهمیتی ندارد و اگر به سبب زیارت حسین ناراحتی و سختی‌ای به من برسد هرگز بر من گران نمی‌آید.

امام فرمود: به خدا سوگند مطلب همان‌گونه است که گفتی. من هم دوباره عرض کردم: به خدا سوگند مطلب همان‌گونه است که عرض کردم. امام از باب تأکید سه بار این را فرمود و من هم از باب تسلیم سه بار همان سخن را عرض کردم. سپس امام فرمود: بشارت بر تو باد، بشارت بر تو باد، بشارت بر تو باد. پس اینک تو را از خبری آگاه می‌کنم که نزد من از اخبار برگزیده‌ای است که در خزانۀ سینه‌ام مخزون است.»

سخنان امام سجاد با حضرت زینب

آنگاه امام چنین فرمود:

«هنگامی که حادثۀ هولناک کربلا رخ داد و آن همه بلا به ما رسید و پدرم و فرزندان و برادران و دیگر همراهانش کشته و خانوادۀ آن حضرت به اسارت گرفته شدند و ما را بر شتران بی جهاز سوار کردند تا به سوی کوفه ببرند در آن حال غمبار من با ناراحتی بسیار به جنازه‌های عریانی که در بیابان افتاده بودند نگریستم و آن صحنه بر من بسی سنگین آمد و اضطراب و ناراحتی من بسی فزونی یافت به‌گونه‌ای که نزدیک بود از شدت ناراحتی جان دهم.

شدت افسردگی من به حدی بود که عمه‌ام زینب کبری متوجه بدحالی‌ام شد و به من فرمود: ای بازماندۀ جد و پدر و برادرم مرا چه می‌شود که می‌بینم نزدیک است از شدت غم جان دهی؟

من به عمه‌ام گفتم چگونه بی‌تابی نکنم. در حالی که می‌بینم سید و سرورم حسین و نیز برادران و عموها و عموزادگان و خاندان و وابستگانم همگی بر خاک غلتیده و در خون غوطه‌ور و برهنه‌اند و در میانۀ صحرا افتاده‌اند و این دشمنان ددمنش پوشش آنان را هم به غارت برده‌اند. ایشان را می‌بینم که کسی کفنشان نکرده و به خاکشان نسپرده و کاری به کارشان ندارد گویا که از خاندان دشمنان مسلمانان‌اند.»

سخنان حضرت زینب

عمه‌ام زینب به من فرمود: «از آنچه می‌بینی بی‌تابی مکن به خدا سوگند تمامی این حوادث عهد و پیمانی است که رسول خدا با جد و پدر و عمویت بسته است و نیز خداوند پیمانی استوار از مردمانی از این امت گرفته است مردمانی که فرعون‌های زمین آنان را نمی‌شناسند در حالی که آنان در میان اهل آسمان‌ها بسی شناخته‌شده‌اند. آن مردمان بزرگ و برگزیده این پیکرهای پاک پراکندۀ خون‌آلود را جمع می‌کنند و به خاک می‌سپارند. آنان در این سرزمین برای تربت پاک پدرت حضرت سیدالشهدا نشانه‌ای می‌نهند که اثرش درگذر زمان هرگز از میان نمی‌رود و هر چه پیشوایان کفر و پیروان گمراهی در محو و نابودی آن بکوشند کوشش ایشان جز بر ظهور و پیدایی آن تربت پاک و بلندی امر آن عزیز نمی‌افزاید.»

 

از عمه‌ام پرسیدم: «آن عهد و پیمان که پیامبر با جدم علی و پدرم حسین و عمویم حسن بسته چیست و داستانش از چه قرار است؟» حضرت زینب داستان آن پیمان را از زبان ام ایمن کنیز با وفای پیامبر رحمت چنین تعریف کرد:

گزارش ام ایمن

یک روز پیامبر به خانه فاطمه آمد. حضرت زهرا برای پدر غذایی از آرد و شیر پخت. علی هم طبقی از خرما آورد. من هم قدحی از شیر و سرشیر آوردم. رسول خدا همراه با علی و فاطمه و حسن و حسین از غذایی که مادر فراهم کرده بود خوردند و از آن شیر که من آورده بودم نوشیدند. سپس از خرما و سرشیر خوردند. پس از صرف غذا علی آب ریخت و پیامبر دستانش را شست.

آنگاه پیامبر دست به صورت کشید و به علی و فاطمه و حسن و حسین نگریست و ما شادی و سرور را در چهرۀ مبارک آن عزیز دیدیم. سپس مدتی با گوشۀ چشم به آسمان نگریست. پس از آن روی به سوی قبله گردانید دو دستش را گشود لب به دعا باز کرد و آنگاه به سجده رفت. در حالی که بغض گلویش را می‌فشرد.

این حالت بغض گرفتگی مدتی به طول انجامید. ناگهان بغض پیامبر ترکید و شروع کرد به زارزار گریستن. سپس سرش را به سوی آسمان بالا برد و پس از آن سر به زیر افکند و اشک همچنان مثل باران از دیدگانش فرو می‌ریخت.

از دیدن این صحنۀ غم بار فاطمه و علی و حسن و حسین بسی محزون شدند و اندوه سراپای مرا هم فراگرفت؛ اما هیبت رسول خدا چنان بود که کسی جرئت نمی‌کرد سبب این گریۀ شدید را بپرسد. مدت زمانی چنین گذشت. در این هنگام علی و فاطمه طاقت نیاوردند و از آن عزیز علت گریه‌اش را پرسیدند و عرض کردند: «ای رسول خدا چه چیزی موجب گریۀ شما شد؟ خداوند دیدگان شما را گریان نفرماید. این حال شما دل‌های ما را جریحه دار کرد.»

 

سخنان پیامبر خطاب به امیرالمؤمنین

پیامبر خطاب به امیر المومنین فرمود: «برادرم و حبیبم در این مجلس چنان خشنود شدم که تا کنون آن‌گونه مسرور نشده بود. شما را می‌نگریستم و حمد و سپاس خداوندی را بر نعمتی که به خاطر جمع شما بر من ارزانی فرموده بود به جای می‌آوردم.»

در آن حال سپاس و ستایش جبرئیل بر من فرود آمد و گفت: «ای محمد! خداوند از آنچه در دل تو گذشت آگاه شد و سرور و شادمانی تو را به خاطر داشتن برادری چون علی و دختری مثل فاطمه و فرزندانی چون حسن و حسین دانست. خداوند نعمت را بر تو کامل کرد و بخشش خویش را بر تو گوارا فرمود.» این لطف و کرامت بدین سان بر تو ارزانی شد که:

-آنان و فرزندان و دوست داران شما و شیعیانشان را با تو در بهشت برین جای دهد.

- میان تو و ایشان در بهشت جدایی نیفکند.

- همان‌گونه که تو حیات جاودانۀ بهشتی می‌یابی آنان نیز به همان‌سان حیات جاودانۀ بهشتی خواهند یافت.

- هر چه از نعمت‌های ماندگار به تو ارزانی و عطا شود به آنان نیز همان عطا می‌شود.

- خداوند آن‌قدر به تو و ایشان عطا می‌فرماید که راضی و خشنود شوید و حتی بالاتر از رضایت و خشنودی‌تان به شما عطا می‌کند.

البته تمامی این نعمت‌ها در پی بلاها و دشواری‌های زیادی خواهد بود که در این دنیا به آنان می‌رسد. شگفت آنکه این بلاها و ناراحتی‌ها به دست مردمانی انجام می‌گیرد که خود را به دین تو منسوب می‌کنند و خود را از امت تو می‌پندارند در حالی که از خدا و از تو بری و بسی دورند. آن مردمان نابکار با ضربات شلاق و شمشیر به جان این برگزیدگان خداوند می‌افتند و آن عزیزان را به قتل می‌رسانند.

قتلگاه هر یک از آنان جداگانه و پراکنده و قبرهایشان از یکدیگر دور است. حوادث و بلاهایی که بر سر آنان می‌آید چیزی است که خداوند برای تو و آنان خواسته و گزیده است. پس سپاس و ستایش خداوند را به جای بیاور که چنین مقام و منزلت والایی را برای تو و آنان برگزیده است و به خواستۀ خداوندی خوشنود باش.

من نیز با شنیدن این سخنان آسمانی خدای را سپاس گفتم و به قضای خداوند نسبت به آنچه برای شما برگزیده است راضی شدم.

سپس جبرئیل افزود: «ای محمد برادر تو علی پس از تو مقهور و مغلوب این امت می‌شود. دشمنان بر او گستاخی می‌کنند و سپس کشته می‌شود. بدترین خلق خدا که همانند کشندۀ شتر صالح است او را می‌کشد. در سرزمینی که بدان جا هجرت کرده است (کوفه) کشته خواهد شد. آن سرزمین جایگاه شیعیان او و فرزندانش است. سرزمینی که مصیبت‌ها و بلاهای شیعیان در آنجا در هر حالی فزونی می‌یابد.»

 

سخنان جبرئیل در مورد امام حسین(ع)

آنگاه جناب جبرئیل به حسین اشاره کرد و فرمود این فرزند تو همراه با گروهی از فرزندان و خاندان و برگزیدگان از امت تو در کنار رود فرات و در سرزمینی به نام کربلا کشته خواهند شد علت آنکه به آن سرزمین کربلا می‌گویند آن است که در روز قیامت که اندوه و غم و بلا و حسرت و پشیمانی در آن روز پایان ندارد اندوه و بلا بر آنان فزونی می‌گیرد...آن سرزمین پاک‌ترین نقطه زمین و حرمتش از تمامی سرزمین‌های مقدس بیشتر است آن سرزمین قطعه‌ای از بهشت است هنگامی که آن روز فرا رسد، روزی که فرزند تو و خاندانش در آن شهید شوند و لشکریان کفر و نفرین‌شدگان زمین آنان را احاطه کنند زمین به لرزه می‌افتد کوه‌ها به حرکت در می‌آیند و سخت می‌لرزد، امواج دریا خروشان می‌شوند و آسمان بر اهلش می‌خروشد تمامی این حوادثی که در آفرینش رخ می‌دهد، به خاطر خشم و خروشی است که نسبت به تو ای محمد و فرزند برومند توست و نیز به آن خاطر است که حریم و حرمت تو را شکسته‌اند و شری است که درباره فرزند و خاندان تو رخ داده است.

در تمامی آفرینش چیزی باقی نمی‌ماند جز آنکه خداوند به آن اجازه می‌دهد تا به یاری خاندان تو که اینک ناتوان و ضعیف نگاه داشته شده‌اند و مظلوم و ستم دیده گشته‌اند برخیزند به یاری همان عزیزانی که پس از تو حجت خدا بر مردم‌اند.

خداوند به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها و دریاها و ساکنان آن‌ها چنین وحی می‌فرماید: منم الله پادشاه قادری که هیچ گریزنده‌ای از حیطه قدرت و سلطنتش نمی‌تواند بگریزد و هیچ کس او را نمی‌تواند ناتوان کند و من بر انتقام گرفتن از او بسی توانایم به عزت و جلالم سوگند هرکس را که مورد خودخواهی رسول و برگزیده من باشد حرمت او را بشکند خاندانش را بکشد عهد و پیمان او را پشت سر بیفکند و به آنان بی‌اعتنایی کند و به اهل‌بیت آن عزیز ستم روا دارد چنان عذاب کنم که هیچ یک از عالمیان را آن‌گونه عذاب نکرده‌ام.

جناب جبرئیل در پی این بیانات خطاب به پیامبر خدا عرض کرد: در این هنگام هرچه که در آسمان‌ها و زمین است ضجه می‌زند و زبان به نفرین کسانی می‌گشاید که به عترت تو ظلم کرده و حریم تو را شکسته‌اند آنگاه که شهیدان کربلا به خاک و خون بغلتند و در آرامگاه خویش قرار گیرند خداوند خود به دست قدرت خویش روح آنان را برمی‌گیرد و گروهی از فرشتگان آسمان را با ظرف‌هایی از یاقوت و زمرد و پر از آب حیات و پوشش‌هایی از پوشش‌های بهشت و عطری خوش‌بو از عطرهای بهشت به زمین می‌فرستد.

آنان پیکرهای پاک آن شهیدان را با آن آب حیات غسل می‌دهند با آن پوشش‌های بهشتی می‌پوشانند و با آن عطر آسمانی خوش‌بو می‌کنند و فرشتگان صف در صف بر آنان نماز می‌گزارند.

(باز هم جناب جبرئیل با بیان بشارتی دیگر دل نازنین پیامبر را تسلی داد و شاد کرد):

پس از انجام این مراسم پر شکوه خداوند قومی را از امت تو بر می‌انگیزد که کافران آنان را نمی‌شناسند و ایشان در ریختن آن خون‌های پاک نه در گفتار و نه در کردار و نه در دل و درون شراکتی نداشته‌اند. آنان مردانه بر می‌خیزند و آن پیکرهای پاک را به خاک می‌سپارند و در آن سرزمین برای قبر حضرت سیدالشهدا نشانه‌ای بر پا می‌کنند که آن نشانه پرچمی برای اهل حق و سببی برای رستگاری مؤمنان می‌شود. از سوی دگر از هر آسمان صد هزار فرشته آن آرامگاه آسمانی و ملکوتی را شب و روز در میان می‌گیرند و بر آن آرامگاه درود و صلوات می‌فرستند و نزد آن خدای را تسبیح و تنزیه می‌کنند. اینان برای زائران قبر حسین از خداوند طلب آمرزش و بخشایش می‌کنند و نام‌های کسانی از امت تو و نام‌های پدران و عشیره‌ها و شهرهایی را که برای قرب و نزدیکی به خداوند به زیارتش بشتابند می‌نویسند و با علامت و نشانه‌ای از نور عرش خداوند چهره آنان را نشان‌دار می‌کنند و بر آن چهره چنین می‌نگارند: این است زائر قبر بهترین شهیدان و زائر قبر پسر بهترین پیامبران؛ و چون روز قیامت فرا رسد از اثر آن نشانه نوری پرتو می‌افکند که دیدگان را فرا می‌گیرد و آن نور ایشان را می‌نمایاند و به آن نور شناخته می‌شوند.

 

جبرئیل فرمود:

«ای محمد! گویا می‌بینم که قیامت فرا رسیده و تو در میان من و میکائیل هستی و علی هم پیشاپیش ماست و فرشتگان بسیاری نیز ما را همراهی می‌کنند. در همان حال کسانی را که آن نشانۀ نورانی را به چهره دارند از میان مردم بر می‌گیریم تا خداوند آنان را از سختی‌ها و هول و هراس آن روز نجات دهد.

این نجات و رهایی از آن ترس و هراس فرمان و عطایی است از جانب خداوند برای کسی که قبر تو یا قبر برادرت یا قبر حسن و حسین را زیارت کند. در حالی که به جز خشنودی خداوند را اراده نکرده باشد. البته گروهی از مردمی که نفرین و خشم خداوند بر آنان واجب شده است خواهند کوشید که نشانه و اثر آن مزار مبارک را نابود کنند ولی خداوند راهی برای آنان که به این هدف شوم برسند قرار نخواهد داد.»

پس از نقل این مطالب پیامبر فرمود: «چیزی که مرا گریاند و اندوهگین ساخت همین ماجراهایی بود که جناب جبرئیل برایم نقل کرد.»

ادامۀ سخنان حضرت زینب (ع)

 

حضرت سجاد فرمود: «عمه‌ام زینب افزود: هنگامی که ابن ملجم که نفرین خدا بر او باد پدرم را با شمشیر زهرآگین ضربت زد و من نشانۀ مرگ ر ا در چهرۀ آن عزیز دیدم به او عرض کردم: پدر جان ام ایمن برایم چنین مطالبی بازگفته است؛ دوست دارم در این ساعات پایانی زندگانی شما آن را از زبان شما نیز بشنوم.

پدرم فرمود: دختر عزیزم آن ماجرا درست همان‌گونه است که ام ایمن برایت نقل کرده است. گویا من می‌بینم که تو و دختران خاندانت اسیران این شهر و دیار شده‌اید، در حالی که خوار و خفیفتان کرده‌اند و می‌ترسید که مردم شما را از میان بردارند. دخترم در آن هول و هراس صبوری پیشه کن. به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید سوگند می‌خورم که در آن روزگار در روی زمین برای خدا ولی ای به جز شما و دوستداران و شیعیان شما وجود ندارد.

پدرم در ادامۀ این بشارت تسلی بخش فرمود:

رسول خدا پس از بیان این مطالب به ما فرمود: ابلیس در آن روز که حسین به شهادت می‌رسد از فرط خشنودی به پرواز در می‌آید و تمام پهنۀ زمین را می‌پیماید و به شیاطین و عفریت‌هایش می‌گوید:

ای گروه شیاطین به آن هدف که از فرزندان آدم می‌خواستیم رسیدیم. سرانجامی را که از هلاکت و نابودی آنان در انتظارش بودیم فرا رسید و آتش دوزخ را برای آنان به ارث نهادیم مگر آنان که به این گروه (حسین و یارانش) پناه ببرند. اینک تمامی تلاش و کوشش خویش را به کار گیرید تا مردم را دربارۀ آنان به شک و دودلی دچار کنید آنان را به دشمنی با ایشان برانگیزید و نسبت به دشمنی با آنان و اولیایشان ترغیب و تحریکشان کنید. این دشمنی با حسین و خاندانش را آن‌چنان ادامه دهید تا گمراهی و کفر مردم استوار گردد و هیچ کس از آنان نجات نیابد.»

پدرم علی (ع) در پی این هشدار دربارۀ کوشش ابلیس در جهت برانگیختن مردم به دشمنی با اهل‌بیت و به ویژه  امام حسین (ع) و یارانش فرمود:

«اینجاست که ابلیس ظن و گمان گمراهی را دربارۀ پیروانش راست می‌یابد. در حالی که ابلیس بسیار دروغ‌گوست. به راستی هیچ عمل صالحی با دشمنی شما سود نمی‌بخشد و هیچ گناهی به جز گناهان کبیره با دوستی و ولایت شما زیان نمی‌رساند.»

پایان حدیث

 

در اینجا حدیث بسیار ارزشمندی که راوی آن جناب زینب است به بیان حضرت سجاد به پایان رسید و در پایان نقل این حدیث امام سجاد خطاب به زائده (آن زائر پاک‌باختۀ امام حسین) چنین فرمود:

«ای زائد این حدیث شریف را بر گیر و بدان که اگر یک سال در طلب آن سفر سخت در پیش می‌گرفتی کم بود.»
برگرفته از سایت کرب و بلا




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 30 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

کربلا از شهرهای مقدس جهان اسلام

کربلا از شهرهای مقدس جهان اسلام

شهر کربلا که زمانی جزئی از خاک ایران زمین بود هم اکنون در صد کیلومتری جنوب غربی شهر بغداد پایتخت کشور عراق قرار گرفته است.

در دوران زندگی حضرت امیرالمونین امام علی (ع) این شهر را به اسامی نینوا و شط الفرات نیز می‌شناختند. جمعیت شهر کربلا براساس آمار سال 2003 در حدود 572.300 نفر است و این شهر مرکز استان کربلا است.

شهر کربلا پس از شهر‌های مکه، مدینه منوره، بیت‌المقدس و نجف، مقدس ترین شهر شیعیان جهان محسوب می‌شود. در واقع در نزدیکی همین شهر بود که واقعه مصیبت بار عاشورا رخ داد.

ریشه نام کربلا
نظریات زیادی درباره ریشه‌زبانی نام کربلا وجود دارد. برخی بر این باورند که نام کربلا در زبان آشوری کهن ریشه دارد و از دو بخش کرب به معنای  نزدیک و الله به معنای خداوند گرفته شده است.

برخی دیگر مانند یاقوت حموی جغرافی دان مسلمان بر این باورند که نام کربلا از واژه عربی کربلاط به معنای زمین نرم اخذ شده است. برخی دیگر نیز معتقدند این واژه در اصل برگرفته از زمان فارسی و دو کلمه کار و بالا است.

درباره کربلا
کربلا از ثروتمندترین شهر‌های عراق است و منابع اصلی درآمد آن از زائرین اماکن متبرکه و کشاورزی است و بویژه محصول خرما است. این شهر از دوبخش قدیم یا بخش مذهبی و کربلای جدید تشکیل شده است. مدارس اسلامی و ساختمان‌های دولتی زیادی نیز در کربلا متمرکز شده‌اند.

مرقد مطهر امام حسین (ع) که در برخی از منابع نیز آن را مسجد‌الحسین(ع) نامگذاری کرده‌اند، در مرکز بخش مذهبی شهر کربلا قرار دارد.در روز عاشورای حسینی بسیاری از مسلمانان و شیعیان جهت زیارت این مکان مقدس به شهر کربلا می‌آیند. بسیاری از زائران مسن نیز به کربلا می‌آیند تا آخرین سال‌ها و روز‌های زندگی خود را در این شهر مقدس سپری کنند.

به دلیل وجود مرقد مطهر امام حسین در شهر کربلا ، 100 مسجد و 23 مدرسه دینی در این شهر ساخته شده‌اند.

تاریخ کربلا
مهمترین واقعه تاریخ شهر مقدس کربلا، شهادت جانگداز امام حسین(ع) و 72 نفر از یاران ایشان در عاشورای سال 61 هجری(10 اکتبر 680 میلادی) است.

حسین بن على(ع) یکى از محورهاى وحدت شیعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه گران اموى از نفوذ شخصیت او بیم داشتند.
با مرگ معاویه در سال 60 هجرى، یزید به والى مدینه نوشت که از امام حسین(ع) به نفع او بیعت بگیرد. اما سید الشهدا که فساد یزید و بى‏لیاقتى او را مى‏دانست، از بیعت امتناع کرد و براى نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین مى‏انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت.

از مدینه به مکه هجرت کرد و در پى نامه‌نگاری‌هاى کوفیان و شیعیان عراق به آن حضرت و دعوت براى آمدن به کوفه، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه‏هایى براى شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجرى از مکه به سوى عراق، حرکت کرد.

پیمان‌شکنى کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوى کوفه مى‏رفت، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین«کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت.تسلیم نیروهاى یزیدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنه‌کام، همراه اصحابش به شهادت رسید.

از آن پس، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگى شد و کشته شدن وى، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان‌هاى خفته گردید.

شهر کربلا از کم آبی در مقیضه بود که در اوئل قرن هجدهم با ساختن بندی در ابتدای نهر حسینیه این مشکل تا حدود زیادی مرتفع شد. در 1801 میلادی و پس از حمله واهابی‌ها به کربلا شهر به شدت آسیب دید و و هابی‌ها کربلا را غارت کردند.پس از حمله وهابی‌ها و رفع قائله آنان بزرگان کربلا حکومت خودمختاری را در این شهر اعلام کردند، اما دوره حاکمیت بزرگان کربلا بر این شهر  زیاد طول نکشید و با حمله عثمانی‌ها در سال 1843 خاتمه یافت.

حاکمیت عثمانی‌ها بر کربلا سبب مهاجرت بسیاری از علما از این شهر به نجف مقدس شد.از این زمان به بعد نجف مرکزیت دینی یافت. تا سال‌های اولیه قرن بیستم میلادی ایرانیان 75 درصد سکنه کربلا را تشکیل می‌دادند، اما در دوره سلطه بریتانیایی‌ها بر کربلا جمعیت ایرانیان ساکن کربلا به تدریج کاهش یافت.

در زمان حاکمیت صدام حسین در عراق سخت گیری‌ها بر مردم شهر کربلا شدت یافت و در این زمان غیر شیعیان مجاز به سفر به کربلا نبودند. در سال 1991 و در جریان قیام شیعیان علیه حکومت صدام حسین آسیب‌های فراوانی به شهر کربلا وارد شد. سرکوب قیام شیعیان عراق نقاب را از چهره بی رحم صدام برکشید و چهره واقعی او را برملا و بی رحمی و سنگدلی صدام نزد جهانیان را آشکار ساخت.

در سال 2004، قریب یکسال پس از اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی و پس از سقوط حکومت صدام ، بیش از یک میلیون زائر جهت زیارت حرمین مطهر به شهر کربلا رفتند.اما انفجار بمب صدها زائر را به شهادت رساند.این واقعه جانگداز در واقع به واسطه اشغال عراق توسط نیرو‌های آمریکایی و نبود شرایط امنیتی مناسب در شهر کربلا رخ داده بود.

ثبت نام کربلا,ثبت نام تور کربلا,تور کربلا,کربلا,نجف,کربلا و نجف هوایی,کربلا ارزان,کربلا ارزان قیمت,کربلا نقد,کربلا اقساط,کربلا قسطی,تور هوایی کربلا,تور کربلا هوایی , ثبت نام کربلا,ثبت نام تور کربلا,تور کربلا,کربلا,نجف,کربلا و نجف هوایی,کربلا ارزان,کربلا ارزان قیمت,کربلا نقد,کربلا اقساط,کربلا قسطی,تور هوایی کربلا,تور کربلا هوایی , ثبت نام کربلا,ثبت نام تور کربلا,تور کربلا,کربلا,نجف,کربلا و نجف هوایی,کربلا ارزان,کربلا ارزان قیمت,کربلا نقد,کربلا اقساط,کربلا قسطی,تور هوایی کربلا,تور کربلا هوایی ,




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 29 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

خطبه حضرت زینب (س) در مسجد کوفه

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا. کربلا.

کاروان اسرا در روز دوازدهم محرم وارد کوفه می شوند.

استقبال مردم کوفه؛ گریه و زاری
زنان اهل کوفه گریه و زارى می‌کردند و گریبان پاره میکردند و مردان هم با آنان مى‌گریستند، حضرت زین‌العابدین امام سجاد (ع) از بیمارى ناتوان بودند با صدای ضعیف و آهسته گفتند: «اینان بر ما گریه مى‌کنند پس چه کسی با ما می جنگید؟!» آنگاه حضرت زینب (س) سوى مردم اشاره کردند که ساکت باشید.

حذیم گوید: هرگز بانویى پرده‌نشین گویاتر از وى ندیدم، گویى بر زبان علی (ع) سخن مى‌راند.

 همه ساکت شدند و هر زنگى از صدا ایستاد، پس از حمد و ثناى الهى و صلوات بر رسول خدا (ص) فرمود:

 

آغاز سخنان حضرت زینب
«امّا بعد، اى مردم کوفه! اى گروه دغا و دغل و بى‌غیرت! اشکتان خشک نشود و ناله‌تان آرام نگیرد. مثل شما مثل آن زنی است که رشته خود را پس از محکم بافتن باز و تارتار مى‌کند. سوگندهایتان را دست‌آویز فساد کرده‌اید. چه دارید جز لاف زدن و دشمنى و دروغ و مانند کنیزان چاپلوسى نمودن و چون دشمنان سخن چینى کردن؟! براى خود بد توشه‌اى فرستادید که خدا بر شما خشم آورد و در عذاب جاودان می‌مانید.

 

آیا برای برادرم می گریید؟
آیا براى برادرم مى‌گریید؟ آرى بگریید که شایسته گریستنید. بسیار بگریید و اندک بخندید که عار آن شما را گرفت. ننگ آن بر شما آمد ننگى که هرگز از خویشتن نتوانید شست و چگونه از خود بشویید این ننگ را که فرزند خاتم انبیاء؛ معدن رسالت و سیّد جوانان اهل بهشت را کشتید آنکه در جنگ سنگر شما و تنها حزب و دسته شما بود و در صلح موجب آرامش دل شما و مرهم زخم شما و در سختى‌ها التجاى شما بود و در محاربات مرجع شما او بود.

    جای چه تعجب است اگر آسمان خون ببارد؟!
 

سودتان تبدیل به زیان شد
بد است آنچه پیش فرستادید براى خود. بد است آن بار گناهى که بر دوش خود گرفتید براى روز رستاخیز خود. نابودى باد! نابودى و سرنگونى باد بر شما! کوشش شما به نومیدی انجامید و دست‌ها بریده شد و سودها زیان شد. خشم پروردگار را براى خود خریدید و خوارى و بیچارگى برای شماحتمی باشد.

 

آیا می دانید چه کسی را کشتید؟
مى‌دانید چه جگرى از رسول خدا شکافتید و چه پیمانى را شکستید و ناموس او را از پرده بیرون کشیدید؟ آیا می دانید چه حرمتى از وى بدریدید و چه خونى ریختید؟! کار وحشیانه‌‌ای کردید که نزدیک است از هول آن آسمان‌ها فروریزد و زمین بشکافد و کوه‌ها متلاشى شود و از هم بپاشد. مصیبتى است دشوار و بزرگ و بد و پیچیده و شوم که در عظمت به عظمت زمین و آسمان است. آیا شگفت آورید اگر آسمان خون ببارد؟! عذاب آخرت خوارکننده تر است و یارى نمی‌شوید، پس مهلت عذاب خدا باعث چیره شدن شما نمی‌شود که خداى تعالى از شتاب و عجله منزّه است و از فوت خونى نمى‌ترسد و او در کمینگاه ما و شما است.»

 

آنگاه این اشعار سوزناک را خواندند
آنگاه این اشعار را فرمود: «چه خواهید گفت هنگامى که پیغمبر (ص) با شما گوید: این چه کاری است که به خانواده و فرزندان و عزیزان من کردید؛ شما که آخرین امّت هستید؟! بعضى اسیرند و بعضى آغشته به خون، پاداش من که نیک‌خواه شما بودم این نبود که با خویشانم پس از من بدى کنید، من مى‌ترسم عذابى بر شما نازل شود مانند آن عذاب که قوم ارم را هلاک کرد.»

 پس از آن‌ها روى گردانید.


مردم کوفه؛ حیران و وامانده
حذیم گفت: مردم را حیران دیدم و دست‌ها به دندان مى‌گزیدند، پیرمردى در کنار من بود مى‌گریست و ریشش از اشک‌تر شده بود و دست سوى آسمان برداشته مى‌گفت: پدر و مادرم فدایشان؛ سالخوردگان ایشان بهترین سالخوردگان‌اند و جوانانشان بهترین جوانان و زنانشان بهترین زنان و نسل آن‌ها والاتر از همه و فضل آن‌ها بالاتر و این اشعار سرود:

پیرانشان بهترین سالخوردگان‌اند و نسل اینان اگر شمار شود عارى از هر تباهى و خوارى است.

 

وصف حضرت سجاد(ع) از حضرت زینب(َع)؛ «تو دانایی، بدون آن که آموخته باشی»
پس علی بن الحسین (ع)  فرمود: «اى عمّه خاموش باش، باقى ماندگان باید از گذشتگان عبرت گیرند و تو بحمدالله درس ناخوانده دانائى و نیاموخته خردمند و دیگر اینکه گریه و ناله رفتگان را باز نمى‌گرداند.» پس آن بانوى بزرگوار ساکت شد. سپس آن حضرت از مرکب فرود آمد و چادرى زدند، او زنان را فرود آورده و داخل چادر شد.

 

 

متن عربی خطبه حضرت زینب در ورود به کوفه
خطبه زینب‌ بنت علی بن أبی طالب بحضره اهل الکوفه فی ذلک الیوم تقریعا لهم و تأنیبا عَنْ حِذْیَمِ بْنِ شَرِیکٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ‌: لَمَّا أَتَى عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ زین‌العابدین بِالنِّسْوَهِ مِنْ کَرْبَلَاءَ وَ کَانَ مَرِیضاً وَ إِذَا نِسَاءُ اهل الْکُوفَهِ یَنْتَدِبْنَ مُشَقَّقَاتِ الْجُیُوبِ وَ الرِّجَالُ مَعَهُنَّ یَبْکُونَ

فَقَالَ زین‌العابدین ع بِصَوْتٍ ضَئِیلٍ وَ قَدْ نَهَکَتْهُ الْعِلَّهُ إِنَّ هَؤُلَاءِ یَبْکُونَ عَلَیْنَا فَمَنْ قَتَلَنَا غَیْرَهُمْ؟ فَأَوْمَتْ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع إِلَى النَّاسِ بِالسُّکُوتِ قَالَ حِذْیَمٌ الْأَسَدِیُّ لَمْ أَرَ وَ الله خَفِرَهً قَطُّ أَنْطَقَ مِنْهَا کَأَنَّهَا تَنْطِقُ وَ تُفْرِغُ عَلَى لِسَانِ عَلِیٍّ ع وَ قَدْ أَشَارَتْ إِلَى النَّاسِ بِأَنْ أَنْصِتُوا فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَکَنَتِ الْأَجْرَاسُ ثُمَّ قَالَتْ بَعْدَ حَمْدِ الله تَعَالَى وَ الصَّلَاهِ عَلَى رَسُولِهِ ص أَمَّا بَعْدُ یَا اهل الْکُوفَهِ یَا اهل الْخَتْلِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَهُ وَ لَا هَدَأَتِ الزَّفْرَهُ إِنَّمَا مَثَلُکُمْ کَمَثَلِ الَّتِی‌ نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ‌- هَلْ فِیکُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَ الْعُجْبُ وَ الشَّنَفُ وَ الْکَذِبُ وَ مَلَقُ الْإِمَاءِ وَ غَمْزُ الْأَعْدَاءِ أَوْ کَمَرْعًى عَلَى دِمْنَهٍ أَوْ کَفِضَّهٍ عَلَى مَلْحُودَهٍ أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَیْکُمْ وَ فِی الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ أَ تَبْکُونَ أَخِی أَجَلْ وَ الله فَابْکُوا فَإِنَّکُمْ أَحْرَى بِالْبُکَاءِ فَابْکُوا کَثِیراً وَ اضْحَکُوا قَلِیلًا فَقَدْ أَبْلَیْتُمْ بِعَارِهَا وَ مَنَیْتُمْ بِشَنَارِهَا وَ لَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً وَ أَنَّى تَرْحَضُونَ قُتِلَ سَلِیلُ خَاتَمِ النُّبُوَّهِ وَ مَعْدِنِ الرِّسَالَهِ وَ سَیِّدُ شَبَابِ اهل الْجَنَّهِ وَ مَلَاذُ حَرْبِکُمْ وَ مَعَاذُ حِزْبِکُمْ وَ مَقَرُّ سِلْمِکُمْ وَ آسِی کَلْمِکُمْ وَ مَفْزَعُ نَازِلَتِکُمْ وَ الْمَرْجِعُ إِلَیْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِکُمْ- وَ مَدَرَهُ حُجَجِکُمْ وَ مَنَارُ مَحَجَّتِکُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ وَ سَاءَ مَا تَزِرُونَ لِیَوْمِ بَعْثِکُمُ فَتَعْساً تَعْساً وَ نَکْساً نَکْساً لَقَدْ خَابَ السَّعْیُ وَ تَبَّتِ الْأَیْدِی وَ خَسِرَتِ الصَّفْقَهُ وَ بُؤْتُمْ‌ بِغَضَبٍ مِنَ الله* وَ ضُرِبَتْ عَلَیْکُمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ أَ تَدْرُونَ وَیْلَکُمْ أَیَّ کَبِدٍ لِمُحَمَّدٍ ص فَرَثْتُمْ وَ أَیَّ عَهْدٍ نَکَثْتُمْ وَ أَیَّ کَرِیمَهٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ وَ أَیَّ حُرْمَهٍ لَهُ هَتَکْتُمْ وَ أَیَّ دَمٍ لَهُ سَفَکْتُمْ‌ لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ‌

 

وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا لَقَدْ جِئْتُمْ بِهَا شَوْهَاءَ صَلْعَاءَ عَنْقَاءَ سَوْدَاءَ فَقْمَاءَ خَرْقَاءَ کَطِلَاعِ الْأَرْضِ أَوْ مِلْ‌ءِ السَّمَاءِ أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءُ دَماً وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ أَخْزى‌ وَ هُمْ لا یُنْصَرُونَ‌- فَلَا یَسْتَخِفَّنَّکُمُ الْمَهَلُ فَإِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَحْفِزُهُ الْبِدَارُ وَ لَا یُخْشَى عَلَیْهِ فَوْتُ النَّارِ کَلَّا إِنَّ رَبَّکَ‌ لَنَا وَ لَهُمْ‌ لَبِالْمِرْصادِ ثُمَّ أَنْشَأَتْ تَقُولُ

 

 مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِیُّ لَکُمْ‌          مَا ذَا صَنَعْتُمْ وَ أَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ‌

بِأَهْلِ بَیْتِی وَ أَوْلَادِی وَ تَکْرِمَتِی‌         مِنْهُمْ أُسَارَى وَ مِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ‌

مَا کَانَ ذَاکَ جَزَائِی إِذْ نَصَحْتُ لَکُمْ‌       أَنْ تَخْلُفُونِی بِسُوءٍ فِی ذَوِی رَحِمِی‌

إِنِّی لَأَخْشَى عَلَیْکُمْ أَنْ یَحُلَّ بِکُمْ‌          مِثْلُ الْعَذَابِ الَّذِی أَوْدَى عَلَى إِرَمٍ‌

 

 

ثُمَّ وَلَّتْ عَنْهُمْ- قَالَ حِذْیَمٌ فَرَأَیْتُ النَّاسَ حَیَارَى قَدْ رَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوَاهِهِمْ فَالْتَفَتَ إِلَیَّ شَیْخٌ فِی جَانِبِی یَبْکِی وَ قَدِ اخْضَلَّتْ لِحْیَتُهُ بِالْبُکَاءِ وَ یَدُهُ مَرْفُوعَهٌ إِلَى السَّمَاءِ وَ هُوَ یَقُولُ بِأَبِی وَ أُمِّی کُهُولُهُمْ خَیْرُ کُهُولٍ وَ نِسَاؤُهُمْ خَیْرُ نِسَاءٍ وَ شَبَابُهُمْ خَیْرُ شَبَابٍ وَ نَسْلُهُمْ نَسْلٌ کَرِیمٌ وَ فَضْلُهُمْ فَضْلٌ عَظِیمٌ ثُمَّ أَنْشَدَ

کُهُولُکُمْ خَیْرُ الْکُهُولِ وَ نَسْلُکُمْ‌         إِذَا عُدَّ نَسْلٌ لَا یَبُورُ وَ لَا یَخْزَى‌

 

فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ یَا عَمَّهِ اسْکُتِی فَفِی الْبَاقِی مِنَ الْمَاضِی اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بحمدالله عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیْرُ مُفَهَّمَهٍ إِنَّ الْبُکَاءَ وَ الْحَنِینَ لَا یَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَکَتَتْ- ثُمَّ نَزَلَ ع وَ ضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَ أَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَ دَخَلَ الْفُسْطَاط

 

گرفته شده از سایت کرب وبلا




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 27 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

تور هوایی کربلا VIP اردیبهشت و خرداد 96

تور هوایی کربلا VIP اردیبهشت 96

تور هوایی کربلا خرداد 96

تور هوایی کربلا از تهران در ماه مبارک رمضان نوروز به سمت شمس الشموس حرم حسین بن علی علیه السلام

 برای زیارت اماکن مقدسه شهرهای کربلا نجف کاظمین و سامراء در شبها و روزهای بهاری

تور کربلا به صورت هوایی می تواند خاطر دلنشینی از زیارت امام حسین ع و تور هوایی کربلا برای شما به ارمغان بیاورد. شما یک هفته می خواهید بروید کربلا و نجف برای زیارت خب اینکه یک ساعته برسید کربلا بهتره یا اینکه بیست و چهار ساعته ! مسلما تور هوایی کربلا راحت می باشد.

تور هوایی کربلا VIP اردیبهشت 96و فروردین 96

تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف…….

اقامت به مدت 7 شب و 8 روز…….

5 شب در کربلا و 2 شب در نجف……..

هتل های برج الصفا،نور النجف،قصروالعباس،قصروالمولا و سایر هتل های درجه الف دیگر…

*********************************************

تور کربلا ویژه نوروز 95.تور کربلا.تور کربلا بهمن ماه 94.تور کربلا بهمن.تور کربلا بهمن 94

تور زیارتی نجف و کربلا درجه1

همراه با صبحانه ناهار شام…..

گشت های زیارتی…..

بیمه،ویزا……

همراه با همراهی مدیر کاروان ، مداح و آشپز ایرانی…….

و…

*************************************

تور هوایی زیارتی نجف ویژه زمستان

تور هوایی کربلا با بهترین ایرلاین ها……

تور زیارتی کربلا و نجف با هتل های تاپ درجه الف……

*******************************

 

تذکرات و مدارک مورد نیاز:

اصل پاسپورت و 2 قطعه عکس رنگی 4*3 زمینه سفید.

تور ها زیر نظر کارگزاران حج و زیارت و سازمان گردشگری صورت میگیرد.

در هتل های کربلا و نجف اتاق یکنفره وجود ندارد ودر صورت درخواست هزینه آن حساب میشود.

هزینه خروج از کشور و ورود به کشور عراق به عهده مسافر میباشد.

تور های زیارتی کربلا و نجف فقط هر 5شنبه انجام میگیرد.

تور های زیارتی خود را با سعادت سیر تجربه کنید.

سعادت سیر مجری مستقیم تور های زیارتی میباشد.

تور اقساطی کربلا را از ما بخواهید

سعادت سیر گیتی

تماس با…………………………………….43674367

کانتر مربوطه آقای صبوری

تماس………………………………….09372100835

کلمات کلیدی :

تور هوایی کربلا از تهران تور هوایی کربلا و نجف تورکربلا تور کربلا تور کربلا آبان96 تور کربلا اردیبهشت 96 تور کربلا از تهران تور کربلا با هواپیما تور کربلا فروردین 96 تور کربلا اردیبهشت و خرداد 96 تور کربلا هوایی تور کربلا هوایی از تهران تور کربلا هوایی تهران تور کربلا هوایی قیمت تور کربلا و نجف تور کربلا و نجف با هواپیما تور کربلا و نجف هوایی زیارت زیارت کربلا قیمت تور عتبات قیمت تور عتبات با هواپیما قیمت تور هوایی کربلا قیمت تور کربلا قیمت تور کربلا با هواپیما قیمت تور کربلا هوایی قیمت تور کربلا و نجف کربلا انواع تور کربلا ویژه نوروز . کربلا ماه مبارک رمضان .امام حسین تور ارزان قیمت کربلا 96  تور اقساطی کربلا تور زمینی کربلا تور زیارتی به کربلا تور زیارتی عتبات عالیات با هواپیما تور زیارتی کربلا تور عتبات تور عتبات عالیات تور عتبات عالیات هوایی تور عتبات هوایی تور نجف و کربلا با هواپیما تور نوروزی کربلا تورهای زیارتی کربلا تورهای هوایی کربلا.تور کربلا اردیبهشت 96و فروردین 96ماه 97 . تور هوایی عتبات عالیات تور هوایی کربلا
 




نوشته شده توسط رامش در شنبه 26 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

عمر بن سعد ملعون که بود؟

  تو کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا

عمر بن سعد، پسر ابی وقاص بود. پدر عمر، از مشاهیر اصحاب پیامبر اسلام(ص)،[1] و از سرداران صدر اسلام و امرای عرب بود.[2] او جزو اولین افرادی بود که اسلام آورد و در زمان پیامبر(ص) در جنگ‌های زیادی شرکت کرد. سعد بن ابی وقاص از طایفه بنی زهره و قریش بود و با مادر پیامبر اکرم(ص) خویشاوندی قبیله‌ای داشت. مدت سه سال حاکم کوفه شد. و از اعضای شورای شش نفره‌ای بود که برای تعیین خلیفه از جانب عمر انتخاب شده بودند.[3]
مورخان سال تولد عمر بن سعد را سال مرگ عمر بن خطاب[4] و یا در دوران پیامبراکرم(ص) دانسته‌اند.[5] عمر بن سعد بعد از کشته شدن عثمان، پدرش را تشویق کرد تا ادعای خلافت کند، اما پدرش این پیشنهاد را رد کرد.[6] او از جمله اشراف کوفه بود که علیه حجر بن عدی گواهی داد. و این گواهی زمینه‌ساز شهادت حجر به ‌دست معاویه شد.[7]
عمر بن سعد مقيم كوفه بود، عبيد الله بن زياد او را به حكومت همدان و رى منصوب كرده و گروهى را همراه او ساخته بود كه بروند. در اين ميان حسين بن علی(ع) به عراق آمد. عبيد الله بن زياد به عمر بن سعد فرمان داد به مقابله امام حسين(ع) برود و چهار هزار تن از سپاهيان خود را همراه او كرد و به عمر گفت: اگر حسين(ع) پيش من آيد و بپذيرد كه دست‏ در دست من نهد چنان رفتار كن و گر نه با او بجنگ. عمر بن سعد نپذيرفت. ابن زياد گفت: اگر نپذيرى تو را از حكومت عزل و خانه‌ات را خراب خواهم كرد. عمر بن سعد تسليم شد و به مقابله حسين(ع) رفت و با او جنگ كرد تا این‌که امام حسين(ع) به شهادت رسید. [8]
عمر بن سعد به دستور  عبیدلله بن زیاد، در کربلا آب را به روی امام حسین(ع) و یارانش بست.[9] همچنین پس از شهادت امام حسین(ع)، دستور داد که سپاهیانش بر بدن آن‌حضرت با اسب بتازند.[10]
وقتی عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) پیش عبید الله بن زیاد رفت، ابن زياد به عمر سعد گفت: آن نامه كه درباره كشتن حسين به تو دادم به من بازگردان. عمر گفت: چرا؟ فرمانى دادى و من به انجام رسانيدم و آن نامه هم گم شده است. ابن زیاد گفت: بايد بياورى؛ عمر سعد همان جواب را دوباره تکرار کرد. ابن زياد اصرار كرد تا این‌که عمر گفت: نامه را گذاشتم كه چون پير زنان قريش در مدينه بر من اعتراض كنند آن نامه عذر من باشد. من تو را پند دادم و نصيحت كردم درباره حسين كه اگر پدرم را چنان نصيحت كرده بودم حق او را ادا كرده بودم... .[11]
عمر سعد از کارش بسيار پشيمان و اندوهگين شد؛ زيرا او نسبت به منصب‌هاى وعده داده شده توسط ابن زياد، نوميد گشت. او از مجلس ابن زياد برخاست و به سمت خانه رفت و در راه می‌گفت: هيچ‏كس به منزل خويش بازنگشت آن‌طور كه من بازگشتم؛ عبيد الله پسر زياد فاسق فرزند فاجر را اطاعت كردم و خداوند حاكم عادل را نافرمانى نمودم و پيوند خويشاوندی را بريدم. [12] عمر بن سعد بر هر گروهى از مردم که می‌گذشت روى از او بر می‌گردانيدند و چون به مسجد می‌آمد مردم بيرون می‌رفتند، هركس او را می‏ديد دشنامش می‌داد.[13] و سر انجام در زمان حکومت مختار به انتقام شهدای کربلا کشته شد.[14]
 
[1]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 3، ص 63، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1415ق.
[2]. ابن کثیر دمشقی‏، البدایة و النهایة، ج 8، ص 72، دار الفکر، بیروت، بی‌تا.
[3]. همان.
[4]. الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 5، ص 219.
[5]. به نقل از: المزی، جمال الدین ابی الحجاج یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج 21، ص 360، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ چهارم، 1406ق.
[6]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، ج 2، ص 609، دار الجیل، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[7]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 5، ص 269، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق؛  بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 5، ص 254، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1417ق.
[8]. کاتب واقدی، محمد بن سعد بن منیع‏، الطبقات الکبری‏، ج 5، ص 128، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ دوم، 1418ق.
[9]. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 86، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق.
[10]. سبط بن جوزى‏، تذكرة الخواص من الأمة فى ذكر خصائص الأئمة، ص 228، منشورات الشريف الرضى‏، قم، چاپ اول، 1418ق؛ الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 88.
[11]. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 93 – 94، دار صادر، بیروت، 1385ق.
[12]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 3، ص 211، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1417ق؛ تذكرة الخواص من الأمة فى ذكر خصائص الأئمة، ص 233.
[13]. تذكرة الخواص من الأمة فى ذكر خصائص الأئمة، ص 233.
[14]. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج 5، ص 196، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، 1409ق؛ طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 6، ص 62، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق.




نوشته شده توسط رامش در پنج‌شنبه 24 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

آخرین حج امام حسین(ع)

 تور کربلا. تورزمینی کربل. تور هوایی کربلا.

امام حسین(ع) نامه دوم راکه از راه عراق به مردم کوفه فرستاد، آمده است: «... وقد شخصت الیکم من مکه یوم الثلاثاء لثمان مضین من ذی الحجه یوم الترویه...؛ ... من سه شنبه هشتم ذی‌الحجه، روز ترویه از مکه بیرون آمده، به سوی شما روانه شدم.»

 

آخرین حج امام

چنانکه ابومخنف می‌گوید: حسین (ع) خانه خدا را طواف کرد و سعی بین صفا و مروه را انجام داد و مویش را کوتاه کرد و از احرام عمره خارج شد. شیخ مفید می‌گوید: وقتی امام حسین (ع) خواست به سوی عراق روانه شود، طواف کعبه کرد و سعی بین صفا و مروه را انجام داد و از احرامش خارج شد و آن را عمره قرار داد؛ چون قادر به انجام حج کامل نبود؛ زیرا می‌ترسید توسط مأموران بنی‌امیه دستگیر و به نزد یزید فرستاده شود؛ لذا عمره به‌جا آورد و همراه اعضای خاندان، فرزندان و شیعیانش که به او پیوسته بودند، از مکه خارج شد

 

    آنگاه که امام از بیعت مردم کوفه با جناب مسلم بن عقیل آگاه شد و قصد عزیمت به آن شهر کوفه را کرد، آن‌ها به کار خود سرعت بخشیدند و کوشیدند تا قبل از اتمام مناسک حج، امام را به قتل برسانند

تهدید امام حسین (ع) در مکه

تهدیدهایی که بر جان امام در مکه وجود داشت، در سخنان آن حضرت فراوان منعکس شده است؛ همچنین امام حسین (ع) درباره بنی‌امیه فرمود: «به خدا سوگند آنان مرا رها نخواهند کرد تا اینکه روحم را از بدنم جدا کنند و آنگاه که این کار را کردند، خدای تعالی کسی را بر آنان مسلط کند که آنان را ذلیل و خوار کند و آنگاه بی‌ارزش تر از کهنه پارچه‌ای... گردند.» این سخنان امام حسین (ع) در واقع پیشگویی از شکست و نابودی حکومت امویان است که عملاً در مدتی نه چندان دور بعد از حادثه عاشورا تحقق یافت و این سلسله فاسد و پلید در سال ۱۳۲ ق با خفت و خواری شکست خورد و نابود شد و در انقراض آن، شهادت امام حسین (ع) و مظلومیت خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهم‌ترین نقش را داشت که در جای خود به اثبات رسیده است.امام به برادرش محمد بن حنفیه نیز فرمود: «ای برادر می‌ترسم که یزید بن معاویه مرا در حرم غافلگیر کند و من کسی باشم که احترام حرم با کشتن او از بین می‌رود. بعدها ابن عباس در نامه‌ای که در جواب یزید نوشت، از این حقیقت پرده برداشت. او خطاب به یزید نوشت: «من فراموش نمی‌کنم که چگونه حسین (ع) را از حرم رسول (ص) به حرم خدا راندی و اینکه به مأمورانت دستور دادی تا او را در حرم به قتل برسانند.»

 

دستور قتل امام حسین (ع)

البته پیش از آن نیز یزید دستور قتل آن حضرت را به طور رسمی صادر کرده بود؛ آنگاه که یزید از امتناع آن حضرت از بیعت با او (در مدینه) آگاه شد، در نامه‌ای به حاکم مدینه دستور داد که ابن زبیر را رها کند و با او کاری نداشته باشد؛ ولی حسین را به قتل برساند. او حتی ولید بن عتبه را به دلیل ناتوانی‌اش در جلوگیری از خروج امام از حکومت مدینه عزل کرد و عمرو بن سعید اشدق را به‌جای او گماشت. لذا از آن زمان به بعد مأموران بنی‌امیه درصدد به شهادت رساندن امام حسین (ع) بودند و برای عملی کردن هدف شومشان، دنبال فرصت مناسب می‌گشتند؛ ولی آنگاه که امام از بیعت مردم کوفه با جناب مسلم آگاه شد و قصد عزیمت به آن شهر را کرد، آن‌ها به کار خود سرعت بخشیدند و کوشیدند تا قبل از اتمام مناسک حج، امام را به قتل برسانند؛ از این رو حضرت پیش از آنکه مأموران بنی‌امیه بتوانند نقشه خود را عملی کنند، در روز هشتم ذی‌الحجه از مکه خارج شد. چنان‌که وقتی فرزدق شاعر از امام پرسید: چرا عجله کرده و حجتان را کامل به‌جا نیاوردید؟ فرمود: «اگر عجله نمی‌کردم دستگیر می‌شدم». در بعضی از نسخه‌های ملهوف آمده است: در روز ترویه عمرو بن سعید (اشدق) به همراه سپاهی وارد مکه شد. یزید به او دستور داده بود که اگر توانست، حسین (ع) را به قتل برساند. از این رو امام روز ترویه از مکه خارج شد. البته در متن نقل سیدبن طاووس به‌جای عمرو بن سعید، عمر بن سعد آمده است؛ ولی عمر بن سعد در این زمان در کوفه به سر می‌برد و به احتمال زیاد اشتباه از ناسخ بوده که به‌جای عمرو بن سعید، عمر بن سعد نوشته است.

سرانجام امام حسین (ع) پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در مکه، در روز سه‌شنبه، هشتم ذی‌حجه (روز ترویه) همان روزی که مسلم به شهادت رسید به همراه ۸۲ نفر که ۶۰ نفر آنان از شیعیان کوفه بودند، مکه را به سوی کوفه ترک کرد.

در یک ماه آخر اقامت امام حسین (ع) در مکه که احتمال سفر آن حضرت به کوفه می‌رفت، بسیاری با این سفر مخالفت کردند و از جمله عبدالله بن عباس و محمد بن حنفیه نزد حضرت آمدند تا ایشان را از سفر به کوفه منصرف کنند؛ ولی توفیقی نیافتند.

پس از خروج امام حسین (ع) و یارانش از مکه، یحیی بن سعید فرمانده پاسبانان عمرو بن سعید بن عاص -فرماندار مکه - با گروهی از یارانش، راه را بر امام (ع) بستند؛ ولی حضرت اعتنایی نکرد و به راهش ادامه داد.

 




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 23 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

تور هوایی کربلا VIP خرداد و ماه مبارک رمضان 96

تور هوایی کربلا VIP خرداد 96

تور هوایی کربلا VIP ماه مبارک رمضان 96

نویسنده این متن تور کربلا را در زمان های خلوت کربلا و نجف از هر زمانی بیشتر می پسندد . به همین خاطر هم به تمام شما دوستان عزیزی که می توانند در خردادماه و در ایام مبارک رمضان به عتبات عالیات بروند پیشنهاد می کنم که این فرصت طلایی را از دست ندهند چرا که کمتر پیش می آید در ایام سال که کربلا به این اندازه خلوت و خالی از زائر باشد . پس چه خوب است که در این ایام با خیالی آسوده به تور کربلا برویم.

تور هوایی کربلا از تهران در تعطیلات عید نوروز به سمت خورشید اماکن حرم امام حسین  علیه السلام

 برای زیارت اماکن مقدسه کربلا نجف کاظمین و سامراء در شبها و روزهای منتهی به سال جدید و عید باستانی نوروز

تور کربلا به صورت هوایی می تواند خاطر زیبا ومعنوی از زیارت امام حسین (ع )و تور هوایی کربلا برای شما به ارمغان بیاورد

تور هوایی کربلا VIP خرداد 96

تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف…….

اقامت به مدت 7 شب و 8 روز…….

5 شب در کربلا و 2 شب در نجف……..

هتل های برج الصفا ، نور النجف ، قصروالعباس ، قصروالمولا و سایر هتل های درجه الف دیگر …


تور زیارتی نجف و کربلا درجه1

همراه با صبحانه ناهار شام…..

گشت های زیارتی…..

بیمه،ویزا……

همراه با همراهی مدیر کاروان ، مداح و آشپز ایرانی…….

و…


تور هوایی زیارتی نجف ویژه زمستان

تور هوایی کربلا با بهترین ایرلاین ها……

تور زیارتی کربلا و نجف با هتل های تاپ درجه الف……



تذکرات و مدارک مورد نیاز:

اصل پاسپورت و 2 قطعه عکس رنگی 4*3 زمینه سفید.

تور ها زیر نظر کارگزاران حج و زیارت و سازمان گردشگری صورت میگیرد.

در هتل های کربلا و نجف اتاق یکنفره وجود ندارد ودر صورت درخواست هزینه آن حساب میشود.

هزینه خروج از ایران و ورود به  عراق به عهده مسافر میباشد.

تور های زیارتی کربلا و نجف فقط هر 5شنبه انجام میگیرد.

تور های زیارتی خود را با سعادت سیر تجربه کنید.

سعادت سیر مجری مستقیم تور های زیارتی میباشد.

تور اقساطی کربلا را از ما بخواهید




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 22 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

غارت خیمه‌گاه امام حسین علیه‌السلام


 تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
پس از شهادت مظلومانه امام حسین (ع) و یارانش، سپاه  ملعون عمر سعد به غارت سلاح، مرکب و لباس ایشان پرداختند؛ آنان حتی از جامه و زیورآلات زنان هم نگذشتند. همچنین بعد از جمع آوری غنایم جنگی مشغول تقسیم سرهای شهدای کربلا شدند که بدین‌وسیله نزد ابن زیاد ملعون تقرب بجویند.

غنیمت بردن از جنگ‌ها امری متداول است، طوری که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده و احکام فقهی برای آن صادر شده است؛ اما آنچه غنایم جنگ کربلا را مهم جلوه می‌دهد، مثله کردن پیکر سیدالشهدا علیه‌السلام و غارت خیام اهل‌بیت آن حضرت است. همه مورخان نگاشته‌اند که سپاه عمر سعد علاوه بر اسب و شتر و سلاح، آنچه از اثاثیه، لوازم سفر، زیورآلات زنان و عطرها در خیمه‌ها وجود داشت، چپاول کردند. این رذالت و پستی‌ها سبب شد اعمال و رفتار این غارتگران در اذهان مردم ماندگار شود.
 

غارت لباس‌های امام حسین (ع)

سپاه عمر سعد تمام لباس و لوازم شخصی امام حسین (ع) را غارت کردند. عمامه حضرت را «جابربن یزید» (و به روایتی اخنس بن مرثد)، پیراهنشان را «اسحاق بن حیوه»، کفش‌هایشان را «اسود بن خالد» و قطیفه‌ حضرت را «قیس بن اشعث کندی» برداشت. مرد دیگری از قبیله کنده کلاه خز امام را که به زیر کلاه‌خود به سر می‌گذاشت به غارت برد

امام حسین (ع) شلوار یمانی گران‌قیمتی داشتند که چشم را خیره می‌کرد، هنگامی‌که حضرت برای آخرین بار به میدان می‌رفتند؛ شلوار را پاره پاره کردند که کسی به آن طمع نکند، اما «بحربن کعب» آن را نیز ربود و امام را در آن حال رها کرد. هم‌چنین «بجدل بن سلیم» برای غارت انگشتر قیمتی امام حسین (ع) انگشت حضرت را قطع کرد. بنا به نقل «سید بن طاووس» این انگشتر غیر از آن انگشترى است که از ذخائر نبوت است و امام آن را به فرزندش امام سجاد (ع) سپرده است. اینکه چرا کوفیان از یک شلوار پاره هم چشم نپوشیدند بحث مفصلی است که در این مقال نمی‌گنجد؛ اما آنچه روشن است، برداشتن شلوار پاره و بریدن انگشت به خاطر ربودن انگشتر، جز با پستی و رذالت تفسیر نمی‌شود. گرچه در تاریخ برخی از راویان به فقر و تنگدستی کوفیان هم اشاره کرده‌اند.

غارت لباس‌ها و سلاح‌‏ها برای سایر شهدا نیز اتفاق افتاد. به گونه‌‏اى که سپاه ابن زیاد بدن‌هاى شهدای لشکر امام حسین (ع) را برهنه و عریان روى خاک رها کردند.

 

غارت سلاح و مرکب

«عمر بن سعد» زره مخصوص آن حضرت را که فقط جلو را مى‌‏پوشاند و پشت نداشت غارت کرد.حضرت دو شمشیر داشت که یکی را مردی از قبیله نهشل و دیگری را مردی از قبیله اَود برداشت. سید در لهوف تصریح می‌کند: این شمشیرها غیر از ذوالفقار است که جزو میراث نبوت و امامت است.

شمر شتر مخصوص امام حسین (ع) را غنیمت برداشت و به کوفه برد، پس از مدتی به شکرانه قتل فرزند پیامبر آن شتر را نحر کرد و گوشتش را به عنوان تبرک بین دشمنان اهل‌بیت در کوفه تقسیم کرد. شتر دیگری را «ابوالجنوب (عبدالرحمان) جعفی» برد و بعدها با آن آب می‌کشید
    پس از شهادت اباعبدالله الحسین (ع) سپاهیان کفر به فرماندهى شمر خیمه‌‏گاه را محاصره کردند و به دستور وی به سوی سراپرده حریم امام حسین (ع) هجوم بردند. اراذل و اوباش کوفه با شنیدن این فرمان بر یکدیگر سبقت می‌گرفتند.

 

غارت خیام و زنان اهل‌بیت

هنگامی‌که هنوز امام حسین (ع) به شهادت نرسیده بودند، «شمر» میان ایشان و خانواده‌شان مانع شد و با گروهی به سوی خیام اهل‌بیت حمله‌ور شد. امام در حالی که از شدت جراحات روی زمین افتاده بود، فرمود: «اگر دین ندارید و از روز جزا نمی‌هراسید لااقل آزاد‌مرد باشید، خیمه‌ام را از دستبرد اراذل و اوباش دور بدارید.» آنگاه شمر گفت: خاندانش را رها کنید و به خودش مشغول باشید

 اما پس از شهادت اباعبدالله (ع) سپاهیان کفر به فرماندهى شمر خیمه‌‏گاه را محاصره کردند و به دستور وی به سوی سراپرده حریم امام حسین (ع) هجوم بردند. اراذل و اوباش کوفه با شنیدن این فرمان بر یکدیگر سبقت می‌گرفتند و هر آنچه از اثاث و لوازم سفر، جامه و زیورآلات نزد زنان بود و هر چه به دستشان مى‏‌رسید، به یغما بردند. زنان حرم از خیمه‌ها بیرون آمدند و همگى مى‏‌گریستند.

لشکریان عبیداله بن زیاد حتی برای گرفتن چادر و لباس‌های روی زنان با آنان درگیر می‌شدند و اگر چیره می‌شدند، آن را می‌ربودند. برخی مورخان آورده‌اند، عمر سعد مردم را از این کار بازداشت و آنان دست برداشتند.

دشمن هر چه را مى‌‏یافت مى‌‏گرفت، حتى برای گرفتن گوشواره «حضرت ام‌کلثوم» دختر امیرالمؤمنین (ع) گوش وی را دریدند. سپس عطرها و سرخابی که حضرت حسین (ع) از کاروان تجاری یمن گرفته بود را غارت کردند.

«عبدالله بن حسن» از قول مادرش فاطمه دختر امام حسین (ع) نقل می‌کند: مردم به چادرهای ما ریختند، من دختر خردسالی بودم و بر پایم دو خلخال طلا داشتم که مردی هر دو را ربود و سپس هرچه در چادرمان بود غارت کرد. حتی روپوش از دوش ما کشید و برد.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: مردم بر سر جامه‌های گرانبها و زیورآلات و سرخاب رفتند و آن‌ها را به غنیمت گرفتندسپس سراغ بار و بنه امام رفتند. زنان از ترس جان و نامحرمان جامه‌ها را می‌کندند و به غارتگران می‌دادند تا از شر آنان در امان بمانند. بیشتر لباس‌ها و زیورآلات و شترها را «رحیل بن زهیر جعفی»، «جریر بن مسعود حضرمی» و «اسید بن مالک» برداشتند

«ابن نمای حلی» در مثیرالاحزان می‌نویسد: لشکر دشمن مقنعه زنان از سرشان، انگشتر از انگشتشان، گوشواره از گوششان و خلخال‌ها را از پای آنان بیرون کشیدند.

 

چگونگی تقسیم سرهای شهدا در بین قبایل

عمر سعد براى اینکه خبر پیروزى خود را هر چه زودتر به عبیداله بن زیاد برساند، در عصر عاشورا سر مطهر امام حسین (ع) را توسط «خولى بن یزید» و «حمید بن مسلم» به کوفه فرستاد وی تا حدود ظهر روز یازدهم به دفن اجساد پلید کشته شدگان سپاهش مشغول بود. پس از اتمام کار در حالى که پیکر پاک فرزند رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و یارانش در زیر آفتاب رها شده بود، دستور داد سرهاى دیگر شهداى کربلا را از بدن‌ها جدا کنند و به قصد تقرّب به ابن زیاد و گرفتن جایزه با خود به کوفه ببرند. وی سرها را این‌گونه بین قبائل تقسیم کرد:

    قبیله هوازن به فرماندهى شمر بن ذى الجوشن، ۲۰ سر در برخی منابع ۱۲ سر برای هوازن نقل شده است
    قبیله بنى اسد به فرماندهی هلال بن اعور، ۶ سر. لهوف تعداد سرهای این قبیله را ۱۶ سر می‌داند
    قبیله کنده به سرکردگى قیس بن اشعث، ۱۳ سر
    قبیله تمیم به سرکردگى حصین بن نمیر، ۱۷ سر
    قبیله مذحج، ۷ سر

دینوری در اخبارالطوال به جای قبیله مذحج نام دو قبیله زیر را ذکر کرده است:

    قبیله ازد به سرکردگى عیهمه بن زهیر، ۵ سر
    قبیله ثقیف به سرکردگى ولید بن عمرو، ۱۲ سر

عمر سعد سرها را به این افراد سپرده و به سوی کوفه روانه کرد. کسانی که مامور مراقبت از حمل سرها در طول مسیر کربلا تا کوفه بودند، عبارت‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اند از: شمر بن ذی الجوشن، قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج زبیدی و عزره بن قیس احمسی.





نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 21 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

تعداد سپاهیان عمر بن سعد ملعون


تور کربلا. تور زمینی کربلا.  تور هوایی کربلا.
عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد را برای فرماندهی سپاه علیه امام حسین علیه‌السلام بر گزید عمر بن سعد که ابتدا برای سرکوب شورشیانِ دیلمان انتخاب شده بود با وعده حکم ولایت ری به سمت کربلا و جنگ با امام حسین (ع) شتافت. بعد از پذیرش فرماندهی سپاه از سوی عمر بن سعد، فعالیت‌های عبیدالله برای افزایش شمار سپاهیان شروع شد. هسته مرکزی سپاه عمر بن سعد را چهار هزار نفر تشکیل می‌دادند که با تلاش‌های عبیدالله بن زیاد تا روز ششم محرم به حدود ۲۰ هزار نفر رسیدند.

عبیدالله ابتدا سران کوفه را در مسجد کوفه فراخواند و آنان را با هدایای نقدی به حضور در جنگ علیه امام حسین (ع) تشویق کرد عبیدالله بن زیاد از کاخش بیرون آمد و بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى گفت: اى مردم! شما، خاندان سفیان را تجربه کردید و آن‌ها را آن‌گونه یافتید که دوست داشتید. و این، یزید است که او را به سیرتِ نیکو و روش پسندیده و نیکى به مردم و مراقبت از مرزها و بخشش به جا می‌شناسید، گو اینکه پدرش نیز این‌گونه بود. امیر مؤمنان یزید، بر گرامیداشتِ شما افزوده و به من نوشته است تا چهار هزار دینار و دویست هزار درهم را در میانتان تقسیم کنم و شما را به‌سوی جنگ با دشمنش، حسین بن على، بیرون ببرم. پس به [سخنان] او گوش دهید و فرمان ببرید. والسلام!
سپس از منبر فرود آمد و هدایای آنان را میان بزرگانشان تقسیم کرد و آنان را به حرکت و همراهى و یارى دادن به عمر بن سعد در جنگ با حسین (ع)، فراخواند.

تعداد سپاهی که عبیدالله برای جنگ با امام حسین (ع) فراهم کرد بنا بر مشهور بین بیست تا سی هزار نفر بوده است؛ اما تمام مورخین در مورد تعداد سپاه اتفاق نظر ندارند. تعدادی که در گزارش‌های نسبتا معتبر آمده عبارت است از: چهار هزار نفر چهار هزار و پانصد نفر، بیست هزار نفر، ۲۲ هزار نفر، ۲۸ هزار نفر، سى هزار نفر دسته از مورخینی که رقمی بیش از سی هزار نفر را نوشته‌اند، احتمال می‌رود که تنها افراد اعزامی از کوفه به کربلا را گزارش کرده‌اند، اما همه این افراد به کربلا نرسیدند. به اعتقاد برخی از مورخان، مردم از جنگیدن با حسین بن‌ علی (ع) اکراه داشتند.

ابن زیاد، هم زمان با فرستادن فرماندهان خود، افراد فراوانى را نیز با آنها همراه می‌کرد؛ اما وقتى به کربلا می‌رسیدند، تنها گروه اندکى از آنان باقى می‌ماند؛ زیرا جنگ با حسین (ع) را خوش نمی‌داشتند و از آن خوددارى می‌کردند. از این رو ابن زیاد، سُوَید بن عبد الرحمان مِنقَرى را با سوارانى به‌سوی کوفه فرستاد و به او فرمان داد که در کوفه بگردد و هر کس را دید که سرپیچى نموده، نزد او بیاورد.
او در محله‌های کوفه می‌چرخید که مردى شامى را دید که براى گرفتن ارث خود به کوفه آمده بود. او را نزد ابن زیاد فرستاد. عبیدالله فرمان داد که گردنش را بزنند. مردم، چون چنین دیدند [براى جنگ با حسین (ع)]، راه افتادند.

همچنین برخی از مورخان، تعداد سپاهیان کوفه را تا مقطع زمانی خاصی ثبت کرده‌اند و همین امر باعث شده که رقمی کمتر از بیست هزار نفر را گزارش کنند.

    برخی از مورخان، تعداد سپاهیان کوفه را تا مقطع زمانی خاصی ثبت کرده‌اند و همین امر باعث شده که رقمی کمتر از بیست هزار نفر را گزارش کنند.

احمد بن یحیی بَلاذُری مورخ قرن سوم و ابن اعثم کوفی مورخ قرن چهارم از متقدم‌ترین مورخانی هستند که تعداد سپاه عمر بن سعد را با جزئیات بیشتری گزارش کرده‌اند. علاوه بر آن با توجه به شیعه بودن ابن اعثم و نزدیکی گزارش او به سایر مورخین متقدم می‌توان به گزارش او اطمینان کرد. همچنین با توجه به روایاتی که شیخ صدوق از ائمه اطهار (ع) نقل کرده، صرف نظر از اعتبار سندی این روایات که در کتاب الامالی او ثبت و ضبط گردیده است، نزدیکی شمار سپاه به سی هزار نفر تقویت می‌شود. گزارش ابن اعثم از تعداد سپاه عمر بن سعد

نخستین کسى که به‌سوی عمر بن سعد حرکت کرد، شِمر بن ذی‌الجوشن سَلولى ـ که لعنت خدا بر او باد ـ بود که با چهار هزار تن، به او پیوست و لشکر عمر بن سعد، به نُه هزار تن رسید. پس از او، زید  بن رَکاب کَلْبى با دو هزار تن، حُصَین بن نُمَیر سَکونى با چهار هزار تن، مُصاب مارى (ِ مُضایر مازِنى) با سه هزار تن و نصر بن حَربه  با دو هزار تن، به او پیوستند و سپاهش به بیست هزار تن رسید.
آنگاه ابن زیاد، مردى را به‌سوی شَبَث بن رِبعى ریاحى فرستاد و از او خواست که به‌سوی عمر بن سعد برود. شبث بیمارى را بهانه کرد. ابن زیاد به او گفت: آیا خود را به بیمارى می‌زنی؟ اگر تو گوش به فرمان ما هستى، به‌سوی جنگ با دشمن ما برو.
شبث پس از آنکه ابن زیاد، او را بزرگ داشت و عطایا و هدایایى به وى بخشید، با هزار سوار به عمر بن سعد پیوست. پس از آن، حجار بن اَبجَر نیز با هزار سوار، از پىِ او آمد و سپاه عمر بن سعد، به ۲۲ هزار پیاده و سواره رسید.
آنگاه ابن زیاد، به عمر بن سعد نوشت: «با فراوانىِ سواره و پیاده، بهانه‌ای در جنگ با حسین برایت نگذاشته‌ام. دقت کن که هیچ کارى را آغاز مکنى، جز آنکه صبح و شب، با هر پیک بامدادى و شامگاهى، با من مشورت کنى. والسلام.»
عبیدالله بن زیاد، همواره کسى را به‌سوی عمر بن سعد روانه می‌کرد و از او می‌خواست تا در نبرد با حسین (ع) شتاب کند. دسته‌های سپاه عمر بن سعد، شش روز از محرم گذشته، به هم پیوستند.

به نظر می‌رسد گزارشی که ابن اعثم از تعداد سپاه می‌کند تا روز ششم محرم باشد در صورتی که عبیدالله تا آخرین لحظه به فرستادن نیرو به سمت کربلا در تکاپو بوده است و گزارش بلاذری این موضوع را تایید می‌کند همچنین ابن اعثم (مورخ قرن چهارم) فرستادن افرادی همچون حصین بن تمیم طهوری با دو هزار نفر، اشعث قیس کندی با هزار سوار و حارث بن یزید بن رویم که تعداد سپاهش مشخص نیست را گزارش نکرده است. در صورتی که ابن سعد (مورخ قرن سوم) تعداد نیروهای حصین بن تمیم را گزارش کرده است و شیخ صدوق تعداد افرادی که همراه اشعث قیس بودند را در امالی آورده است همچنین دینوری (مورخ قرن سوم) و بلاذری (مورخ قرن سوم) سپاهی به فرماندهی حارث بن یزید را نقل کرده‌اند. با جمع‌بندی رقم‌های بالا تعداد سپاه عمر بن سعد به حدود ۲۵ هزار نفر آن هم تا نزدیکی ششم محرم می‌رسد و با احتساب مبادرت عبیدالله تا آخرین لحظه در فرستادن نیرو به سمت کربلا، رقمی بین بیست تا سی هزار نفر به عنوان فصل مشترکی در گزارش‌های معتبر از مورخین متقدم قابل پذیرش است.




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 20 فروردین 1396

ارسال نظر(0)

:: تور کربلا
:: هتل درجه الف المیزان کربلا
:: تور کربلا عید فطر
:: رستوران رکن السلطان بهترین رستوران کربلا
:: رستوران کباب نبیل در کربلا
:: هتل روتانا کربلا
:: هتل الاشیقر در کربلا
:: تور کربلا ویژه اردیبهشت
:: نکات مهم در سفر به کربلا
:: رستوران های معروف کربلا





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر


elhamgarmehei@yahoo.com




:: آذر 1404
:: فروردین 1398
:: اسفند 1397
:: بهمن 1397
:: آذر 1397
:: آبان 1397
:: مهر 1397
:: شهریور 1397
:: مرداد 1397
:: تیر 1397
:: خرداد 1397
:: اردیبهشت 1397
:: فروردین 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهریور 1396
:: مرداد 1396
:: تیر 1396
:: خرداد 1396
:: اردیبهشت 1396
:: فروردین 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهریور 1395
:: مرداد 1395
:: تیر 1395
:: خرداد 1395
:: اردیبهشت 1395
:: فروردین 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهریور 1394
:: مرداد 1394
:: تیر 1394
:: خرداد 1394
:: اردیبهشت 1394
:: فروردین 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهریور 1393
:: مرداد 1393
:: تیر 1393
:: خرداد 1393

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |