💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

تور کربلا

تور کربلا نوروز

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
تور کربلا نوروز
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::اطلاعات زائر
::اماکن متبرکه عراق
::درباره واقعه کربلا
::هتل های کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::تور کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین



نويسندگان :

آمار بازديد :




پول با بركت

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


 حضرت حاج آقاسيد وليّ الله طبسي رضوان الله تعالي عليه در مورد کرامات حضرت عباس فرمودند:


در اواخر دولت عثماني كربلا غرق در بلا و ابتلا و گرفتاري ومحنت بود و اهالي آن با حكومت در مجادله بودند.
من با چند سر عائله در نهايت فقر و سختي بسر مي برديم . ضمناً هر هفته عصرهاي جمعه روضه مان ترك نمي شد و هر چه كه مي توانستم و اقتضاي حال بود و لو خرما به مجلس مي آوردم . يك هفته اي قدري خرماي زاهدي براي مجلس ذخيره كرده بودم ، از قضاء چند نفر از اعراب توابع كربلا كه از ترس جنگ به  آقا حضرت عباس (ع) پناهنده شده بودند، مهماني به منزل ما آمدند. (چون خانه ما در جوار آن حضرت بود). در خانه چيزي نبود مجبور شدم با خرماهاي زاهدي از آنها پذيرائي كنم .

چند روز از اين اتفاق گذشت ، صبح روزجمعه شد، رفتم توي فكر روضه و تهيه اسباب آن ، به خانه يكي از دوستان رفتم كه دو قران از او قرض بگيرم ، ولي متاسفانه پول نداشت ، وقت برگشتن وارد صحن حضرت سيدالشهداء (ع) شدم ، با خودم گفتم :

غنيمت است تاينجا كه آمديم يك زيارتي هم بكنم . بعد از اينكه از حرم بيرون آمدم ، با ازدحام مردم كه از طرف خيمه گاه به طرف صحن بود. مواجه شدم ، چون منزل آسيدعلي مسئله گو از توپ صدمه ديده بود، متزلزل شده . و از صداي تخريب آن مردم خيال كردند توپ ديگري زده شده لذا ازدحام به درون دالان صحن فشار ميآوردند.
در اين شلوغي پوست ساق پايم خراش برداشت كه ناچاراً از طرف كوچه و بازار به خانه رفتم، همينطوري كه داشتم ميرفتم دلم شكست ، گفتم : بهتر است كه به حرم  حضرت ابوالفضل (ع) مشرف شوم ، و عرض حال كنم .
آمدم محل خراشيدگي را شستم و بعد بحرم حضرت پناهنده شدم ، توي حرم كسي جز دو كبوتر نبود. گفتم : مولاي من ، پايم مجروح شده ، تا مخارج خودم را از شما نگيرم دست برنمي دارم ، مجلس روضه دارم و وسائل آن مهيا نيست ، تا فرجي نرساني بيرون نمي روم .
با خودم گفتم : يك دو كلمه روضه بخوانم شايد فرجي برسد، ايستادم و شروع به روضه خواندن كردم ، يك وقت متوجه شدم كه اگر كسي بيايد و بگويد براي كه روضه مي خواني ؟ چه بگويم ؟! روضه نخواندم و مشغول نماز هديه شدم .
از نماز كه فارغ شدم ، ديدم كنار ديواري كه متصل به من بود يك دسته دوقراني گذاشته شده مثل صرّافها كه روي ميز و صندوق هايشان مرتب و دسته بندي شده مي چينند بود. گفتم :
بَه بَه مولاي خودم  ابوالفضل العباس (ع) مرحمت فرموده چون اگر از جيب كسي ريخته شده بود پخش مي شد و به اين خوبي دسته كرده و مرتب روي زمين قرار نمي گرفت ، به هر حال آنها را برداشتم و به منزل بردم و توي صندوق گذاشتم و از اين ماجرا به كسي چيزي نگفتم .
تا يك سال هر وقت پول مي خواستم از آن پولها برمي داشتم و خرج مي كردم  و روزهاي جمعه هم مجلس روضه ام از صبح تا ظهر طول مي كشيد و غير چاي و نان و سيگار و قليان يك حقه شير مصرف مي شد.
پرسيده شد: روزي چقدر مصرف خانه است ؟
گفتم : نمي دانم ، ليكن بعضي اوقات مي شد كه سه چهار عدد دوقراني برمي داشتم و زندگيم را مي چرخانيدم و چون خيلي كم از جايي به من پول مي رسيد مدت يك سال هيچ التفاتي نداشتم ، تا اينكه يك روز گفتم :
خوب است كه پولها را بشمارم ببينم چقدر است ؟! وقتي شمردم ديدم هفتاد و دوقراني بود. بعد از آن پولها از آن پولها خبري نشد.

تور کربلا. تورزمینی کربلا.تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در پنج‌شنبه 17 تیر 1395

ارسال نظر(0)

مسجد کوفه وقدمت آن
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
بسياري از فقها درباره اين اهمیت زیاد مسجدکوفه وقدمت آن سخن گفته اند ، از جمله شيخ صدوق (ره) در کتاب " من لا يحضره الفقيه"  قدمت آن را ذکر کرده است
همچنين علامه  بزرگ سيد محمد طباطبايي (ره ) جّد علامه بحر العلوم (قدس سره)درباره قدمت و تاريخ  شهر کوفه و فضائل مسجد آن و فضيلت نماز دراین مسجد سخن گفته است.. او در ابتداي اين کتاب شرح مختصري بيان نموده است. در اين کتاب آمده است:  پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: هنگامي که مرا به آسمان بردند از  جايگاه مسجد کوفه گذشتم در حالي که بر براق نشسته بودم و جبرئيل همراه من بود.   جبرئيل گفت:  اي محمد اين کوفان است و اين مسجد آن، به پايين برو و در اين مکان  نماز بگذار. پرسيدم اي جبرئيل اين  جايگاه چه چيز خاصي را دارد؟ گفت: اي محمد کوفان و ا مسجد آن آنرا من بيست بار ويران و بيست بار ديگر آباد يافتم و ميان هر بار پانصد سال فاصله بود .   پيامبر اکرم (ص) هم به پايين آمد و نماز خواند.  آیات قرآنی زیادی در فضیلت مسجد کوفه وارد شده است

امام رضا (ع) از ابو سعد الخراسانی پرسید ساکن کجا هستی؟ گفت  : کوفه. فرمود :  مسجد کوفه خانه حضرت نوح است , اگر کسی صد بار وارد آن شود خداوند برای او صد مغفرت می نویسد چون در آن دعای حضرت نوح صورت گرفته است که گفت : ((رب اغفر لی ولوالدی ولمن دخل بیتی مؤمنا )) (پروردگارا مرا ووالدینم  وهر مؤمنی که وارد خانه من می شود  را مورد آمرزش قرار بده  ).

خراسانی به حضرت امام عرض کرد  : مقصود او از (( والدین )) کیست ؟ فرمود : آدم وحوا
.
ابو سعید اسکافی از امام باقر نقل می کند: امیر المؤمنین علی (ع) در تفسیر آیه : ( و آویناهما الی ربوه ذات قرار ومعین)  فرمودند. : ربوه همان کوفه است . قرار یعنی مسجد ومعین همان فرات است .

نیز از امام کاظم از پدرانشان از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده که إیشان فرمودند : خداوند از شهرها چهار شهر را برگزید . خداوند فرمود ((و التین و الزیتون وطور سینین وهذا البلد الأمین)).  تین شهر مدینه, زیتون بیت المقدس , طور سنین کوفه , وهذا البلد الأمین مکه است
.تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.



نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 16 تیر 1395

ارسال نظر(0)

عنایت امیرالمؤمنین(ع) به علامه امینی

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
 شیخ عبدالحسین امینی مشهور به علامه امینی در سال 1320 هجری قمری در تبریز در خانواده‌ای اهل علم، تقوی و فضیلت به دنیا امد.درش حاج میرزا احمد امینی از بزرگان و عالمان بر جسته تبریز بود و به پرهیزگاری، علم کثیر، اخلاق حسنه و بسیاری از صفات پسندیده دیگر مشهور بود. جد بزرگ او نیز مشهور به امین‌الشرع، مردی بود عاشق و شیفته اهل بیت عصمت علیهم‌السلام.

علامه امینی در چنین خاندانی شروع به رشد کرد و در صدد فراگیری علوم و احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام بر آمد. از این رو مقدمات علوم را در شهر تبریز فرا گرفت و در محضر اساتیدی همچون سید محمد مولانا، صاحب کتاب مصباح المساکین، سید مرتضی خسرو شاهی و شیخ حسین، صاحب کتاب هدیه الانام تلمذ کرد. در همین دوره بود که الفیه ابن مالک؛ هزار بیت در باره صرف و نحو ادبیات عرب به زبان عربی را حفظ کرد، اما آنچه بیشتر ذوق ادیبانه و شور عاشقانه او را اقناع می‌کرد، حفظ اشعار گوناگون درباره امام علی (ع) بود. عشق به خاندان عصمت و طهارت او را بر آن داشت تا به نجف اشرف سفر کند.

شیخ عبدالحسین در سال 1335 تالیف اثر گرانبهای «شهداء الفضیله» را آغاز کرد و توانست با انجام کاری ابتکاری، از میان کتاب‌های قدیمی که در معرض نابودی و فراموشی بودند، مطالبی درباره علمای متقدم و متاخری که در راه حق به شهادت رسیده‌اند تدوین کند. او برای تهیه این کتاب که تحسین بسیاری را برانگیخت، به کتابخانه های بسیاری در ایران و عراق سر زد تا از هر جا حتی اندک مطلبی درباره علمای شهید بیابد. علامه امینی در این کتاب کوشید تا به زندگی و دیدگاه بیش از یکصد تن از پیروان امام علی(ع) و علمای شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم بپردازد.

این محدث، مفسر، متکلم و فقیه معاصر به تحقیقات گسترده خود ادامه داد و تعلیقه‌ای بر کتاب «کامل الزیارات» ابن قولویه قمی(ره) نوشت. او این تعلیقه را با هدف معرفی مفهوم زیارت در فرهنگ تشیّع و بحث پیرامون آن به رشته تحریر در آورد و در ادامه آن با تألیف «ادب الزائر» ارادت خود را به امام حسین (ع) اثبات کرد.

علامه امینی از ابتدای تحصیلات علمی خود در فکر ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر اندیشه‌های والای اسلامی بود و با همین اندیشه به سراغ نگارش کتابی رفت که واقعیتی را به منظور ایجاد وحدت در جامعه اسلامی مطرح سازد، لذا حدیث غدیر را شکافت و واقعه غدیر را با هدف تبیین ولایت جاودان امیر مومنان حضرت علی (ع) به رشته تحریر در آورد.

چاپ نخست کتاب الغدیر در سال 1324 هجری شمسی در نجف آغاز شد و این مجموعه تا نه جلد افزیش یافت. پس از انتشار این کتاب عظیم، بسیاری از علمای کشورهای مختلف اسلامی ضمن ستایش، بر آن حاشیه نوشته و آن را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند. علامه امینی هفت سال پس از انتشار نخستین جلد الغدیر در اثبات ارادت خود به امیر مومنان علی (ع) کتابخانه‌ای با بیش از چهل و دو هزار کتاب خطی و چاپی درباره مولی الموحدین امام علی (ع) با عنوان مکتبة الامام امیر المؤمنین(ع) تأسیس می‌کند.

علامه امینی(ره) به دلیل تلاش‌های علمی خود، از سوی حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی، حاج میرزا احمد حسین نایینی، شیخ عبدالکریم حایری یزدی و شیخ محمد حسین کمپانی اجازه اجتهاد دریافت می‌کند و پس از آن نیز به تبریز باز می‌گردد. در این زمان او به سوی تفسیر قرآن کریم جذب می‌شود و برخی آیات قرآن کریم را در سوره‌های اعراف، واقعه و مؤمن مورد بحث و تحلیل قرار می‌دهد.

عنایت امیرالمؤمنین(ع) به علامه امینی

حجت‌الاسلام شیخ آصفی از حجت‌الاسلام شیخ محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف ملازم علامه امینی بود، نقل می‌کند:

علامه امینی می‌فرمود: یک شب جمعه زائر حرم حضرت امیر المؤمنین(ع) شدم، مشغول زیارت و دعا بودم و از خدا می‌خواستم به خاطر حضرت علی(ع) کتاب «درر السمطین» که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر نیاز داشتم را برایم مهیا کند.

در این زمان یک عرب دهاتی برای زیارت حضرت مشرف شد، و از حضرت می‌خواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد.

یک هفته گذشت و من کتاب را پیدا نکردم، بعد از یک هفته دوباره برای زیارت مشرف شدم. از حُسن اتفاق، وقتی که مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد دهاتی به حرم مشرف شد و از حضرت امام علی تشکر می‌نمود که حاجت او را برآورده کرده. وقتی من کلام آن مرد را شنیدم محزون شدم چون دیدم امام(ع) حاجت او را برآورده کرده بود، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.

خطاب به حضرت گفتم: جواب این مرد دهاتی را دادی و حاجتش را برآورده کردی! و من مدتی است متوسل می‌شوم به خدا و شما را شفیع قرار می‌دهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده آیا من کتاب را برای خودم می‌خواهم؟ یا به خاطر کتاب شما الغدیر؟ گریه کردم، از حرم بیرون آمدم آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم.

در عالم خواب دیدم به خدمت حضرت امیر(ع) مشرف شده‌ام، حضرت به من فرمود: آن مرد ضعیف الایمان بود و نمی‌توانست صبر کند. از خواب بیدار شدم و صبح سرسفره بودم که در زده شد. در را باز کردم، دیدم همسایه‌ای که شغلش بنایی بود داخل شد و سلام کرد، ‌سپس گفت: من خانه جدیدی خریده‌ام که بزرگتر از این خانه است و بیشتر اساس خانه را به آنجا انتقال داده‌ام، این کتاب را در گوشه خانه پیدا کردم، همسرم گفت: این کتاب به درد شما نمی‌خورد و شما آن را نمی‌خوانی آن را به همسایه‌مان شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن شاید او استفاده کند.

کتاب را گرفتم و غبارش را پاک کردم، دیدم همان کتاب خطی «درر السمطین» است که دنبالش بودم.

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 16 تیر 1395

ارسال نظر(0)

محل دفن حضرت علی (ع) و نحوه دفن آن حضرت


تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


حبان بن علی العنزینقل میکند:

مرا خبر داده آزاد کرده علی(ع) که چون هنگام احتضار آن حضرت فرا رسید به حسن و حسین علیهما السلام فرمود: «چون من از دنیا رحلت کردم مرا بر تختی گذارید و بیرون آوریدم و عقب تخت را بردارید و جانب پیش آن را به حال خود بگذارید، که آن جانب خود برداشته می شود و مرا ببرید به غریین (نجف اشرف)، پس در آن جا سنگ سفیدی خواهید دید، در آن سنگ قبر مرا بکنید به تخته ای می رسید، مرا در آنجا دفن کنید. پس چون آن حضرت چشم از جهان فرو بست ما نیز همین کار را کردیم تا به غریین رسیدیم سنگ سفید را دیدیم که از نور می درخشید. در آن سنگ قبر را حفر کردیم تخته ای ظاهر شد که بر آن نوشته بود: این را نوح در این جا برای علی بن ابی طالب ذخیره گذاشته است. پس آن حضرت را دفن کردیم و باز گشتیم و از دیدن این معجزات که دلالت بر عظمت مقام حضرت می کرد، خشنود شدیم، پس گروهی از شیعیان به ما رسیدند که بر آن حضرت نماز نخوانده بودند، ما ایشان را از آن چه اتفاق افتاده بود با خبر کردیم...»
نکته ای که در این روایات به چشم می خورد این است که امام علی(ع) با توجه به مصالحی که بعداً آشکار شد، وصیت فرمود تا او را در دل شب و پنهانی به خاک بسپارند تا مبادا بنی امیه و خوارج و.. از محل دفن اطلاع یافته و به ایشان اهانتی نمایند.

برخی از مورخان و جغرافی دانان و علمای اهل سنت نیز تأیید کرده اند که محل دفن امام علی(ع) در نجف اشرف (در همین محل کنونی) قرار دارد که عبارتند از:

1- ابن اثیر، در کتاب الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 396.

2- ابوالغداء در کتاب المختصر فی تاریخ الشیعه، ج 1، ص 93.

3- ابن الوردی در کتاب تاریخ ابن الوردی، ج 1، ص 249.

4- یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان، ج 3، ص 790- ج 4، ص 760.

5- ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 16.

اما تعیین محل دفن امام (ع) در مشهد نجف نزد شیعه اضافه بر مطالبی که بیان شد مبتنی بر دلائل و براهین آشکار دیگری است که عبارتند از:

1- تواتر اخبار و روایات دفن امام علی(ع) در این مکان مقدس

2- اجماع و اتفاق شیعه بر این که قبر آن حضرت در همین مکان فعلی بوده است.

3- ظهور کرامات و معجزات بی شماری که در این مرقد مطهر ظهور کرده است.

4- مقبولیت عامه مردم و پادشاهان و امیران از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ، پس از آشکار شدن قبر مطهر در زمان هارون الرشید به بعد.

5- مورخان و محدثان نوشته اند که امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بارها در همین مکان به زیارت جدشان آمده اند حتی بسیاری از خواص شیعه را راهنمایی کرده اند.

اینها بخشی از ادله ای است که دلالت دارد مرقد مطهر امام علی علیه السلام در مکان فعلی در نجف اشرف می باشد.

تور کربلا. تور زمینی کربلا.تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 15 تیر 1395

ارسال نظر(0)

بهترین زمان برای رفتن به تور کربلا

بهترین زمان برای رفتن به تور کربلا چه موقعی هست ؟

برای اینکه بهترین زمان مسافرت به لحاظ معنوی و فضیلت را برای انتخاب درست زمان تور کربلا و نجف انتخاب کنیم خوب است که از روایات و احادیثی که در باب فضیلت و ثواب زیارت امام حسین علیه السلام بر ما وارد شده است نگاهی بیاندازیم . هر چند که من نتوانسته ام تمام احادیثی که در این زمینه هست مطالعه کنم ولی فکر می کنم اگر نگوییم بهترین زمان برای انتخاب تور کربلا روز عرفه هست حداقل یکی از بهترین انتخاب ها می تواند انتخاب زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه باشد .

در زیر به برخی از احادیثی که در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام به ما رسیده است اشاراتی داریم امیدواریم که شما بتوانید بهترین زمان برای تور کربلا و عتبات خود را مشخص کنید.

بهترین زمان برای رفتن به تور کربلا

ثواب و فضیلت های زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه :

به سند معتبر از بشیر دهان منقول است که گفت: عرض کردم به خدمت حضرت صادق علیه السلام که گاه هست حج از من فوت مى‏شود و روز عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام مى‏گذرانم فرمود که نیک مى‏کنى اى بشیر هر مۆمنى که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برود با شناسایى حق آن حضرت در غیر روز عید نوشته شود براى او ثواب بیست حج و بیست عمره مبروره مقبوله و بیست جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عید بنویسد حق تعالى براى او ثواب صد حج و صد عمره و صد جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عرفه با معرفت حق آن حضرت نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره پسندیده مقبوله و هزار جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل گفتم کجا حاصل مى‏شود براى من ثواب موقف عرفات .

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: در روز عرفه خداوند متعال به بندگان عارفى که در پیشگاه الهى صف کشیده و نداى عاشقانه و عارفانه‌شان صحراى عرفات را پر کرده است مباهات مى‌کند و به فرشتگانش مى‌فرماید: اى ملائکه من! به بندگانم بنگرید که از راه‌هاى دور و نزدیک، مشکلات بسیارى را متحمل شده و به اینجا آمده‌اند. شما را گواه مى‌گیرم که من خواسته‌ آنان را برآوردم و گناهکارانشان را به خاطر نیکوکارانشان بخشیدم

پس آن حضرت نظر کرد به سوى من مانند کسى که خشمناک باشد و فرمود که اى بشیر هر گاه مۆمنى برود به زیارت قبر امام حسین علیه السلام در روز عرفه و غسل کند در نهر فرات پس متوجه شود به سوى قبر آن حضرت بنویسد حق تعالى از براى او به هر گامى که برمى‏دارد حجى که با همه مناسک بعمل آورده باشد و چنین گمان دارم که فرمود و عمره [غزوه‏]) (و در احادیث کثیره بسیار معتبره وارد شده که: حق تعالى در روز عرفه اول نظر رحمت بسوى زائران قبر حسین علیه السلام مى‏افکند پیش از آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند)

و در حدیث معتبر از رفاعه منقول است که: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود که امسال حج کردى گفتم فدایت شوم زرى نداشتم که به حج روم و لکن عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام گذرانیدم فرمود که اى رفاعه هیچ کوتاهى نکردى از آنچه اهل منى در آن بودند اگر نه این بود که کراهت دارم که مردم ترک حج کنند هر آینه حدیثى براى تو مى‏گفتم که هرگز ترک زیارت قبر آن حضرت نکنى پس ساعتى ساکت شد و بعد از آن فرمود که خبر داد مرا پدرم که هر که بیرون رود به سوى قبر امام حسین علیه السلام و عارف به حق آن حضرت باشد و با تکبر نرود همراه او مى‏شوند هزار ملک از جانب راست و هزار ملک از جانب چپ و نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره که با پیغمبر یا وصى پیغمبر کرده باشد.

 

تور کربلا : این روز را از دست ندهید!

هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبها است؛ بخصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. به دوستان می‏خواستم سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید.

بدانید اگر می‏خواهید مشکلاتتان را حل کنید ـ‏که همه ما ‏مشکلات داریم‏ـ بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجت‏های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما اعطا می‏کند. از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نکنید و دعا کنید.

                                                                                                                                        منبع: تبیان




نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 14 تیر 1395

ارسال نظر(0)

تاریخ عزادارى امام حسين عليه السلام

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


حماسه کربلا، بزرگترين و دلخراش ترين واقعه تاريخ است که پس از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به ياد آن واقعه اشکها ريخته مي شود و ناله و فرياد به پا است. در اين مقاله قصد داريم که سير تاريخي عزاداري شهداي کربلا را مورد بررسي قرار دهيم.

مراسم عزادارى امام حسين(ع) نخستين بار در روز يازدهم محرم سال 61 هجرى در كنار اجساد مطهر شهيدان توسط اهل بيت‏ عليه السلام برگزار گرديد.

پس از آن هنگام ورود کاروان اسيران به كوفه، امام سجاد و حضرت زينب و ام‏ كلثوم عليهم السلام براى مردم كوفه كه براى تماشا آمده بودند، سخنرانى كردند. در پى اين سخنرانيها صداى ضجه و گريه از خانه‏ها و مردم كوفه بلند شد. که به نوعي عزاداري براي شهدا و افشاگري امويان بود.

پس از ورود کاروان اسراء به شام و خطابه خواني امام سجاد(ع) در شام، يزيد به اهل بيت امام حسين اجازه داد كه عزادارى كنند و اهل ‏بيت ‏به مدت سه روز به طور رسمى در شام عزادارى كردند.  در پى آن خطابه و اين عزاداريها، انقلاب بزرگ فكرى در شام پديد آمد و اكثر قريب به اتفاق مردم نسبت ‏به دستگاه حاكمه بدبين شدند.

عزاداري بعدي در مدينه برپا شد. پس از ورود اهل بيت به مدينه عزاى عمومى بر پا گرديد و تمامى مردم مدينه ناله و ضجه كردند. پس از آن حلقه‏هاى عزادارى توسط اشخاص و افراد سرشناس بر پا شد. از جمله كسانى كه درمدينه‏ مجلس‏عزادارى بر پا كرد، حضرت زينب سلام الله عليها بود. اين عزادارى مدينه را در آستانه انفجار و حركت عمومى قرار داد و عمر بن سعد جريان را به يزيد گزارش داد و اعلام کرد که " تحقيقا وجود زينب کبري(س) در مدينه انديشه‏ها را تحريك مى‏كند، زيرا او سخنور و دانا و باهوش است. خود و كسانى كه با او همراهى مى‏كنند، در نظر دارند براى خونخواهى حسين قيام كنند."  تا اين كه حضرت زينب به شام يا مصر تبعيد و رحلت فرمود.

پس از شهادت امام حسين(ع) ائمه خود اقامه عزادارى مى‏كردند و شيعيان را به اقامه عزا و گريه و عزادارى تشويق مي نمودند.

عزادارى، نخست در ايام محرم و ايام زيارتى امام حسين(ع) در كربلا و جاهاى ديگر برگزار مى‏شد چون پانزدهم شعبان، روزعرفه، شب عيد فطر و اول ماه رجب و غيره.  اما از آغاز قرن سوم عزادارى وضعيت ديگرى يافت كه در تحقيق حاضر به تبيين آن مى‏پردازيم.

در قرن سوم و چهارم و پنجم و همزمان با تشكيل دولتهاى آل‏بويه در عراق و حمدانيون در سوريه و فاطميون در مصر مذهب شيعه گسترش يافت و مراسم عزادارى توسعه يافت و در بسيارى از شهرها روز عاشورا عزا و تعطيل عمومى اعلام گرديد.

در محرم سال 252 - معزالدوله ديلمى دستور داد كه مغازه‏ها بسته و تعطيل عمومى اعلام گردد و مردم عزادارى كنند و مردم با حالت عزا و ماتم در خيابانها حركت كردند.  اينگونه بود که عزاى عمومى در ميان شيعيان به صورت يك سنت در آمد. در اين دوره، اشعار در قالب قصيده سروده مى‏شد. ستمهاى بنى‏اميه و بنى‏عباس در آن ذكر و مقام و منزلت اهل بيت عليه السلام ‏بيان مى‏گرديد. مردم در عزادارى ها وشعراء در قصيده‏ها بيشترين توجه را به ولايت اهل بيت عليه السلام داشتند. و كتب مقتل در اين زمان تاليف گرديد.

در اين دوره درگيرى شديد بين شيعه و اهل سنت وجود داشت و حكومتهايى كه پيرو بنى ‏اميه و بنى ‏عباس بودند، اهل سنت را بر كشتار شيعيان تشویق و از برگزارى مراسم عزادارى منع مى‏كردند.

در سال‏407 هجرى در آفريقا و در ماه محرم " معزبن باديس" لشكريان خود را به قتل شيعيان دستور داد و اهل سنت را نيز در اين امر آزاد گذاشت. جمع كثيرى را در آفريقا كشتند و در آتش سوزاندند خانه‏هاى آنها را خراب كردند. جمعى به قصر منصور پناه بردند اما در محاصره قرار گرفتند و هر كسى از قصر خارج شد، كشته شد و جمعى به مسجد جامع پناه بردند در آنجا نيز همگان را از بين بردند.  دراين دوره مراسم عزادارى براى ائمه به طور كامل رواج يافت.

مشخصات روضه خواني در اين دوره از اين  قرار بود: 1 - عزادارى در ايام عاشورا و موسم زيارت 2 - تكيه بر اهل بيت عليهم السلام ‏به عنوان عترت پيامبر و غصب خلافت توسط بنى‏اميه. 3 - رشد ذوق شعرى در زمينه مدح و مراثى امام حسين و اهل بيت(ع) . 4 - ذكر مصيبت اهل بيت(ع). 5 - بيان ستمهاى بنى‏اميه. 6 - مراسم عزادارى به عنوان اعتراض به بنى‏اميه و بنى‏عباس و ايادى آنها.

به دلايل فوق حکومتهاي وقت از برگزارى مراسم عزاداري شديدا جلوگيرى مى‏كردند.

عزاداري در زمان بني عباس و مغول

پس از انقراض سلسله بنى‏عباس در بغداد و سلطه مغولها بر بخش عظيمى از كشورهاى اسلامى شكل و محتواى روضه به تدريج تغيير يافت. اين تغيير شايد بدان جهت‏ بود كه سلاطين بنى‏عباس خود را خليفه پيامبر مى‏دانستند و مدعى حكومت‏ بر مسلمين از جانب اسلام بودند و اطاعت ‏خود را بر مردم واجب شرعى مى‏دانستند. مذاهب اهل سنت را، مذهب رسمى و قانونى و شرعى دانسته و از آنها به طور كامل حمايت مى‏كردند. پيروى از مذهب شيعه ممنوع و در ادارات دولتى و مراجع قضايى رسمى نبود.

در مقابل اين انديشه، انديشه تشيع بود كه حكومت را حق اختصاصى و الهى ائمه مى‏دانستند شرايط و انديشه‏هاى بسيار والا براى حاكم اسلامى قايل بودند. براساس اين دو انديشه به طور طبيعى درگيرى بين تشيع و حكومت پديد آمد. در مراسم عزادارى اين اختلاف نظر و جهت‏گيرى سياسى مطرح مى‏شد و قطعا حكومتها از برگزارى مراسم وحشت داشتند. از اين رو مراسم روضه از سياست جدا نبود.

پس از سلطه مغول و وحشت‏ بسيار عجيبى كه ايجاد كرده بود و حاكمان آنها مدعى حكومت ‏بودند، نه مدعى خلافت، مراسم عزادارى از حالت اعتراض سياسى خارج و به مراسم خاص مذهبى اختصاص يافت و عزادارى به منظور كسب ارزش اخروى و دوستى با اهل‏ بيت(ع) ‏برگزار گرديد.

در اين دوره تحريفات زيادى در وقايع عاشورا واقع شد و براى بيشتر گرياندن و گريه كردن داستانهاى مهيج و زبان حال نقل مى‏شد و براى اين كه حكومتها مانع نشوند، به مساله سياست و حكومت پرداخته نمى‏شد.

مشخصات عزاداري در اين دوره ازاين قرار مي باشد: 1 - تعميم و گسترش مراسم عزادارى از ايام محرم و زيارتى به ايام ديگر. 2 - برگزارى روضه بيشتر براى كسب ثواب و شفاعت ائمه معصومين(ع). 3 - بيان ستمها و جنايات بنى‏اميه و بنى‏عباس. 4 - ذكر فضايل اهل ‏بيت(ع). 5 - زهد گرايى و دخالت نكردن در امور حكومت و دورى از دنيا و پرداختن به امور آخرت. 6 - گسترش حسينيه ها براى برگزارى مراسم عزا.

دراين دوره هر كسى ذوق و قريحه شعرى داشت، اشعارى در مرثيه امام حسين(ع) سرود. كه بسيارى از آن اشعار، سينه به سينه و يا در دفترهاى خطى تداوم يافت. برخى از اشعارى كه در روستاها خوانده مى‏شود و يا مردم عشاير در مراسم عزا مى‏خوانند از اين قبيل اشعار است. گاهى اين اشعار را كسانى سروده‏اند كه آگاهى از تاريخ نداشته و به منظور خدمت ‏به امام و اظهار علاقه به اهل ‏بيت ‏سروده‏اند.

در اين دوره همت‏ بر آن گماشته شد كه فضايل اهل ‏بيت ‏بيان و مردم با آنها آشنا گردند. كه اين آشنايى نقش بسيار مهمى در جهت تداوم خط اهل‏ بيت و تشيع ايفاء كرده است. که اين كار بسيار عظيم و بزرگ در پيشگاه خداوند اجر بسيار بزرگ دارد. زيرا ذكر فضايل اهل ‏بيت و آشنا ساختن مردم با مقام معنوى آنها به منزله تداوم خط رهبرى و دعوت جامعه به عزت و حفظ ارزشهاى والاى اسلام براى نسلهاى آينده است.

در اين دوره عزادارى به شكل رايج فعلى رواج يافت. كه برخى آغاز آن را به شكل زدن بر سر و سينه به دوران آل ‏بويه برگردانده‏اند. (6)

عزاداري در دوران کنونی

در دورانهاى اخيرعزادارى از نظر كميت و كيفيت رشد کرده ، در سالگرد رحلت پيامبر(ص) و امامان معصوم و حضرت زهرا عليهم السلام و.... مراسم عزادارى بر پا مى‏شود. برخى از مشخصات مراسم عزادارى دوران جديد به قرار ذيل است.

1 - دقت تاريخى

افرادى كه از فضل و سواد برخوردار هستند، سعى مى‏كنند وقايع عاشورا و مرثيه ديگر امامان را بر اساس مستند تاريخى بيان نموده و از استنتاجات به دور از عقل و عرف در مقام ائمه شديدا پرهيز مى‏كنند.

2 - تاريخ تحليلى

خطيبان و نويسندگان، تاريخ عاشورا را به صورت تجزيه و تحليل شده بيان مى‏كنند. قضايا را ريشه ‏يابى و عوامل پيدايش و آثار اجتماعى آن را بيان مى‏نمايند.

3 - اهداف امام حسين(ع)

در عزاداري ها حركت امام حسين(ع) و سيرى كه آن حضرت داشت و عللى كه براى قيام خود بیان كرده بررسى مى‏شود. آن حضرت با چه انگيزه‏اى قيام و براى تحقق چه هدفى حركت كرد؟ آيا هدفش كشته شدن بود؟ هدف گريه شيعيان و نجات آنها بود؟ به منظور رسيدن به حكومت قيام كرد؟ مجبور شد و نمى‏توانست ‏به جاى ديگرى برود؟ و ... هر كسى به شكلى ارزيابى و نتيجه‏گيرى كرده است و هر كسى براى اثبات مدعاى خود شواهد تاريخى و دلايلى از كلام پيامبر(ص) و خود امام حسين(ع) ذكر كرده است. هر چند برخى به خطا رفته‏اند. اما اقدام به چنين كارى و تجزيه و تحليل اهداف آن پيشواى بزرگ الهى، كارى بسيار ارزشمند است.

 

4 - توام شدن روضه با سياست

برگزارى مراسم روضه از سياست جدا نبوده و نيست. و اين مجالس محل بسيار مناسبى براى رشد آگاهى سياسى و موضع ‏گيرى در برابر حكومتهاى ستمگر بوده و هست.  بسيارى از تصميم ‏گيريهاى سياسى در همين مجالس اتخاذ شده است. مطالعه تاريخ سياسى ايران از دوران مشروطه و مقدمات آن اين حقيقت را روشن مى‏سازد و اين مجال عامل اساسى حركتهاى مردمى بوده است؛ زيرا اهداف امام حسين(ع) بررسى و بيان مى‏شد. پايبندى اهل عزا به اهداف حسين(ع) امرى بسيار روشن است. اطاعت امام حسين(ع) به عنوان امام واجب الاطاعة در همه زمانها نيز واضح است. پس از اين سه مقدمه هر شيعه‏اى خود را ملزم به قيام بر ضد حكومت ‏ستمگر دانسته ‏است.

5 - تشكيل هياتها

هيات در زمان ما عبارت است از يك دسته و گروه منظم و متشكل و با برنامه خاصى كه در ايام عزادارى به عزادارى مى‏پردازد.

هياتها به دو دسته تقسيم مى‏شوند:

1 - يك دسته از هياتها فقط در ايام محرم و صفر و ديگر ايام عزادارى عمومى تشكيل مى‏شود. افراد آن در ايام خاصى دور هم جمع شده به عزادارى مى‏پردازند.

2- هياتهايى است كه در طول ايام سال فعاليت مى‏كنند. بر حسب توافقى كه كرده‏اند در شبهاى جمعه يا صبح جمعه يا شب چهارشنبه و ... گرد هم جمع مى‏شوند. اينها نيز به دو دسته تقسيم مى‏شود.

نقش عزادارى

قيام امام حسين(ع) و شهادت او تلاشهاى برادر و پدر و جدش را در گذشته بارور و زمينه تلاش براى آيندگان فراهم ساخت.

در آن مقطع كه معاويه تلاش بسيار گسترده و همه جانبه كرده بود تا نام عترت پيامبر را از خاطره‏ها محو كند و اكثر افراد با حقيقت عترت بيگانه شده بودند و آنان كه حسين(ع) را مى‏شناختند، نيز امام را به عنوان امام و پيشواى لازم الاطاعة نمى‏شناختند؛ زيرا مفهوم عترت در نزد آنها به معنى خاندان پيامبر بود و بر اين اعتقاد بودند؛ افرادى كه منتسب به پيامبرند بايد احترام گردند و آنها را بايد دوست داشت. دوستى با عترت مطرح بود نه اطاعت عترت. اين معنى قابل تحريف و جلوگيرى از آن قابل توجيه بود.

اما امام حسين با قيام خود، عترت را به عنوان رهبر و واجب الاطاعة مطرح كرد و اقدامى نمود كه هرگز قابل انكار و يا توجيه و تحريف نباشد. مردم را با مفهوم عترت آشنا ساخت و در پى آن قيام، حركت عظيم فكرى در جامعه پديد آمد. از آنجا كه اسلام بدون رهبرى صحيح و قرآن بدون تفسير از ناحيه وى قابل تحقق و عمل نيست، امام انديشه تحقق قرآن با رهبرى معصوم را مطرح ساخت. قيام او زمينه و انگيزه اين آشنايى را فراهم ساخت.

سنت عزادارى عاشورا زمينه پاسدارى از انديشه شيعه را در آينده فراهم ساخت به طورى كه نوحه خوانى و عزادارى را هيچ كسى نمى‏تواند منع كند و در سايه و پوشش عزادارى مى‏توان مفهوم عترت و اهداف امام حسين عليه السلام  را تشريع كرد.

سنت عزادارى حسينى مورد تاييد «امامان معصوم» بوده و بارها دوستان و شيعيان را با گفتار و عمل به اقامه مجالس فرا خوانده‏اند.

در پايان اين مقاله سخنى از امام هشتم در همين زمينه مي آوريم که:

"الامام على بن موسى عليه السلام: يا ابن شبيب ان سرك ان يكون لك من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسين فقل متنى ما ذكرته: يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزا عظيم."  اى پسر شبيب، اگر دوست دارى پاداش شهيدان همراه حسين(ع) را به دست آورى، هرگاه او را ياد كردى بگو: اى كاش با شما بودم و به موفقيت ‏بزرگى دست مى‏يافتم.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 13 تیر 1395

ارسال نظر(0)

زنده شدن مرده در حرم حضرت عباس(ع)

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


خادم حرم قمر بنی‌هاشم (ع) در بیان کراماتی از حضرت عباس عنوان  کرد:

شبی قبل از نماز صبح در اطراف ضریح مطهر حضرت عباس(ع) بودم و دیدم زن عربی دختر خود را بر روی پشت خود بسته و با ورود به حرم، ضریح را دید و به زیارت پرداخت.

خادم حضرت عباس بیان داشت: این خانم حدود چند ساعت ضریح مبارک را زیارت کرد و من حساب کردم حدود 55 مرتبه به دور ضریح چرخید و هر بار که یک دور تمام می‌شد، چیزی می‌گفت و دوباره حرکت می‌کرد.

وی خاطر نشان کرد: نماز صبح که تمام شد، دیدم که آن دختر بچه در کنار ضریح گریه می‌کند و هر چه گشتم مادرش را پیدا نکردم.

وی ادامه داد: سراسر حرم را گشتم و بالاخره آن زن را دیدم در گوشه‌ای خوابیده و به سختی از خواب بیدار شد.

کلیددار حرم ابوالفضل (ع) عنوان کرد: به او گفتم بچه‌ات گریه می‌کند که ناگهان سراسیمه از جا بلند شد و با بغض فریاد می‌زد زنده شد؟ زنده شد؟

وی تاکید کرد: آن زن گفت بچه‌ام سه روز است که مرده و او را آوردم تا اینجا زنده شود، زیرا اگر پدرش می‌دانست، قطعا مرا می‌کشت.

حاج عباس گفت: طبق رسم حرم بلافاصله آن کودک را به اتاقی که پنجره‌اش به سوی صحن مطهر قرار دارد بردم و این خبر را به استاندار و مرجع آن زمان اطلاع دادم.

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در شنبه 12 تیر 1395

ارسال نظر(0)

اعمال مسجد کوفه

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

ورود به مسجد کوفه بهتر است از باب الثّعبان باشد.

نام این در از قدیم باب الثعبان بوده و داستانش چنین است: هنگامی که امیرالمؤمنین امام علی(ع) بالای منبر بود، یکی از جنّیان به صورت اژدهایی از این در وارد مسجد شد، نزد حضرت آمد و سوالی پرسید؛ بعد از شنیدن جواب، از همین در بازگشت؛ از آن به بعد، این در «باب الثعبان» نام گرفت

این معجزه آشکار امیرالمؤمنین (ع) چنان بر معاویه گران آمد که برای تغییر نام این در، دستور داد فیلی را برای مدتی بر کنار آن در بستند و به مرور نام آن را به «باب الفیل» تغییر داد ولی اکنون همه این در را با نام اصلی آن، باب الثّعبان می شناسند.
در هر حال چنين وارد شده است كه وقتی به سوی مسجد كوفه عازم شدی در حال رفتن «اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ» می گويی. آنگاه كه به مسجد رسيدی در كنار در معروف به باب الفيل بايست اينگونه سلام بده


«السَّلامُ عَلَى سَيِّدِنَا رَسُولِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى مَجَالِسِهِ وَ مَشَاهِدِهِ وَ مَقَامِ حِكْمَتِهِ وَ آثَارِ آبَائِهِ آدَمَ وَ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ تِبْيَانِ [بُنْيَانِ‏] بَيِّنَاتِهِ السَّلامُ عَلَى الْإِمَامِ الْحَكِيمِ الْعَدْلِ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ الْفَارُوقِ بِالْقِسْطِ الَّذِي فَرَّقَ اللَّهُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ وَ الشِّرْكِ وَ التَّوْحِيدِ لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَا مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ خَاصَّةُ نَفْسِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ زَيْنُ الصِّدِّيقِينَ وَ صَابِرُ الْمُمْتَحَنِينَ وَ أَنَّكَ حَكَمُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ قَاضِي أَمْرِهِ وَ بَابُ حِكْمَتِهِ وَ عَاقِدُ عَهْدِهِ وَ النَّاطِقُ بِوَعْدِهِ وَ الْحَبْلُ الْمَوْصُولُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عِبَادِهِ وَ كَهْفُ النَّجَاةِ وَ مِنْهَاجُ التُّقَى وَ الدَّرَجَةُ الْعُلْيَا وَ مُهَيْمِنُ الْقَاضِي الْأَعْلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ زُلْفَى أَنْتَ وَلِيِّي وَ سَيِّدِي وَ وَسِيلَتِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»


سپس داخل مسجد شو و بگو:


«اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ الصَّادِقِينَ النَّاطِقِينَ الرَّاشِدِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيرارَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً وَ هُدَاةً وَ مَوَالِيَّ سَلَّمْتُ لِأَمْرِ اللَّهِ لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَ لا أَتَّخِذُ مَعَ اللَّهِ وَلِيّا كَذَبَ الْعَادِلُونَ بِاللَّهِ وَ ضَلُّوا ضَلالا بَعِيدا حَسْبِيَ اللَّهُ وَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَّ عَلِيّا وَ الْأَئِمَّةَ الْمَهْدِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَوْلِيَائِي وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ.»

از امام علی (ع) روايت شده است که فرمود: «ادخل الي جامع الكوفة من الباب الاعظم فانّه روضة من رياض الجنة.»، من از در بزرگ (باب الفيل) به مسجد كوفه وارد می‌شوم چون آن در باغی از باغ‌های بهشت است. بحارالانوار، ج۹۷، ص۴۰۹.
روايت شده است که امام صادق (ع) در زمان حكومت سفاج به مسجد كوفه آمدند و از باب الفيل وارد شدند و در كنار ستون چهارم نماز خواندند و از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: اين ستون حضرت ابراهيم (ع) است.

 

 اعمال مقام حضرت ابراهیم (ع)

آنگاه برو به طرف ستون چهارم نزديك باب الانماط كه روبروی ستون پنجم و به ستون حضرت ابراهيم (ع) معروف است و چهار ركعت نماز بخوان به اين ترتيب كه دو ركعت آن را با حمد و سوره قل هواللّه و دو ركعت ديگر را با حمد و سوره قدر.وقتی نماز را به پايان بردی تسبيحات حضرت زهرا (س) را ذكر و بعد اين گونه سلام كن:



«السَّلامُ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ الرَّاشِدِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيرا وَ جَعَلَهُمْ أَنْبِيَاءَ مُرْسَلِينَ وَ حُجَّةً عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»

و هفت مرتبه بگو: «سَلامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ.»


سپس بگو:


«نَحْنُ عَلَى وَصِيَّتِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ الَّتِي أَوْصَيْتَ بِهَا ذُرِّيَّتَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ وَ الصِّدِّيقِينَ [وَ الصَّادِقِينَ‏] وَ نَحْنُ مِنْ شِيعَتِكَ وَ شِيعَةِ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَمِيعِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الصَّادِقِينَ
[الصِّدِّيقِينَ‏] وَ نَحْنُ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ دِينِ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ وَ وِلايَةِ مَوْلانَا عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَى الْبَشِيرِ النَّذِيرِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ رَحْمَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى وَصِيِّهِ وَ خَلِيفَتِهِ الشَّاهِدِ لِلَّهِ مِنْ بَعْدِهِ عَلَى خَلْقِهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ وَ الْفَارُوقِ الْمُبِينِ الَّذِي أَخَذْتَ بَيْعَتَهُ [أُخِذَتْ بَيْعَتُهُ‏] عَلَى الْعَالَمِينَ رَضِيتُ بِهِمْ أَوْلِيَاءَ وَ مَوَالِيَّ وَ حُكَّاما فِي نَفْسِي وَ وُلْدِي [وَلَدِي‏] وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ قِسْمِي وَ حِلِّي وَ إِحْرَامِي وَ إِسْلامِي وَ دِينِي، وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي أَنْتُمُ الْأَئِمَّةُ فِي الْكِتَابِ وَ فَصْلُ الْمَقَامِ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ وَ أَعْيُنُ الْحَيِّ الَّذِي لا يَنَامُ وَ أَنْتُمْ حُكَمَاءُ اللَّهِ وَ بِكُمْ حَكَمَ اللَّهُ وَ بِكُمْ عُرِفَ حَقُّ اللَّهِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَنْتُمْ نُورُ اللَّهِ مِنْ بَيْنِ أَيْدِينَا وَ مِنْ خَلْفِنَا أَنْتُمْ سُنَّةُ اللَّهِ الَّتِي بِهَا سَبَقَ الْقَضَاءُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَا لَكُمْ مُسَلِّمٌ تَسْلِيما لا أُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئا وَ لا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ وَلِيّا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانِي بِكُمْ وَ مَا كُنْتُ لِأَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدَانِيَ اللَّهُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا

 

اعمال مقام دکة القضا

«دكّة القضا» دكّانچه‏اى در مسجد كوفه بوده كه امير مؤمنان (ع) روى آن مى‏نشستند و قضاوت مى‏كردند و در آن محّل ستون كوتاهى وجود داشت كه بر آن آيه كريمه «انّ اللّه يامر بالعدل و الاحسان» نوشته شده بود. مشهور در ترتيب اعمال مسجد آن است كه پس از اعمال ستون چهارم به وسط مسجد مى‏روند و اعمال آنجا را بجا مى‏آورند و اعمال دكّة القضاء و بيت الطشت را در پايان همه اعمال پس از فراغت از مقام امام صادق (ع) به جا مى‏آورند. امّا اين فقير به همان ترتيبى كه‏ سيّد ابن طاووس در كتاب مصباح الزائر و علاّمه مجلسى در بحار و شيخ خضر در كتاب مزار نقل كرده‏اند ذكر مى‏كنم.اگر كسى بخواهد به ترتيب مشهور عمل نمايد، اعمال دكّة القضا و بيت الطشت را بعد از اعمال ستون چهارم بجا نياورد، در هر صورت بسوى دكّة القضا برو،

و در آن محّل دو ركعت نماز، به حمد و هر سوره كه خواهى بخوان، چون فارغ شدى، تسبيح حضرت زهرا (س) را بجاى آور و بگو:


«يَا مَالِكِي وَ مُمَلِّكِي وَ مُتَغَمِّدِي [مُعْتَمَدِي‏] بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ وَجْهِي خَاضِعٌ لِمَا تَعْلُوهُ الْأَقْدَامُ لِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ
لا تَجْعَلْ هَذِهِ الشِّدَّةَ وَ لا هَذِهِ الْمِحْنَةَ مُتَّصِلَةً بِاسْتِيصَالِ الشَّأْفَةِ وَ امْنَحْنِي مِنْ فَضْلِكَ مَا لَمْ تَمْنَحْ بِهِ أَحَدا مِنْ غَيْرِ مَسْأَلَةٍ أَنْتَ الْقَدِيمُ الْأَوَّلُ الَّذِي لَمْ تَزَلْ وَ لا تَزَالُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ زَكِّ عَمَلِي وَ بَارِكْ لِي فِي أَجَلِي وَ اجْعَلْنِي مِنْ عُتَقَائِكَ وَ طُلَقَائِكَ مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

 

اعمال مقام بیت الطشت

اين محّل متصّل به دكّة القضا است.

در اين‏جايگاه دو ركعت نماز بخوان و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّي ذَخَرْتُ تَوْحِيدِي إِيَّاكَ وَ مَعْرِفَتِي بِكَ وَ إِخْلاصِي لَكَ وَ إِقْرَارِي بِرُبُوبِيَّتِكَ وَ ذَخَرْتُ وِلايَةَ مَنْ أَنْعَمْتَ عَلَيَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ لِيَوْمِ فَزَعِي إِلَيْكَ عَاجِلا وَ آجِلا وَ قَدْ فَزِعْتُ إِلَيْكَ وَ إِلَيْهِمْ يَا مَوْلايَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ سَأَلْتُكَ مَادَّتِي [مَا زَكَى‏] مِنْ نِعْمَتِكَ وَ إِزَاحَةَ مَا أَخْشَاهُ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ الْبَرَكَةَ فِيمَا رَزَقْتَنِيهِ وَ تَحْصِينَ صَدْرِي مِنْ كُلِّ هَمٍّ وَ جَائِحَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

 

اعمال مقام معراج

اين مقام را كه دكّة المعراج گفته‏اند و ظاهرا به ملاحظه‏ آن است كه در شب معراج رسول خدا (ص) از خدا اذن طلبيد و در اين محلّ فرود آمد و دو ركعت نماز خواند.

دو ركعت نماز در وسط مسجد بجا مى‏آورى در ركعت اول حمد و توحيد و در ركعت‏ دوم حمد و سوره كافرون مى‏خوانى پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام بگو:

«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْكَ السَّلامُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ وَ دَارُكَ دَارُ السَّلامِ حَيِّنَا رَبَّنَا مِنْكَ بِالسَّلامِ اللَّهُمَّ إِنِّي صَلَّيْتُ هَذِهِ الصَّلاةَ ابْتِغَاءَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ وَ تَعْظِيما لِمَسْجِدِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْفَعْهَا فِي عِلِّيِّينَ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

 

اعمال مقام حضرت آدم (ع)

ستون هفتم مقامى است كه حق تعالى در آن، توفيق توبه و بازگشت به آدم را عنايت فرمود، پس به جانب آن برو و پيش آن رو به قبله بايست و بگو:


«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى أَبِينَا آدَمَ وَ أُمِّنَا حَوَّاءَ
السَّلامُ عَلَى هَابِيلَ الْمَقْتُولِ ظُلْما وَ عُدْوَانا عَلَى مَوَاهِبِ اللَّهِ وَ رِضْوَانِهِ السَّلامُ عَلَى شَيْثٍ [شَيْثَ‏] صَفْوَةِ اللَّهِ الْمُخْتَارِ الْأَمِينِ وَ عَلَى الصَّفْوَةِ الصَّادِقِينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ أَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِهِمُ الْمُخْتَارِينَ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِي الْأَوَّلِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِي الْآخِرِينَ السَّلامُ عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ شُهَدَاءِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَى الرَّقِيبِ الشَّاهِدِ عَلَى الْأُمَمِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»

سپس نزد اين ستون چهار ركعت نماز مى‏خوانى، در ركعت اول‏ (حمد و قدر و در ركعت دوم حمد و توحيد بخوان و در ركعت سوم و چهارم هم به همين ترتيب عمل كن، پس از فراغت از چهار ركعت و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:


«اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَيْتُكَ فَإِنِّي قَدْ أَطَعْتُكَ فِي الْإِيمَانِ مِنِّي بِكَ مَنّا مِنْكَ عَلَيَّ لا مَنّا مِنِّي [بِهِ‏] عَلَيْكَ وَ أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ لَكَ [إِلَيْكَ‏] لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَدا وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَرِيكاوَ قَدْ عَصَيْتُكَ فِي أَشْيَاءَ كَثِيرَةٍ عَلَى غَيْرِ وَجْهِ الْمُكَابَرَةِ لَكَ وَ لا الْخُرُوجِ عَنْ [مِنْ‏] عُبُودِيَّتِكَ وَ لا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ وَ لَكِنِ اتَّبَعْتُ هَوَايَ وَ أَزَلَّنِي الشَّيْطَانُ بَعْدَ الْحُجَّةِ عَلَيَّ وَ الْبَيَانِ فَإِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي غَيْرَ ظَالِمٍ لِي وَ إِنْ تَعْفُ عَنِّي وَ تَرْحَمْنِي فَبِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ يَا كَرِيمُ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي لَمْ يَبْقَ لَهَا إِلا رَجَاءُ عَفْوِكَ وَ قَدْ قَدَّمْتُ آلَةَ الْحِرْمَانِ فَأَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ وَ أَطْلُبُ مِنْكَ مَا لا أَسْتَحِقُّهُ اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي وَ لَمْ تَظْلِمْنِي شَيْئا وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي فَخَيْرُ رَاحِمٍ أَنْتَ يَا سَيِّدِي اللَّهُمَّ أَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَنَا أَنْتَ الْعَوَّادُ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالذُّنُوبِ وَ أَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْحِلْمِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْجَهْلِ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ يَا كَنْزَ الضُّعَفَاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ وَ نُورُ الْقَمَرِ وَ ظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَ ضَوْءُ النَّهَارِ وَ خَفَقَانُ الطَّيْرِ فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِيٍّ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ، وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ عَلَيْكَ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكَ عِنْدَهُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَهُمْ عِنْدَكَ صَلِّ عَلَيْهِمْ يَا رَبِّ صَلاةً دَائِمَةً مُنْتَهَى رِضَاكَ وَ اغْفِرْ لِي بِهِمُ الذُّنُوبَ الَّتِي بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ أَرْضِ عَنِّي خَلْقَكَ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ نِعْمَتَكَ كَمَا أَتْمَمْتَهَا عَلَى آبَائِي مِنْ قَبْلُ وَ لا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ عَلَيَّ فِيهَا امْتِنَانا وَ امْنُنْ عَلَيَّ كَمَا مَنَنْتَ عَلَى آبَائِي مِنْ قَبْلُ يَا كهيعص اللَّهُمَّ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَاسْتَجِبْ لِي دُعَائِي فِيمَا سَأَلْتُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ.»

پس به سجده برو و در سجده بگو:


«يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي ضَمِيرِ الصَّامِتِينَ يَا مَنْ لا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ
يَا مَنْ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ يَا مَنْ أَنْزَلَ الْعَذَابَ عَلَى قَوْمِ يُونُسَ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ فَدَعَوْهُ وَ تَضَرَّعُوا إِلَيْهِ فَكَشَفَ عَنْهُمُ الْعَذَابَ وَ مَتَّعَهُمْ إِلَى حِينٍ قَدْ تَرَى مَكَانِي وَ تَسْمَعُ دُعَائِي وَ تَعْلَمُ سِرِّي وَ عَلانِيَتِي وَ حَالِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي.»

پس هفتاد مرتبه بگو «يَا سَيِّدِي»

آنگاه سر از سجده بردار و بگو:

«يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْمَوْضِعِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ رِزْقِكَ رِزْقا حَلالا طَيِّبا تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ أَنَا خَائِضٌ فِي عَافِيَةٍ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»

در كتاب «مزار قديم» در دعاى اين مقام بعد از «يا كريم يا كريم يا كريم» و پيش از سجده ذكر شده دعاى‏ «اللّهم يا من تحلّ به عقد المكاره» كه از دعاهاى صحیفه سجادیه است. پس از آن فرمود: آنگاه بگو:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لا أَقْدِرُ وَ أَنْتَ عَلامُ الْغُيُوبِ صَلِّ اللَّهُمَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنِّي وَ تَصَدَّقْ عَلَيَّ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

سپس به سجده برو و بگو: «يا من يقدر على حوائج السّائلين تا آخر دعا.

احاديث‏ بسياری در فضيلت ستون هفتم، وارد شده است. شيخ كلينى به سند معتبر روايت كرده: امير مؤمنان (ع)، رو به اين ستون نماز مي‌خواند و چنان نزديك به آن مى‏ايستاد، كه بين آن حضرت و ستون فاصله در حدّى بود كه بزى عبور كند و در روايت معتبر ديگر وارد شده: هر شب شصت هزار فرشته، از عالم بالا نازل مى‏شوند و كنار ستون هفتم نماز مى‏خوانند و اين به صورتى است كه‏ تا قيامت به هر شصت هزار نفر يك بار نوبت مى‏رسد و فرصتى براى مراجعه دوباره آنان نيست.

در حديث معتبر از امام‏ صادق (ع) آمده: كه ستون هفتم مقام حضرت ابراهيم است. شيخ كلينى در كتاب كافى به سند صحيح از ابو اسماعيل سرّاج روايت‏ كرده: معاوية بن وهب دست مرا گرفت و گفت: ابو حمزه ثمالى دست مرا گرفت و گفت: اصبغ بن نباته دست مرا گرفت و ستون هفتم را به من نشان داد و گفت: اين ستون مقام حضرت امير مؤمنان است كه نزد آن نماز مى‏خواند و امام مجتبى (ع) كنار ستون پنجم نماز مى‏خواند و وقتى امير مؤمنان حضور نداشت، امام مجتبى به جاى آن حضرت نماز اقامه‏ مى‏كرد و آن از در كنده است.

اعمال مقام جبرئیل

ستون پنجم از جمله مکان‌های ممتاز مسجد كوفه است، كه بايد كنار آن نماز بخوانند و حاجات خود را از خدا بطلبند زيرا در روايات معتبر وارد شده است: محّل نماز حضرت ابراهيم خليل بوده و با روايات ديگر منافات ندارد، زيرا ممكن است‏ آن حضرت در همه اين مواضع نماز خوانده باشد. در حديث معتبر از امام صادق (ع) روايت شده: ستون پنجم مقام جبرييل است‏ و از روايت سطور گذشته استفاده مى‏شود كه مقام امام مجتبى (ع) است، آنچه از احاديث فهميده مى‏شود، اين است كه محل‏ ستون هفتم و پنجم از ساير مواضع مسجد شريف‏تر است.

سيّد ابن طاووس گفته است: نزد ستون پنجم دو ركعت نماز بخوان به حمد و هر سوره‏اى كه خواهى و پس از سلام و تسبيح بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَمِيعِ أَسْمَائِكَ كُلِّهَا مَا عَلِمْنَا مِنْهَا وَ مَا لا نَعْلَمُ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْكَبِيرِ الْأَكْبَرِ الَّذِي مَنْ دَعَاكَ بِهِ أَجَبْتَه وَ مَنْ سَأَلَكَ بِهِ أَعْطَيْتَهُ وَ مَنِ اسْتَنْصَرَكَ بِهِ نَصَرْتَهُ وَ مَنِ اسْتَغْفَرَكَ بِهِ غَفَرْتَ لَهُ وَ مَنِ اسْتَعَانَكَ بِهِ أَعَنْتَهُ وَ مَنِ اسْتَرْزَقَكَ بِهِ رَزَقْتَهُ وَ مَنِ اسْتَغَاثَكَ بِهِ أَغَثْتَهُ وَ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ بِهِ رَحِمْتَهُ وَ مَنِ اسْتَجَارَكَ بِهِ أَجَرْتَهُ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ بِهِ كَفَيْتَهُ وَ مَنِ اسْتَعْصَمَكَ بِهِ عَصَمْتَهُ وَ مَنِ اسْتَنْقَذَكَ بِهِ مِنَ النَّارِ أَنْقَذْتَهُ وَ مَنِ اسْتَعْطَفَكَ بِهِ تَعَطَّفْتَ لَهُ وَ مَنْ أَمَّلَكَ بِهِ أَعْطَيْتَهُ الَّذِي اتَّخَذْتَ بِهِ آدَمَ صَفِيّا وَ نُوحا نَجِيّا وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلا وَ مُوسَى كَلِيما وَ عِيسَى رُوحا وَ مُحَمَّدا حَبِيبا وَ عَلِيّا وَصِيّا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ أَنْ تَقْضِيَ لِي حَوَائِجِي وَ تَعْفُوَ عَمَّا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي وَ تَتَفَضَّلَ عَلَيَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا مُفَرِّجَ هَمِّ الْمَهْمُومِينَ وَ يَا غِيَاثَ الْمَلْهُوفِينَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.»


اعمال مقام امام سجاد (ع)

ستون سوم مقام حضرت زين العابدين (ع) است. اين مقام از طرف قبله برابر با دكّه باب امير مؤمنان (ع) و از طرف‏ غرب مقابل با باب كنده بوده كه مسدود شده است. به هر حال در آنجا دو ركعت نماز به حمد و هر سوره‏اى كه خواهى بجاى آر و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:


«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي قَدْ كَثُرَتْ وَ لَمْ يَبْقَ لَهَا إِلا رَجَاءُ عَفْوِكَ وَ قَدْ قَدَّمْتُ آلَةَ الْحِرْمَانِ إِلَيْكَ فَأَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ وَ أَطْلُبُ مِنْكَ مَا لا أَسْتَحِقُّهُ اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي وَ لَمْ تَظْلِمْنِي شَيْئا وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي فَخَيْرُ رَاحِمٍ أَنْتَ يَا سَيِّدِي اللَّهُمَّ أَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَنَا أَنْتَ الْعَوَّادُ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالذُّنُوبِ وَ أَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْحِلْمِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْجَهْلِ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ يَا كَنْزَ الضُّعَفَاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ نُورُ الْقَمَرِ وَ ظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَ ضَوْءُ النَّهَارِ وَ خَفَقَانُ الطَّيْرِ فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ يَا كَرِيمُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِيٍّ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكَ عِنْدَهُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَهُمْ عِنْدَكَ صَلِّ يَا رَبِّ عَلَيْهِمْ صَلاةً دَائِمَةً مُنْتَهَى رِضَاكَ وَ اغْفِرْ لِي بِهِمُ الذُّنُوبَ الَّتِي بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ عَلَيَّ كَمَا أَتْمَمْتَهَا عَلَى آبَائِي مِنْ قَبْلُ يَا كهيعص اللَّهُمَّ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَجِبْ لِي دُعَائِي فِيمَا سَأَلْتُكَ.»

پس به سجده برو و طرف راست صورت را بر زمين بگذار و بگو:

«يَا سَيِّدِي يَا سَيِّدِي يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ اغْفِرْ لِي»

و اين كلمات را با خشوع و گريه بسيار بگو،آنگاه طرف چپ صورت را بر زمين بگذار و باز اين كلمات را بگو، پس دعا كن به‏ آنچه كه خواهى.

 

اعمال باب الفرج معروف به مقام نوح (ع)

 

چون از عمل ستون سوم فارغ شدى، به دكّه باب‏ امير مؤمنان (ع) برو و آن صفّه‏اى است متصّل به درى كه از مسجد، به سوى خانه امير مؤمنان (ع) باز مى‏شده‏ است

. پس چهار ركعت نماز بخوان به حمد و هر سوره كه خواستى، چون فارغ شدى، تسبيح حضرت زهرا (س) را بجا آورد و بگو:


«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِ حَاجَتِي يَا اللَّهُ يَا مَنْ لا يَخِيبُ سَائِلُهُ وَ لا يَنْفَدُ نَائِلُهُ
يَا قَاضِيَ الْحَاجَاتِ يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ يَا رَبَّ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ يَا كَاشِفَ الْكُرُبَاتِ يَا وَاسِعَ الْعَطِيَّاتِ يَا دَافِعَ النَّقِمَاتِ يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ عُدْ عَلَيَّ بِطَوْلِكَ وَ فَضْلِكَ وَ إِحْسَانِكَ وَ اسْتَجِبْ دُعَائِي فِيمَا سَأَلْتُكَ وَ طَلَبْتُ مِنْكَ بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَ وَصِيِّكَ وَ أَوْلِيَائِكَ الصَّالِحِينَ.»

نمازى ديگر در اين مقام وارد شده و آن دو ركعت است، پس از سلام و تسبيح بگو:


«اللَّهُمَّ إِنِّي حَلَلْتُ بِسَاحَتِكَ لِعِلْمِي بِوَحْدَانِيَّتِكَ وَ صَمَدَانِيَّتِكَ وَ أَنَّهُ لا قَادِرَ [قَادِرا] عَلَى قَضَاءِ حَاجَتِي غَيْرُكَ
وَ قَدْ عَلِمْتُ يَا رَبِّ أَنَّهُ كُلَّمَا شَاهَدْتُ نِعْمَتَكَ عَلَيَّ اشْتَدَّتْ فَاقَتِي إِلَيْكَ وَ قَدْ طَرَقَنِي يَا رَبِّ مِنْ مُهِمِّ أَمْرِي مَا قَدْ عَرَفْتَهُ لِأَنَّكَ عَالِمٌ غَيْرُ مُعَلَّمٍ وَ أَسْأَلُكَ بِالاسْمِ الَّذِي وَضَعْتَهُ عَلَى السَّمَاوَاتِ فَانْشَقَّتْ وَ عَلَى الْأَرَضِينَ فَانْبَسَطَتْ وَ عَلَى النُّجُومِ فَانْتَشَرَتْ وَ عَلَى الْجِبَالِ فَاسْتَقَرَّتْ وَ أَسْأَلُكَ بِالاسْمِ الَّذِي جَعَلْتَهُ عِنْدَ مُحَمَّدٍ وَ عِنْدَ عَلِيٍّ وَ عِنْدَ الْحَسَنِ وَ عِنْدَ الْحُسَيْنِ وَ عِنْدَ الْأَئِمَّةِ كُلِّهِمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِيَ لِي يَا رَبِّ حَاجَتِي وَ تُيَسِّرَ عَسِيرَهَا وَ تَكْفِيَنِي مُهِمَّهَا وَ تَفْتَحَ لِي قُفْلَهَا فَإِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَكَ الْحَمْدُ غَيْرَ جَائِرٍ فِي حُكْمِكَ وَ لا حَائِفٍ فِي عَدْلِكَ.»

پس طرف راست صورت را بر زمين مى‏گذارى و مى‏گويى:

«اللَّهُمَّ إِنَّ يُونُسَ بْنَ مَتَّى عَبْدَكَ وَ نَبِيَّكَ دَعَاكَ فِي بَطْنِ الْحُوتِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ أَنَا أَدْعُوكَ فَاسْتَجِبْ لِي بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.»

آنگاه به آنچه مى‏خواهى دعا كن، سپس طرف چب صورت را بر زمين بگذار و بگو:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَمَرْتَ بِالدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلْتَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَنَا أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي يَا كَرِيمُ.»

سپس پيشانى را بر زمين بگذار و بگو:

«يَا مُعِزَّ كُلِّ ذَلِيلٍ وَ يَا مُذِلَّ كُلِّ عَزِيزٍ تَعْلَمُ كُرْبَتِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [وَ آلِ مُحَمَّدٍ] وَ فَرِّجْ عَنِّي يَا كَرِيمُ.»

ذكر نمازى براى رفع حاجت در محلّ مذكور: و آن‏چنان است كه چهار ركعت نماز مى‏گذارى، پس از سلام و تسبيح‏ حضرت زهرا (س) بگو:


«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا مَنْ لا تَرَاهُ الْعُيُونُ وَ لا تُحِيطُ بِهِ الظُّنُونُ وَ لا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ وَ لا تُغَيِّرُهُ الْحَوَادِثُ وَ لا تُفْنِيهِ الدُّهُورُ تَعْلَمُ مَثَاقِيلَ الْجِبَالِ وَ مَكَايِيلَ الْبِحَارِ وَ وَرَقَ الْأَشْجَارِ وَ رَمْلَ الْقِفَارِ وَ مَا أَضَاءَتْ بِهِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ أَظْلَمَ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَ وَضَحَ عَلَيْهِ النَّهَارُ وَ لا تُوَارِي مِنْكَ [مِنْهُ‏] سَمَاءٌ سَمَاءً وَ لا أَرْضٌ أَرْضا وَ لا جَبَلٌ مَا فِي أَصْلِهِ وَ لا بَحْرٌ مَا فِي قَعْرِهِ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ خَيْرَ أَمْرِي آخِرَهُ وَ خَيْرَ أَعْمَالِي خَوَاتِيمَهَا وَ خَيْرَ أَيَّامِي يَوْمَ أَلْقَاكَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ وَ مَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ وَ مَنْ بَغَانِي بِهَلَكَةٍ فَأَهْلِكْهُ وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِمَّنْ دَخَلَ هَمُّهُ عَلَيَّ اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ وَ اسْتُرْنِي بِسِتْرِكَ الْوَاقِي يَا مَنْ يَكْفِي مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لا يَكْفِي مِنْهُ شَيْ‏ءٌ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَدِّقْ قَوْلِي وَ فِعْلِي يَا شَفِيقُ يَا رَفِيقُ فَرِّجْ عَنِّي الْمَضِيقَ وَ لا تُحَمِّلْنِي مَا لا أُطِيقُ اللَّهُمَّ احْرُسْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لا تَنَامُ وَ ارْحَمْنِي بِقُدْرَتِكَ عَلَيَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ أَنْتَ عَالِمٌ بِحَاجَتِي وَ عَلَى قَضَائِهَا قَدِيرٌ وَ هِيَ لَدَيْكَ يَسِيرٌ وَ أَنَا إِلَيْكَ فَقِيرٌ فَمُنَّ بِهَا عَلَيَّ يَا كَرِيمُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.»

سپس به سجده مى‏روى و مى‏گويى:

«إِلَهِي قَدْ عَلِمْتَ حَوَائِجِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِهَا وَ قَدْ أَحْصَيْتَ ذُنُوبِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهَا يَا كَرِيمُ.»

سپس طرف‏ راست صورت خود را بر زمين مى‏گذارى و مى‏گويى:

«إِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لا تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

سپس طرف چپ صورت خود را بر زمين مى‏گذارى و مى‏گويى:

«اللَّهُمَّ إِنْ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ يَا كَرِيمُ.»

پس پيشانى را بر زمين مى‏گذارى و مى‏گويى:

«ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ.»

 

 

اعمال محراب امير مؤمنان (ع)



در مكانى كه امير مؤمنان (ع) را ضربت زدند، دو ركعت نماز بخوان و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:



«يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ وَ السَّرِيرَةَ يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا كَرِيمُ.»

سپس مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه را بخوان.

 

اعمال مقام امام صادق (ع)



مقام امام صادق (ع) در نزديكى مسلم بن عقيل (رحمه اللّه علیه) است. در آنجا دو ركعت نماز بجاى آر و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:


«يَا صَانِعَ كُلِّ مَصْنُوعٍ وَ يَا جَابِرَ كُلِّ كَسِيرٍ وَ يَا حَاضِرَ كُلِّ مَلَإٍ وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ يَا شَاهِدا [شَاهِدُ] غَيْرَ غَائِبٍ وَ يَا غَالِبا [غَالِبُ‏] غَيْرَ مَغْلُوبٍ وَ يَا قَرِيبا [قَرِيبُ‏] غَيْرَ بَعِيدٍ وَ يَا مُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ وَ يَا حَيّا حِينَ لا حَيَّ غَيْرُهُ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ الْقَائِمَ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.»

نماز حاجت در مسجد کوفه

از امام صادق (ع) روايت شده است: كسى‏كه در مسجد كوفه دو ركعت نماز بخواند در هر ركعت سوره‏هاى حمد و فلق و ناس و توحید و قدر و اعلى‏ را خوانده و سلام دهد و تسبيح حضرت زهرا (س) بگويد، از خدا هر حاجتى را بطلبد، خدا حاجتش را برآورده و دعايش را مستجاب خواهد كرد.




نوشته شده توسط رامش در جمعه 11 تیر 1395

ارسال نظر(0)

چرا امام حسین (ع) کمک جنیان و فرشتگان را نپذیرفت؟

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا

در برخی از منابع روایی، دربارۀ کمک و نصرت الاهی به وسیلۀ جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) احادیثی از ائمه معصومین (ع) بیان شده است که به این امر تصریح می کنند.

البته یاری رساندن فرشتگان و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مى‏کردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى‏آیند یارى مى‏کنم‏.


نزول نصرت الاهی برای کمک به امام حسین (ع)

در برخی از منابع روایی، درباره کمک و نصرت الاهی به وسیلۀ جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) احادیثی از ائمه معصومین (ع) بیان شده است که به این امر تصریح می کنند؛ مثلاً: شیخ مفید به سند خود از امام صادق (ع ) این نکته را نقل کرده است:

زمانی که امام حسین (ع) از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت آمدند و گروه هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود: "خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی کنیم تا آنها که گمراه می شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را می پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد".

همچنین امام صادق (ع) فرمودند: "از پدرم شنیدم که مى‏فرمود: چون امام حسین (ع) با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آن جا که بر سر حسین سایه گسترد، و آن گاه امام مخیر شد بین پیروزى بر دشمنانش و بین ملاقات و لقاى پروردگارش، او لقاى پروردگارش را برگزید".

نیز در برخی از روایات هم بیان شده است که فرشتگانی برای کمک به امام حسین (ع) آمدند، در مرتبۀ اول اجازه جنگیدن به آنها داده نشد، ولی در مرتبه دوم وقتی آمدند که امام حسین (ع) شهید شده بود؛ مانند این روایت از امام صادق (ع): "چهار هزار فرشته نازل شدند تا همراه امام حسین (ع) بجنگند، ولی به آنان اجازه جنگیدن داده نشد. دوباره اذن گرفتند و فرود آمدند و این وقتی بود که حسین (ع) کشته شده بود...".


خلاصه این که، چنین چیزی در روایات وجود دارد و درست است و هیچ دانشمند و کارشناس دینی آن را رد نکرده است؛ زیرا منافاتی با اعتقادات و معارف اسلامی ندارد. البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مى‏کردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى‏آیند یارى مى‏کنم‏.

و مثل یاری رساندن به مسلمانان در جنگ احزاب و در برخی موارد، این کمک ها از طرف فرشتگان و جنیان بود که به جهت مصالحی که ذکر می شود، تحقق پیدا نمی کرد.

چرا امام حسین (ع) کمک جنیان و فرشتگان را نپذیرفت؟

در پاسخ می توان گفت: شاید به دلایل زیر امام حسین (ع) این یاری و کمک را نپذیرفت:

1. با توجه به موقعیت سیاسی که در آن زمان از طرف معاویه و یزید پیش آمده بود و به نام دین، کارهایی را انجام دادند که در واقع ضد دین بود و همچنین تشخیص حق از باطل مشکل شده بود، تنها راهی که می توانست یک بار دیگر دین خدا را ترویج و زنده نماید، شهادت حضرت امام حسین (ع) و فرزندان و اصحاب آن حضرت، بود.

2. آنچه که از روایات وارد شده در این مورد به دست می آید و به آن اشاره شده است، مقدر شدن شهادت برای آن حضرت بود تا بدین وسیله آن هدف اصلی امام حسین (ع) که همان اصلاح امت پیامبر بود، تحقق پیدا کند.

3. امام حسین (ع)، شهادت را زیباترین و گرامی ترین مرگ می دانست؛ این امر، در خطبه ای که در مکه به هنگام عزم حرکت به سمت عراق ایراد کردند، بیان شده است: "آرایش مرگ بر فرزند آدم چون آرایش گردنبند بر گردن دوشیزگان است"؛

یعنی مرگ، گردن گیر و تحمیلی نیست، بلکه گردن بند و تجمّلی است؛ چرا انسان این گردن بند و زیور را در راه خدا به گردن نیاویزد؟! و مرگ در راه دین برای امام حسین (ع) لذیذ و در کام او شهد بود. و شهادت نقص نیست تا از فرشتگان کمک بخواهد، بلکه کمال است همان طور که حضرت ابراهیم (ع) چون شهادت را کمال می دانسته، از سوزاندن در آتش نترسیده و از جبرئیل نیز چیزی نطلبید، هر چند دائماً به یاد خدا بود و وی را می خواند.

4. لقای الاهی و دیدار انبیا برای امام حسین (ع)، آن هم در آن شرایط از ماندن در این دنیا مهم تر بود و خود را مشتاق نیاکان خود می دانست؛ چنان که در ادامه آن خطبه در مکه می فرمایند: "گرایش و اشتیاقم به زیارت نیاکانم چون اشتیاق یعقوب به یوسف است".

5. حضرت امام حسین (ع) می خواستند که از معجزه و کرامت استفاده نکنند، در حالی که بدون شک امام توان و قدرت داشت که با معجزه و قدرت ولایی که از طرف خداوند داشت، بر دشمنان غلبه پیدا کند و حتی نیازی به کمک ملائکه و جنیان نداشت، ولی استفاده از معجزه و کرامت با آنان که مأمور بودند به ظاهر عمل کنند،‌ منافات داشت. ارزش و جایگاه امام حسین (ع) که هم میان مسلمانان جایگاه بلندی دارد و هم در میان عدالت و آزادی خواهان، بدان جهت است که بر اساس امور عادی و ظاهری و طبیعی عمل نمود. بردن اهل بیت(ع) توسط امام به یک جنگ نابرابر و اسارت آنان و اهانت به ساحت مقدس شان موجب شد که قیام امام ماندگار و جاودان شود. آیا امام حسین(ع) نمی توانست بدون قیام و با استفاده از کرامت یزید را سرنگون کند؟

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا




نوشته شده توسط رامش در پنج‌شنبه 10 تیر 1395

ارسال نظر(0)

حملات دشمنان اهل بیت (ع) به حرم امام حسین در تاریخ

تور  کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

 این بارگاه نورانی  ومقدس ومطهر که به دست مختار بن ابوعبید ثقفی بنا نهاده شد، بارها با حملات تخریبی افراد و گروههای مختلف در طول تاریخ مواجه شده است. خلفای عباسی از جمله منصور، هارون و متوکل هر یک در دوره‌های مختلف به تخریب بارگاه اقدام کرده‌اند. مهم‌ترین و معروف‌ترین تخریب به دستور متوکل ملعون صورت گرفت. وهابیان نیز در دوره معاصر در سال ۱۲۱۶ق به بارگاه حمله و به آن آسیب جدی وارد ساختند و آخرین تخریب، با حمله بعثی‎ها در زمان صدام ملعون روی داد.

حرم امام حسین(ع) محل دفن امام حسین(ع)، شماری از بنی‏‏‏‎‏هاشم و یاران آن امام در کربلا است که در دهم محرم سال ۶۱ ق در مواجهه با سپاهیان عبیدالله بن زیاد به شهادت رسیدند. مختار ثقفی اولین بنا را بر مرقد امام حسین(ع) ساخت و در دوره‌های بعد شیعیان و محبان اهل بیت(ع) مخصوصاً پادشاهان و حاکمان، اهتمام ویژه‌ای بر بازسازی، ترمیم و توسعه این حرم داشته‌اند.

با توجه به روایتی در کتاب کامل الزیارة قبیله بنی اسد پس از شهادت امام حسین(ع) و اصحابش، پیکر شهدا را دفن کردند. اخبار مربوط به زیارت قبر امام حسین از سوی توابین، خود دلیل بارزی است، که محل دفن آن حضرت مشخص بوده‌است


بنا بر گزارش‌های تاریخی، اولین بنا توسط مختار بن ابی عبید ثقفی ساخته‌شد. این بنا با آجر و گچ در اواخر سال ۶۵ق به اتمام رسید. به گفته عبدالجواز کلیددار بنای نخستین عبارت بود از یک سایه بان و یک مسجد که دو درب داشت یکی از آنها در شرق بود. بنای مذکور تا پایان دوره بنی امیه همچنان پا بر جا بوده‌است.

از تشویق امام صادق(ع) به زیارت امام حسین (ع) و کیفیت زیارت آن حضرت استفاده می‌شود که قبر امام در آن زمان دارای بنا و ساختمان بود.‌ در روایت امام صادق (ع) آمده است: «هر گاه قصد زیارت قبر امام حسین (ع) کردی، بیرون حرم بایست و به طرف قبر بنگر، آن گاه وارد روضه شو و در برابر آن، مقابل سر حضرت (ع) بایست، و هنگام بیرون رفتن از دری که پایین پای علی بن حسین قرار دارد، بیرون شو. سپس به مرقد شهیدان رو آور، آن گاه به مرقد حضرت عباس(ع) برو، در باب السقیفه توقف کن و بر او سلام کن.» واژه‌هایی، همانند «بیرون حرم بایست»، «آن گاه وارد روضه شو»، «از دری که پایین پای علی بن الحسین (ع) قرار دارد، بیرون شو» گویای وجود بنایی بر قبر امام حسین (ع) در دوران نخست است.

اما قبور دیگر شهداء در قرن اول و دوم خارج از قبه حسینی بوده چنانچه از خبر ابوحمزه ثمالی چنین استفاده می‌شود: «ثم تخرج من السقیفه و تقف بحذاء قبور الشهداء» «سپس از زیر سقف خارج می‌شوی و در کنار قبور شهدا می‌ایستی»


منصور دوانقی دومین خلیفه عباسی پس از تسلط بر اوضاع و کشتن سادات اقدام به تخریب بقعۀ امام حسین (ع) نمود. این عمل توسط شعرا به نظم در آمد که:


    و شیدوا البناه علیه قبه         ذات سقیفه لتاوی العصبه
    ثم دعا المنصور حقد اید         فثل من احقاده المشید

مدرس، ص۱۹۱

ترجمه: بنای محکم ساختند بر قبر حسین (ع)، که بر آن قبه‌ای بود و دارای سقف بود تا پناهگاه جماعت شود، سپس منصور را کینه دیرین وادار کرد پس از نتیجه همان کینه‌ها آن بنا را تخریب کند.

تخریب توسط هارون الرشید

پس از تخریب بقعه توسط منصور، دوستداران اهل بیت در دوران خلافت مهدی و هادی عباسی به بازسازی بقعه اقدام نمودند. بنا به برخی از گزارش‌های تاریخی هارون (حکومت: ۱۷۰ ۱۹۳) در دوران حکومتش گاهی خادمان حرم امام حسین (ع) را فرا می‌خواند و از آنان بازجویی می‌کرد. در سال ۱۹۳قبه دستور او درخت سدری که بر مرقد سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد بنای قبر تخریب گردید و زمین آن شخم زده شد.


با روی کار آمدن مأمون (حکومت:۱۹۸ ۲۱۸) سیاست بنی عباس تغییر کرد. وی در دوره حاکمیتش به جهت ابراز علاقه ظاهری به علویان، بر مرقد امام بنایی را احداث کرد. اما مشخص نیست که چه کسی به تعمیر بارگاه حسینی اقدام نمود، با توجه به اینکه احتمال تعمیر توسط خود مامون منتفی نیست. بنای احداث شده در زمان مامون در دوره وی و همچنین در دوران خلافت معتصم و واثق عباسی از گزند حوادث مصون ماند.
تخریب توسط متوکل

در زمان خلافت متوکل (حکومت: ۲۳۲ ۲۴۷) مرقد امام حسین (ع) از جانب وی مورد تجاوز قرار گرفت. ابوالفرج اصفهانی در علت تخریب توسط متوکل بیان می‌دارد که وی کنیز آوازه خوانی را که همیشه برای مجالس عیش و نوشش دعوت می‌کرد، به قصر خود طلبید، اما ماموران وی اطلاع داند کنیز به زیارت قبر امام حسین (ع) رفته و این امر باعث ناراحتی متوکل شده و اقدام به تخریب بقعه امام حسین (ع) کرد. اما طوسی علت تخریب را اجتماع طرفداران اهل بیت و بیم متوکل از این اجتماع می‌دارند. وی شخصی به نام دیزج یهودی را برای این کار اعزام کرد، در تخریب بقعه مسلمانان همراه وی احتیاط کردند بدین جهت دیزج یهودیان منطقه را استخدام کرده و بقعه را تخریب نمود. پس از ویران کردن قبر زمین آن را شخم زده و آب بر آن جاری کردند. بنابر برخی گزارش‌ها، آب در اطراف مرقد به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت. حتی متوکل گروهی از مأموران خود را گرداگرد مرقد و راه‌های منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر بازداشت و آنان را مورد پیگرد قرار داد. بنا بر بعضی اقوال وی دو مرتبه اقدام به تخریب بقعه کرد، یکبار در سال ۲۳۳ق و یکبار در سال ۲۳۶ق و در این فاصله بقعه تعمیر شده بود، که ویرانی دوم مهمتر بوده‌است

عکس العمل دوستداران اهل بیت

متوکل با تخریب بقعه نتوانست از اجتماع طرفداران اهل بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آنان به کربلا جهت زیارت امام حسین (ع) و منع متوکل تا پایان عمر متوکل یعنی سال ۲۴۷ق ادامه پیدا کرد. شعرای دوستدار اهل بیت نیز در این باره شعرها سرودند از جمله عبدالله بن رابیه می‌سراید:
عبدالله بن رابیه:
تاللَّه ان کانت امیه قد اتت         قتل ابن بنت نبیها مظلوما
فلقد اتاه بنو ابیه بمثلها         هذا لعمرک قبره مهدوما
اسفوا علی ان لا یکونوا شایعوا         فی قتله فتتبعوه رمیما
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج۴۵، ص: ۳۹۸

ترجمه:

بیت اول: به خدا قسم اگر بنی امیه پسر دختر پیامبر خدا را در حالی که مظلوم بود به قتل رسانیدند.

بیت دوم: پسران پدر او (یعنی بنی عباس) نظیر آن عمل را انجام دادند و بجان تو قسم که قبر امام حسین را خراب کردند.

بیت سوم: بنی عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین مشایعت از بنی امیه نکردند (چون به آن منظور نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوانهای آن حضرت رفتند (و قبرش را خراب نمودند)

تجدید بنا به دست منتصر

منتصر عباسی فرزند متوکل بر خلاف پدرش مردم را به زیارت امام حسین (ع) تشویق می‌کرد، وی پس از کشتن پدرش اقدام به بازسازی مرقد امام حسین (ع) کرده و مناره‌ای برای راهنمایی زائران از راه دور ساخت. علاوه بر مناره این بنا دارای قبه، بارگاه، مسجد و صحن بوده است. این بنا در ذی الحجه سال ۲۷۳ قمری بر اثر حوادث طبیعی فرو ریخت.


بنای محمد بن زید

در سال ۲۸۳ق محمد بن زید محمد برادر داعی کبیر، از نو بقعه امام حسین (ع) را بنا نهاد وی قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همچنین در مجاورت قبه بنای دیگری با سقف چوبی بنا کرد تا مردم در آن به نماز وعبادت بپردازند، وی سقفی نیز بر مرقد سایر شهداء زد، دیواری در اطراف کربلا کشید و خانه‌های زیادی در آنجا ساخت. این بنا در زمان خلافت طائع بالله بیست و چهارمین خلیفه عباسی توسط ضبه بن محمد اسدی غارت شد. به گفته برخی این غارت در سال ۲۶۹ق بوده‌است.

ساخت توسط عضدالدوله

پس از اطلاع عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین (ع) توسط ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و وی را متواری کرده و حرم امام حسین (ع) را تعمیر نمود. عضد الدوله در چهار طرف بقعه رواق ساخت، سپس رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و توسط پارچه‌های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ قدم توسعه داد، سپس اطراف شهر را دیواری بلند و محکم محصور کرده و برای زراعت نهر آبی به کربلا کشاند.



آتش‌سوزی سال۴۰۷ق

در ربیع الاول سال ۴۰۷ق سقوط دو شمع بزرگ روشن در رواق باعث آتش‌سوزی شده بارگاه و رواق‌های حرم در آتش سوخت.  برخی این آتش‌سوزی را عمدی دانسته‌اند. آتش‌سوزی حرم عسکریین پس از ده روز از این آتش‌سوزی و وقایع متعدد در این سال بر علیه تشیع موید این احتمال است.

تعمیر به دست ابن سهلان

حسین بن فضل بن سهلان رامهرمزی یک بار اقدام به تعمیر بقعه امام حسین (ع) کرد. برخی گفته‌اند این تعمیر پس از آتش‌سوزی سال ۴۰۷ق بوده‌است. ولی ابن جوزی در المنتظم اقدامات تعمیری ابن سهلان را در سال ۴۰۳ می‌داند

تعمیر به دست ملک‌شاه سلجوقی

در ذی الحجه سال ۴۷۹ق ملک‌شاه سلجوقی به کربلا رفته و پس از زیارت امام حسین سیصددینار بین ساکنان کربلا تقسیم نموده و حرم و حصار صحن را تعمیر کرد. ده سال بعد یعنی در سال ۴۸۹ شخصی به نام خفاجه حرم را غارت کرد که سیف الدوله به آنجا یورش برده و خفاجه در داخل حرم کشت و امنیت شهر را بر قرار کرد

غارت حرم در سال ۵۲۶ق

المسترشد بالله خلیفه سی ام عباسی در سال ۵۲۶ق به حرم امام حسین (ع) یورش برده و تمام تزئینات، جواهرات حرم را به غارت برد تا بین سربازان خود تقسیم کند، وی می‌گفت قبر نیازی به این جواهرات ندارد، وی و پسرش راشد پس از خروج از کربلا کشته شدند.


ناصر عباسی و تعمیر حرم

بنایی که ابن سهلان تاسیس نموده بود تا سال ۶۲۰ق با آسیب جدی روبرو نشد بلکه در این قرن بر اثر غارت‎ها آسیب‌های جزئی دیده بود، در سال ۶۲۰ خلیفه ناصر عباسی به وزیر خود مویدالدین محمد مقدادی قمی دستور داد بنا را به طور اساسی تزیین نماید.
   

عمارت و بنای حرم امام حسین (ع) که به دست ابن سهلان در اوایل قرن پنجم ساخته و توسط ناصر لدین الله در قرن ششم بازسازی شد همچنان پا بر جا بود تا اینکه سلطان اویس جلائری در سال ۷۲۶ بنایی از نو ساخت و تا هم اکنون آن بنا موجود است. این حرم تا سال ۸۵۸ق از هرگونه آسیب در امان بود تا اینکه در این سال علی بن محمد بن فلاح مشعشعی به کربلا حمله کرده و دست به غارت اموال حرم زد، این غارت بسی بزرگتر از غارت توسط المسترشد بالله عباسی بود.

پس از آن در هر زمان بر کیفیت و کمیت این بنا افزوده شد، شاهان صفوی، افشار و قاجار هر کدام در توسعه حرم نقش ایفا کردند.
 

از سال ۸۵۸ تا سال ۱۲۱۶ق آسیبی به حرم نرسید تا اینکه در این سال در هجدهم ذی الحجه وهابیها به سرکردگی سعود بن عبدالعزیز  پس از تسلط بر حجاز به کربلا یورش برده خرابی‌های زیادی به بار آورده و افراد زیادی را قتل عام کردند. وهابیون به مرقد مطهر صدمات زیادی وارد کرده و ذخائر موجود در آن جا را به غارت بردند. کلید‌دار می‌نویسد:

            «آنان درب‌های حرم و نرده‌های فلزی و آینه کاری حرم را کندند و اشیای قدیمی و هدایای پادشاهان و شاهزادگان ایرانی را به تاراج بردند. همچنین تزئینات دیوارها و طلاهای سقف، شمعدان ها، فرش‌های گرانبها، لوسترهای گران قیمت، درب‌های کنده کاری شده و غیره را تاراج کردند. افزون بر این کار نزدیک به پنجاه نفر را کنار ضریح و پانصد نفر را در صحن شریف به قتل رساندند. شهر کربلا را نیز ویران کردند و بی‌رحمانه به کشتار پیرمردان و کودکان و زنان و مردان و غارت خانه‌ها پرداختند و کسی از حمله وحشیانه آنان در امان نماند.»

این حادثه به قدری تاسف بار بود که وقتی میرزا ابوطالب اصفهانی، چندین ماه پس از این فاجعه به کربلا وارد شد، تلخ کامی‌ها و آشفتگی‌های ناشی از آن را چنین گزارش کرد:

            «در صحن مقدس، خون مذبوحان روان، گنبد و حجره‌های صحن از لاش مقتولین پُر بود.، شدت آن حادثه به جایی رسید که من بعدِ یازده ماه از آن وارد کربلا شدم، هنوز آن قدر تازگی داشت که به جز نقل آن، حدیثی دیگر در شهر نبود و راویان در اثنای حکایت می‌گریستند و از شنیدن آن، موها بر اندام راست می‌شد.

حمله مناخور روسی

کلیدار در مورد این حمله می گوید:

            «شخصی به نام سلیمان با تابعیت روسی، مدت‌ها مناخور (امیرآخور) والی بغداد بود. حاکم بغداد، مناخور را مأمور حمله به کربلا کرد. مردم کربلا تا سال ۱۲۴۷ پیوسته از ستم مناخور در فشار بودند، قوای او به سوی کربلا روان شد و مدت هجده روز آن را در محاصره گرفت. در این مدت، سه بار به شهر هجوم بردند، ولی موفق نشدند. در مجموع کربلا در نیمه قرن سیزدهم هجری از سوی سپاه مناخور بارها تهدید شد تا این که سرانجام داوود پاشا برای اهالی کربلا امان صادر کرد. در این رویدادها کسانی که به خانه رؤسای فرقه شیخیه، از جمله شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی پناه می‌آوردند، از یورش و تهاجم مصون بودند.»

حمله بعثی‌ها

در شعبان ۱۴۱۱ق نیروهای صدام به کربلا یورش بردند، که با مقاوت مردم روبرو شدند اما بعثی‌ها با رگبار مسلسل مقاومت مردم را درهم شکستند و مردم را دسته دسته اسیر و اعدام می‌کردند. حرم امام حسین (ع) و حضرت عباس(ع) را به توپ بستند. حتی مجروحان و بیماران در مراکز درمانی از گزند هجوم آنان مصون نبودند. بعثی‌ها داخل حرم حسینی و حضرت ابوالفضل(ع) شده و از روی اجساد شهدا گذشته و به تاراج جواهرات و اشیای گران بهای آن دو حرم پرداختند.




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 09 تیر 1395

ارسال نظر(0)

:: تور کربلا
:: هتل درجه الف المیزان کربلا
:: تور کربلا عید فطر
:: رستوران رکن السلطان بهترین رستوران کربلا
:: رستوران کباب نبیل در کربلا
:: هتل روتانا کربلا
:: هتل الاشیقر در کربلا
:: تور کربلا ویژه اردیبهشت
:: نکات مهم در سفر به کربلا
:: رستوران های معروف کربلا





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر


elhamgarmehei@yahoo.com




:: آذر 1404
:: فروردین 1398
:: اسفند 1397
:: بهمن 1397
:: آذر 1397
:: آبان 1397
:: مهر 1397
:: شهریور 1397
:: مرداد 1397
:: تیر 1397
:: خرداد 1397
:: اردیبهشت 1397
:: فروردین 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهریور 1396
:: مرداد 1396
:: تیر 1396
:: خرداد 1396
:: اردیبهشت 1396
:: فروردین 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهریور 1395
:: مرداد 1395
:: تیر 1395
:: خرداد 1395
:: اردیبهشت 1395
:: فروردین 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهریور 1394
:: مرداد 1394
:: تیر 1394
:: خرداد 1394
:: اردیبهشت 1394
:: فروردین 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهریور 1393
:: مرداد 1393
:: تیر 1393
:: خرداد 1393

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |