💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

تور کربلا

تور کربلا نوروز

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
تور کربلا نوروز
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::اطلاعات زائر
::اماکن متبرکه عراق
::درباره واقعه کربلا
::هتل های کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::تور کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین



نويسندگان :

آمار بازديد :




زیارت امام حسین در شب قدر

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

یکی از اعمال مستحبی شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است. شیخ عباس قمی (ره) می‏نویسد:

بدان كه احاديث در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در ماه رمضان خصوص شب اول و نيمه و آخر آن و در خصوص شب قدر بسيار است.

از حضرت امام هادی عليه السلام منقول است كه هر كه زيارت كند امام حسين عليه السلام را در شب بيست و سوم ماه رمضان و آن شبى است كه اميد هست شب قدر باشد و در آن شب هر امر محكمى جدا و مقدر مى ‏شود مصافحه كنند با او روح بيست و چهار هزار ملك و پيغمبر كه همه رخصت مى ‏طلبند از خدا در زيارت آن حضرت در اين شب و در حديث معتبر ديگر از امام صادق عليه السلام مروى است:

كه چون شب قدر مى ‏شود منادى از آسمان هفتم از بطنان عرش ندا مى ‏كند كه حق تعالى آمرزيد هر كه را كه به زيارت قبر حسين عليه السلام آمده.

در روايت است كه هر كه شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو ركعت نماز گزارد نزد آن حضرت يا آن چه كه ميسر شود و از حق تعالى سؤال كند بهشت را و پناه برد از آتش حق تعالى به او عطا فرمايد سؤال او را و پناه دهد او را از آتش و ابن قولويه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده:

كه هر كه زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را در ماه رمضان و بميرد در راه زيارت از براى او عرض و حسابى نخواهد بود و به او بگويند كه داخل بهشت شو بدون خوف و بيم و اما الفاظى كه زيارت كرده مى ‏شود حضرت امام حسين عليه السلام به آن در ليله قدر پس چنان است كه شيخ مفيد و محمد بن المشهدى و ابن طاووس و شهيد رحمهم الله در كتب مزار ذكر نموده‏اند.

و آن زيارت را مختص به اين شب و عيدين يعنى روز عيد فطر و قربان قرار داده‏اند و شيخ محمد بن المشهدى به اسناد معتبر خود آن را از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده و گفته كه آن حضرت فرمودند:

وقتى كه اراده كردى زيارت كنى ابى عبدالله الحسين عليه السلام را پس برو به مشهد آن حضرت بعد از آن كه غسل كرده باشى و پوشيده باشى پاكيزه ‏ترين جامه ‏هاى خود را پس چون ايستادى نزد قبر آن حضرت پس روى خود را به جانب آن حضرت كن و قبله را ميان دو كتف خود قرار ده و بگو:

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ‏

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند اميرالمؤمنين

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏

سلام بر تو اى پسر صديقه طاهره فاطمه زهرا بزرگ زنان اهل عالم

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏

سلام بر تو اى آقاى من اى ابا عبدالله سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد

أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاَةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ

گواهى مى ‏دهم كه تو نماز را بپا داشتى و زكات به مستحقان دادى و امت را امر به معروف و نهى از منكر كردى

وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلاَوَتِهِ وَ جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ صَبَرْتَ عَلَى الْأَذَى فِي جَنْبِهِ مُحْتَسِباً حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ‏

و كتاب خدا را به حق و حقيقت تلاوت فرمودى و در راه دين خدا حق جهاد و كوشش را به حد كمال فرمودى و بر اذيت و آزار امت صبر كردى و خالص براى طرف دارى دين خدا مراقبت كامل تمام عمر تا هنگام رحلت و شهادت فرمودى

أَشْهَدُ أَنَّ الَّذِينَ خَالَفُوكَ وَ حَارَبُوكَ وَ الَّذِينَ خَذَلُوكَ وَ الَّذِينَ قَتَلُوكَ مَلْعُونُونَ عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِ‏

گواهى مى ‏دهم كه آنان كه با تو به مخالفت و جنگ برخاستند و آنان كه تو را يارى نكردند و آنان كه تو را شهيد كردند همه به زبان پيغمبر امى لعن شدند

وَ قَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى لَعَنَ اللَّهُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ وَ ضَاعَفَ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ‏

و زيان و خوارى بر كسانى كه به شما افتراء بستند خدا لعنت كند آنان كه در حق شما ظلم و ستم كردند از خلق اولين و آخرين بر همه لعنت ابد و عذابشان مضاعف شديد و دردناك باد

أَتَيْتُكَ يَا مَوْلاَيَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّكَ مُوَالِياً لِأَوْلِيَائِكَ‏
اى آقاى من اى فرزند رسول خدا با معرفت به حق امامتت و خلافتت بدين درگاه به زيارت حضرتت آمده ‏ام و دوست با دوستانت

مُعَادِياً لِأَعْدَائِكَ مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَى الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِضَلاَلَةِ مَنْ خَالَفَكَ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ‏
و دشمن با دشمنان توام و بدان راه هدايت و ايمان كه تو بر آن بودى بصير و معتقدم و عارف و واقفم به گمراهى مخالفانت پس مرا نزد خدا شفاعت فرما.
پس بچسبان خود را بر قبر و روى خود را بر آن گذار پس مى ‏روى به جانب سر مقدس و مى ‏گويى‏:

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِ‏
سلام بر تو اى حجت خدا در همه زمين و آسمان

صَلَّى اللَّهُ عَلَى رُوحِكَ الطَّيِّبِ وَ جَسَدِكَ الطَّاهِرِ وَ عَلَيْكَ السَّلاَمُ يَا مَوْلاَيَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏
درود خدا بر روح پاك و جسم مطهرت باد و بر تو سلام باد اى آقاى من و درود و رحمت و بركات خداى بر تو باد

پس بچسبان خود را به قبر و ببوس آن را و بگذار صورت خود را بر آن و بگرد به جانب سر پس دو ركعت نماز زيارت گزار و نماز كن بعد از آن دو ركعت آن چه ميسر شود تو را پس از آن برو به سمت پا و زيارت كن على بن الحسين عليهما السلام را و بگو:

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ وَ ابْنَ مَوْلاَيَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏
سلام بر تو اى آقاى من فرزند آقاى من (اى على بن الحسين) رحمت و بركات خدا بر تو باد

لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ ضَاعَفَ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ‏
خدا لعنت كند آن كس را كه در حق تو ظلم و ستم كرد و خدا لعنت كند آن كس كه تو را به قتل رسانيد خدا عذاب دردناك‏او را مضاعف و شديد گرداند

و دعا كن به آن چه مى ‏خواهى پس زيارت كن شهدا را در حالى كه ميل كنى از سمت پا به طرف قبله پس بگو:

السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الصِّدِّيقُونَ السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الشُّهَدَاءُ الصَّابِرُونَ‏
سلام بر شما اى راستگويان با ايمان كامل سلام بر شما اى شهيدان راه خدا كه صبر و شكيبايى كرديد


أَشْهَدُ أَنَّكُمْ جَاهَدْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى الْأَذَى فِي جَنْبِ اللَّهِ‏
گواهى مى ‏دهم كه شما در راه خدا جهاد كرديد و بر هر رنج و بلا صبر و تحمل نموديد

وَ نَصَحْتُمْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ حَتَّى أَتَاكُمُ الْيَقِينُ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّكُمْ تُرْزَقُونَ‏
در طرفدارى دين خدا و در راه رضاى خدا و رسولش هميشه نصيحت و خيرخواهى كرديد تا هنگام شهادت و رحلت از دنيا گواهى مي دهم كه شما زنده ابديد نزد خدا و به رزق آسمانى متنعم شديد

فَجَزَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الْإِسْلاَمِ وَ أَهْلِهِ أَفْضَلَ جَزَاءِ الْمُحْسِنِينَ وَ جَمَعَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي مَحَلِّ النَّعِيمِ‏
پس خدا از اسلام و اهل اسلام به شما پاداش بهترين نيكوكاران عالم را عطا فرمايد و بين ما و شما در محل نعمت ابد جمع گرداند

پس مى‏ روى به زيارت عباس بن اميرالمؤمنين عليه السلام همين كه رسيدى آن جا و ايستادى نزد آن جناب بگو:

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ‏
سلام بر تو اى پسر اميرالمؤمنين سلام بر تو اى بنده شايسته مطيع فرمان خدا و رسول خدا

أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ (جَاهَدْتَ وَ) نَصَحْتَ وَ صَبَرْتَ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ‏
گواهى مى ‏دهم كه تو در راه خدا جهاد كردى و نصيحت و خيرخواهى در همه عمر تا هنگام رحلت و شهادتت فرمودى و صبر ورزيدى

لَعَنَ اللَّهُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ أَلْحَقَهُمْ بِدَرْكِ الْجَحِيمِ‏
خدا ظالمان در حق شما را از خلق اولين و آخرين لعنت كند و آن ها را به قعر دوزخ درافكند

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 08 تیر 1395

ارسال نظر(0)

دو طفلان مسلم چگونه به شهادت رسیدند؟

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

در مورد نحوه شهادت دو طفلان مسلم یعنی ابراهیم و محمد آمده است که این دو زندانی ابن زیاد بودند و او زندانبان را احضار كرد و به او گفت: این دو كودك را به زندان ببر و خوراك خوب و آب سرد به آنها مده و بر آنها سخت‏گیرى كن. این دو كودك در زندان روزها روزه مى‏ گرفتند و شب دو قرص نان جو و یك كوزه آب براى آنها مى‏آوردند. یك سال بدین صورت گذشت، یكى از آنها به دیگرى مى‏گفت: اى برادر! مدتى است ما در زندانیم و عمر ما تباه و تن ما رنجور شده است، امشب كه زندانبان آمد ما خود را به او معرفى مى‏كنیم شاید دلش به حال ما بسوزد و ما را آزاد كند.شب هنگام كه زندانبان پیر نان و آب آورد، برادر كوچكتر به او گفت: اى شیخ! آیا محمد (ص)را مى ‏شناسى؟ جواب داد: چگونه نشناسم؟! او پیامبر من است. گفت: جعفر بن ابى طالب را مى ‏شناسى؟ در جواب گفت: چگونه جعفر را نشناسم؟! او پسر عمو و برادر پیامبر من است.گفت: ما از خاندان پیامبر تو محمد صلى الله علیه و آله و سلم و فرزندان مسلم بن عقیل بن ابى طالب هستیم كه یك سال است در دست تو اسیریم و در زندان به ما سخت مى‏گیرى.

زندانبان پیر به شدت ناراحت شد و براى جبران بى مهری هاى خود، در زندان را بر آنها گشود که در نیمه شب بگریزند.آن دو كودك یعنی ابراهیم و محمد فرزندان مسلم بن عقیل از زندان بیرون آمده و به در خانه پیرزنى رسیدند و پیرزن بعد از گفتگو و شناختن آنها، پناهشان داد اما بدانها از بیم دامادش که فردی از طرفداران یزید و در لشکر ابن زیاد در واقعه عاشورا بود، بدانها هشدار داد. اما پسران مسلم گفتند: ما همین امشب را نزد تو خواهیم بود و صبح به راه خود ادامه مى‏دهیم.

پیر زن براى آنها شام آورد نیمه شب بود كه صداى آن دو كودك به گوشش خورد، از جا جست و در تاریكى شب به جستجوى آنها پرداخت و چون به نزدیكى آنها رسید، پرسیدند: كیستى؟ گفت: من صاحب خانه‏ ام شما كیستید؟ برادر كوچكتر كه زودتر بیدار شده بود، برادر بزرگتر را بیدار كرد و به او گفت: از آنچه مى ‏ترسیدیم به سراغمان آمد، سپس به او گفتند: اگر با تو به راستى سخن گوییم، در امان تو خواهیم بود؟ گفت: آرى. و در ادامه آنها به خدا و و رسولش از او امان خواستند و خود را معرفی کردند و گفتند از زندان عبیدالله فرار کرده اند. او  كه از فرط خوشحالى سر از پاى نمى شناخت گفت: از مرگ گریخته و به مرگ گرفتار شدید! سپاس خداى را كه شما را به دست من اسیر كرد. سپس آن دو كودك یتیم را محكم بست تا فرار نكنند.

در سپیده دم، غلام سیاهى را كه «فلیح» نام داشت، صدا كرد و گفت: این دو كودك را گردن بزن و سر آنها را برایم بیاور تا نزد ابن زیاد برده و دو هزار دینار درهم جایزه بگیرم!غلام، شمشیر برداشت و آنها را جلو انداخت تا در كنار فرات ایشان را به شهادت برساند، و چون از خانه دور شدند یكى از آنها گفت: اى غلام سیاه! تو به بلال مؤذن پیغمبر شباهت دارى. گفت: به من دستور داده شده تا گردن شما را بزنم، شما مگر كیستید؟! گفتند: ما از خاندان پیامبریم و از ترس جان از زندان ابن زیاد گریخته و این پیرزن ما را میهمان كرد و اینك دامادش مى‏خواهد ما را بكشد. غلام سیاه دست و پاى آنها را بوسید و گفت: جانم به قربان شما اى عترت پیامبر؛ سپس شمشیر را به دور انداخت و خود را به فرات افكند و گریخت، و در پاسخ اعتراض صاحب خود گفت: من به فرمان توام تا تحت فرمان خدا باشى، و چون نافرمانى خدا كنى من از تو اطاعت نمى كنم.

داماد پیرزن بعد از این جریان پسرش را خواست و گفت: من اسباب آسایش تو را از حلال و حرام فراهم مى‏كنم و دنیاى تو را آباد خواهم كرد، فوراً این دو كودك را گردن بزن و سرهاى آنها را بیاور تا نزد عبیدالله بن زیاد برده جایزه بگیرم. فرزندش شمشیر بر گرفت و كودكان را جلو انداخت و به طرف فرات روانه گشت، یكى از آنها گفت: اى جوان! من از عذاب دوزخ براى تو بیمناكم. گفت: شما كیستید؟ گفتند: ما از عترت پیامبر محمد رسول الله (ص) هستیم، پدرت مى‏ خواهد ما را بكشد. آن پسر هم پس از آگاهى، آنان را بوسید و همانند غلام سیاه شمشیرش را به دور انداخت و خود را به فرات افكند، پدرش فریاد زد: تو هم نافرمانى كردى؟ گفت: فرمان خدا بر فرمان تو مقدم است.

آن مرد گفت: جز خودم كسى آنها را نكشد؛ شمشیر برگرفت و آن دو كودك را به كنار فرات برده تیغ بر كشید و چون چشم كودكان به شمشیر برهنه او افتاد گریسته و گفتند: اى مرد! ما را در بازار بفروش و مخواه كه روز قیامت پیامبر خدا دشمن تو باشد. گفت: سر شما را براى ابن زیاد مى‏برم و جایزه مى ‏گیرم. گفتند: خویشى ما با رسول خدا را نادیده مى گیرى؟ گفت: شما با رسول خدا پیوندى ندارید! گفتند: اى مرد! ما را نزد عبیدالله ببر تا خودش درباره ما حكم كند. گفت: من باید با ریختن خون شما خود را به او نزدیك كنم. گفتند: اى مرد! به كودكى ما رحم كن! گفت: خدا در دلم رحمى نیافریده است. گفتند: پس بگذار ما چند ركعت نماز بخوانیم. گفت: به حال شما سودى ندارد، بخوانید.آنها چهار ركعت نماز خوانده و چشم به آسمان گشودند و فریاد بر آورند كه: یا حى یا حكیم یا احكم الحاكمین میان ما و او به حق حكم كن.

سپس آن مرد برخاست و اول گردن برادر بزرگتر را زد و سرش را در پارچه‏ اى گذارد؛ پس برادر كوچك، خود را در خون برادر بزرگتر غلطاند و گفت: مى‏ خواهم رسول خدا را ملاقات كنم در حالى كه آغشته به خون برادرم باشم. آن مرد گفت: عیب ندارد، تو را هم به او مى‏ رسانم! او را هم كشت و سرش را در همان پارچه گذاشت و بدن هر دو را به آب فرات انداخت و سر آن دو را نزد ابن زیاد برد.

ابن زیاد بر تخت نشسته بود و عصاى خیزرانى به دست داشت، سرها را جلوى ابن زیاد گذاشت، ابن زیاد همین كه چشمش به آنها افتاد، سه بار برخاست و نشست و گفت: واى بر تو! كجا آنها را پیدا كردى؟!گفت: پیرزنى از خویشان من آنها را میهمان كرده بود.گفت: از میهمان بدینگونه پذیرایى كردى؟ سپس از او پرسید: به هنگام كشته شدن با تو چه گفتند؟ و آن مرد تمامى جریان را براى ابن زیاد بازگو كرد. ابن زیاد پرسید: چرا آنها را زنده نیاوردى تا به تو 4هزار درهم جایزه دهم؟ گفت: دلم راه نداد جز آنكه با خون آنها خود را به تو نزدیك كنم. ابن زیاد گفت: آخرین حرف آنان چه بود؟ گفت: دست ها را به طرف آسمان برداشتند و گفتند: یا حى یا حكیم یا احكم الحاكمین! میان ما و این مرد به حق حكم كن.ابن زیاد گفت: خدا در میان تو و آن دو كودك به حق حكم كرد. پس رو به حاضران در مجلس كرده گفت: كیست كه كار این نابكار را بسازد؟

مردى شامى از جاى برخاست و گفت: من!عبیدالله گفت: او را به همان جایى كه این دو كودك را كشته ببر و گردن بزن، ولى خون او را مگذار كه با خون آنها در هم آمیزد، و سر او را نزد من بیاور.آن مرد شامى فرمان برد و طبق دستور ابن زیاد آن مرد را در كنار فرات به سزاى عمل ننگینش رسانید و سرش را براى ابن زیاد برد.نوشته‏اند كه: سر او را بر نیزه كرده و در كوچه‏ها مى‏گرداندند و كودكان با پرتاب سنگ و تیر آن را نشانه مى‏ رفتند و مى ‏گفتند: این است كشنده عترت رسول خدا.

طبق برخی از نقل ها آب فرات جسد دو طفلان مسلم را به نزدیك كربلا آورد و مردم جسد آنها را از آب گرفتند و همانجا به خاك سپردند. از این رو مرقد شریف این دو كودك در شهر مسیب واقع در 4 فرسخی كربلا قرار گرفته است.واکنون مدفن این دو عزیز زیارتگاه عاشقان اهل بیت است وهزاران نفر همه ساله به زیارت این مرقد شریف مشرف میشوند.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 07 تیر 1395

ارسال نظر(0)

حرم محمد بن علی الهادی علیه السلام از اماکن زیارتی نزدیک به سامرا

 تور کربلا.تور هوایی کربلا.تور زمینی کربلا.

ابا جعفر محمد بن علی الهادی (ع) مشهور به سید محمد (که در اصطلاح محلی به سبع الدُجَیل (شیرمرد دجیل) معروف است)، فرزند بزرگ امام هادی(ع) است که به سبب برخورداری از جایگاه والای روحی و اخلاقی، شیعیان و غیر شیعیان گمان می‌کردند امامت بعد از امام هادی به وی خواهد رسید، ولی مرگ او در زمان حیات پدرش بزر گوارشان، این گمان را برطرف کرد.

آرامگاه سید محمد در شهر بلد در ۵۰ كیلومتری جنوب سامراء مورد احترام فراوان شیعیان مخصوصا شیعیان عراق است. کرامات زیادی از او نقل شده است.


سید محمد، در حدود سال ۲۲۸ق در روستای صریا در نزدیکی مدینه متولد شد. بنا بر قول مشهور، او فرزند اول امام هادی(ع)و بزرگتر از امام حسن عسکری(ع) بود. مادرش حدیث (یا سلیل) نام داشت.

وقتی امام هادی به دستور متوکل عباسی، به سامرا احضار شد، محمد (که آن زمان تقریبا پنج ساله بود) در صریا ماند.


از کتاب «بحر الانساب» نقل شده که سید محمد، نُه فرزند پسر داشته که برخی از آنها در شهرهای خوی و سلماس در ایران مدفون هستند. نسل او تنها از دو تن از پسرانش به نام احمد و علی ادامه یافته است.
ابو جعفر، سید محمّد دارای اخلاق والا و ادب بسیار برجسته بود و این کمالات او را از دیگران متمایز می‌‏ساخت تا آنجا که بسیاری از شیعیان بر این باور بودند که پس از امام هادی منصب امامت به او می‌‏رسد.

«الکلانی» درباره شخصیت او چنین می‌‏گوید:

        خدمت ابوجعفر، محمّد بن علی در آغاز شکوفایی و سن کم رسیدم و از او باوقارتر، بزرگوارتر، جلیل‌‏تر و پاکیزه‌‏تر ندیدم. در آن هنگام امام حسن عسکری- در حجاز- کودک بود و ابوجعفر او را بسیار می‌‏ستود. ابو جعفر همواره ملازم برادرش امام حسن عسکری بود و از او جدا نمی‌‏شد حضرت نیز آموزش و تربیت او را به عهده گرفته از علوم، معارف و آداب خویش او را بهره‌‏مند می‌‏ساخت.[۴]

از آنجا که سید محمد شایستگی‌هایی داشت، شیعیان تصور می ‏کردند وی امام بعدی است. اما پس از درگذشت وی در زمان حیات امام هادی(ع)، شیعیان با راهنمایی امام هادی(ع)، از جانشینی امام حسن عسکری (ع) در امر امامت آگاه شدند.
وفات

سید محمد در سال ۲۵۲ه‍.ق برای زیارت خانه خدا ، قصد سفر کرد. هنگامی که به قریه بلد (در نزدیکی سامرای عراق) رسید، بیمار شد و در ۲۹ جمادی الثانی درگذشت. شیعیان او را در همانجا دفن کردند. برخی احتمال مسموم شدن او از سوی عباسیان را مطرح کرده‌اند.

پس از درگذشت او، امام هادی برای او مجلس ختم برگزار کرد. جمعی از بنی هاشم؛ از جمله حسن بن حسن افطس نقل کرده‌اند:

 روز وفات سید محمد، به خانه امام هادی رفتیم و دیدیم، در صحن خانه فرشی گسترده‌اند و مردم دور تا دور نشسته‌اند. جمعیت را تخمین زدیم، غیر از موالی و سایر مردم، ۱۵۰ نفر از آل ابی طالب، بنی هاشم و قریش حضور داشتند. ناگهان امام حسن عسکری در حالی که گریبان خود را در مرگ برادر چاک زده بود، وارد شد و در کنار پدرش ایستاد. ما حضرت را نمی‌شناختیم. پس از ساعتی امام هادی رو به او کرده، فرمود: یا بُنَیّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِیکَ أَمْراً. امام حسن(ع) گریه کردند و گفت: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، اِیاهُ نَشْکُرُ نِعَمَهُ عَلَینا وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. پرسیدم او کیست؟ جواب دادند: حسن فرزند امام علی النقی(ع). در آن هنگام ۲۰ ساله به نظر می‌رسید، ما فهمیدیم که پس از پدر، او امام است.

مرقد سید محمد در شهر بلد از توابع استان صلاح الدین در ۸۵ کیلومتری شمال بغداد است و امروز یکی از زیارتگاه‌های شیعیان است.

از تاریخ بنای اولیه امامزاده، اطلاع دقیقی در دست نیست، جز این که در خلال تعمیراتی که در سال‌های 1379 -1384 ق. در این آستانه انجام گرفته چنین برمی‌آید که عمارت اوّل این آستانه متعلّق به قرن چهارم است که توسط عضدالدوله دیلمی انجام گرفته است. پس از آن در قرن دهم هجری، عمارت دوم، توسط شاه اسماعیل صفوی، پس از فتح بغداد انجام گرفت.

بر کتیبه‌ای بر ضریح نوشته شده است:

 این مرقد سید جلیل ابوجعفر محمد فرزند امام هادی است که فردی عظیم‌الشأن است و شیعیان را این گمان بود که او پس از امام هادی به امامت خواهد رسید و چون درگذشت، امام هادی(ع) بر امامت حسن عسکری(ع) اشاره فرمود. هنگامی که امام هادی(ع) از مدینه به سامرا می‌رفت، سید محمد کودکی بیش نبود و بعدها چون به بلوغ رسید راهی سامرا شد و چندی در سامرا بود تا آنکه تصمیم گرفت به مدینه برگردد و چون نُه فرسنگ از سامرا دور شد و به روستای بلد رسید در همین جا بیمار شده و درگذشت.


کرامات زیادی از سید محمد نقل شده است. میرزا حسین نوری در النجم الثاقب می‌نویسد:

 سید محمد، صاحب کرامات متواتر است. حتّی نزد اهل سنت هم معروف است. مردم عراق و حتی اعراب بادیه نشین نیز می‌ترسند به نام او سوگند یاد کنند. اگر آنها را به برداشتن مالی متهم کنند، آن را برمی‌گردانند، ولی به سید محمد قسم نمی‌خورند.

تعدادی از علما درباره کرامات سید محمد کتاب‌هایی نوشته‌اند؛ از جمله رساله‌ای در کرامات سید محمدبن علی الهادی، تألیف مهدی آل عبدالغفار کشمیری. در اینجا به نمونه‌ای از کرامات وی اشاره می‌شود: علاّمه سید میرزا هادی خراسانی از سید حسن آل خوجه از خدام آستانه عسکریین (علیهما السلام) نقل می‌کند:

 در صحن شریف ابی جعفر سید محمد نشسته بودم، متوجه شدم شخصی عرب در حالی که یکی از دستهایش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزدیک رفتم و از علت مریضی‌اش پرسیدم. گفت: سال گذشته، روزی به منزل خواهرم رفتم، دیدم در حیاط، گوسفندی بسته است. خواستم ذبح کرده، بخورم. خواهرم اجازه نداد و گفت: این گوسفند نذر سید محمد است. من به حرف او توجه نکردم و آن را ذبح کردم، پس از سه روز آثار شلی در دستم نمایان شد و روز به روز بدتر شد. من متوجه علت آن نبودم، تا این که در این اواخر متوجه کار خود شدم، حالا هم پشیمانم و برای شفا به آستانه سید محمد آمده ام. سپس با همراهیان وارد حرم شد و شروع به گریه و زاری کردند. پس از ساعتی دیدم دستش را حرکت می‌دهد. سجده شکر به جا آورد و نذر کرد هر سال گوسفندی بیاورد و به نیت سید محمد ذبح کند.

تور کربلا.تور هوایی کربلا.تور زمینی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در شنبه 05 تیر 1395

ارسال نظر(0)

تور کربلا هوایی ویژه رمضان و عید فطر

تور کربلا  هوایی ویژه رمضان و عید فطر

 

تور کربلا  هوایی ویژه عید فطر

تور کربلا  هوایی ویژه رمضان و عید فطر


مدت زمان این تور کربلا ویژه رمضان و عید سعید فطر 5 شب اقامت در کربلا  و 2 شب اقامت در شهر مقدس نجف می باشد.

این تور کربلا با پرواز های شرکت هواپیمایی شرکت قشم ایر برگزار می شود .


خدماتی که در تور زیارتی کربلا به زوار گرامی ارائه می شود بدین قرار است :
تهیه و رزرو بلیط رفت و برگشت هواپیما به شهر نجف عراق - تهیه و اخذ ویزای عراق -  اقامت در هتل های کربلا و شهر نجف همراه با صبحانه، ناهار و شام-ترانسفر فرودگاهی در عراق-گشت های ویژه در کربلا و شهر نجف-زیارت اماکن مقدس شهر کربلا و زیارت اماکن و جاهای زیارتی شهر مقدس نجف اشرف- راهنمای فارسی زبان برای توضیحات و راهنمایی در اماکن مختلف-آشپزی و تهیه غذا توسط آشپز ایرانی-بیمه مسافرتی حوادث برای تمام مسافران تور کربلا -اخذ ویزای عراق-و ...

قیمت مسافرت هوایی به کربلا و قیمت و هزینه سفر تور هوایی کربلا برای هر زایر فقط 1550000 تومان می باشد.


مدارک لازم جهت مسافرت زیارتی تور کربلا :

داشتن گذر نامه با حداقل 6 ماه اعتبار

عکس رنگی زمینه روشن 2 قطعه


توضیحات مهم درباره تور زیارتی به کربلا:

عوارض ورود و خروج از کشور به عراق به عهده زوار گرامی میباشد.

تغییر نرخ ارز قیمت تور را نیز تغییر می دهد .


برای تور کربلا ویژه عید فطر کافی است که با ما تماس بگیرید




نوشته شده توسط رامش در جمعه 04 تیر 1395

ارسال نظر(0)

حوادث بعد از شهادت امام حسین (ع)

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

حضرت سيد الشهداء امام حسین عليه السلام امام سوم شيعيان ، داراي معجزات  و كرامات زيادي در زمان حياتشان و حتي بعد از شهادتش بوده که اين معجزات ثابت مي کند ، آن بزرگوار ، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشين شايسته بعد از برادرش امام حسن عليه السلام است ؛ زيرا محال است خداوند اين معجزات و کرامات را به دست نا اهلان و مدعيان دروغين ولايت الهي بسپارد و نعوذ بالله با در اختيار قرار دادن اين معجزات به دست آن ها زمينه هاي گمراهي مردم را مهيا سازد .

ما در اين مختصر ، سعي مي کنيم به معجزاتي از امام حسين علیه السلام بپردازيم که بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است ، معجزات منحصر به فردي که عقل هر عاقلي را مبهوت کرده مي کند . بي ترديد ، هر يک از اين معجزات براي روشن شدن حقيقت براي حق پرستان و کساني که به دنبال هدايت الهي هستند کافی است
و از آن جايي که شيعيان و پيراوان اهل بيت عليهم السلام به امامت حسين بن علي عليهما السلام و معجزات و کرامات آن بزرگوار يقين دارند و از جانب ديگر ، طرف ما کساني هستند که نمي خواهند ولايت فرزند رسول خدا را بپذيرند و به جاي پيروي از ثقلين ، دنبال رو دشمنان اهل بيت هستند ،  ما سعي مي کنيم اين معجزات و کرامات را فقط از معتبرترين کتاب ها و از قول برترين عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت کنيم تا حجت و برهان بر همه حقيقت جويان تمام شده و راه انکاري باقي نماند .


1. برخورد ستارگان آسمان با يکديگر :



عن عيسى بن الحارث الكندي ، قال : لما قتل الحسين مكثنا سبعة أيام إذا صلينا فنظرنا إلى الشمس على أطراف الحيطان كأنها الملاحف المعصفرة ، ونظرنا إلى الكواكب يضرب بعضها بعضا .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 – 433 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

عيسى بن حارث كندى مي گويد : هنگامي حسين بن على (عليه السلام) را شهيد كردند ، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را مي خوانديم مي ديديم آفتابي كه بر ديوارهاى خانه ها مي تابيد به قدري قرمز بود که گويا چادر هاي سرخ است که بر آن  کشيده اند ، و مي ديديم که برخي از ستارگان همديگر را مي زدند (با يکديگر برخورد مي کردند) .


2 . آسمان خون گريه کرد :



عَنْ نَضْرَةَ الْأَزْدِيَّةِ قَالَتْ : لَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بن علي (عليهما السلام) مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً فَأَصْبَحْتُ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لَنَا مَلْآنُ دَما .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 ، 313 و الثقات ، ابن حبان ، ج 5 ، ص 487 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 – 228 .

نضره ازديه گويد : هنگامى كه حسين بن علي (عليهما السّلام) شهيد شدند ، آسمان خون باريد و ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء  و اسباب ما مملو از خون است .

جعفر بن سليمان قال حدثني خالتي أم سالم قالت لما قتل الحسين بن علي مطرنا مطرا كالدم على البيوت والجدر قال وبلغني أنه كان بخراسان والشام والكوفة .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 – 434  و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 – 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 – 229 .

جعفر بن سليمان ، روايت كرده كه خاله‏ ام ، ام سالم ، گفت : هنگامى كه امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد ، باراني همانند خون بر ديوارها و خانه ها مي باريد . و گفت : به من خبر داند که همين باران خون ، در خراسان ، شام و كوفه نيز باريده است .


3 . اشک ريختن آسمان :



عن ابن سيرين قال لم تبك السماء على أحد بعد يحيى بن زكريا إلا على الحسين بن علي .

سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 225 – 226 .

ابن سيرين گفت : آسمان براي هيچ کسي جز يحيي بن زکريا و حسين بن علي (عليهم السلام) گريه نکرده است .


4 . تاريک شدن دنيا :



حدثنا خلف بن خليفة ، عن أبيه ، قال : لما قتل الحسين اسودت السماء ، وظهرت الكواكب نهارا حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 431 – 432  و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226 .

خلف بن خليفه از پدرش نقل مي کند که گفت : زماني که امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد ، آن قدر آسمان تاريک شد که هنگام ظهر ستاره هاي آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائي که ستاره  جوزا در عصر ديده شده و خاک سرخ از آسمان فرو ريخت .

وقال : وقال علي بن مسهر ، عن جدته : لما قتل الحسين كنت جارية شابة ، فمكثت السماء بضعة أيام بلياليهن كأنها علقة .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226 .

علي بن مسهر از جده اش نقل مي كند كه مي گفت: هنگامي كه امام حسين به شهادت رسيد من دختري نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود كه گويا لخته خون بود .


5 . سرخ شدن آسمان :



وقال علي بن محمد المدائني ، عن علي بن مدرك ، عن جده الأسود بن قيس : احمرت آفاق السماء بعد قتل الحسين بستة أشهر ، نرى ذلك في آفاق السماء كأنها الدم . قال : فحدثت بذلك شريكا ، فقال لي : ما أنت من الأسود ؟ ، قلت : هو جدي أبو أمي قال : أم والله إن كان لصدوق الحديث ، عظيم الأمانة ، مكرما للضيف .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

علي بن مدرك از پدر بزرگش اسود بن قيس نقل مي كند كه گفت : پهنه آسمان پس از شهادت امام حسين به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود كه ما آن را شبيه خون در آسمان مشاهده مي كرديم ، علي بن محمد مدائني از وي سؤال كرد : چه نسبتي با اسود داري ؟ گفت : او جد مادري من است گفت : به خدا سوگند كه او راستگو وامانتداري بزرگ وميهمان نواز بود .

وقال عباس بن محمد الدوري ، عن يحيى بن معين : حدثنا جرير ، عن يزيد بن أبي زياد ، قال : قتل الحسين ولي أربع عشرة سنة ، وصار الورس الذي كان في عسكرهم رمادا واحمرت آفاق السماء ونحروا ناقة في عسكرهم فكانوا يرون في لحمها النيران .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 – 435 و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230.

يزيد بن ابي زياد مي گويد: من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتري را لشكريان ذبح كردند آتش از گوشتش زبانه مي كشيد .

عن هشام عن محمد قال تعلم هذه الحمرة في الأفق مم هو فقال من يوم قتل الحسين بن علي .

سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 .

هشام از محمد نقل مي كند كه گفت : مي داني سرخي افق از چه زماني بوده ؟ از روزي كه حسين بن علي به شهادت رسيد اين سرخي در افق ديده شد .


6 . ديوار دار الإماره خون گريه کرد :



حدثني أبو يحيى مهدي بن ميمون قال : سمعت مروان مولى هند بنت المهلب ، قال : حدثني بواب عبيد الله بن زياد أنه لما جئ برأس الحسين فوضع بين يديه ، رأيت حيطان دار الامارة تسايل دما .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 – 434 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 .

هنگامى كه سر مبارك امام حسين عليه السلام را در برابر ابن زياد نهادند ، ديدم كه از ديوارهاى دارالاماره خون جارى مى‏گشت‏ .


7 . گرفتن خورشيد :



عَن أَبُو قَبِيلٍ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (عليه السلام) كُسِفَتِ الشَّمْسُ كَسْفَةً بَدَتِ الْكَوَاكِبُ نِصْفَ النَّهَارِ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهَا هِي‏ .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433  و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 و تلخيص الحبير ، ابن حجر ، ج 5 ، ص 84 و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 3 ، ص 337 .

هنگامى كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، خورشيد گرفت و آن قدر تاريك شد كه هنگام ظهر ستاره‏هاى آسمان ظاهر گرديدند . از اين اتفاق چنين پنداشتم كه قيامت برپا شده است !


8 . جاري شدن خون تازه از زير سنگ ها :



( وقال ) يعقوب بن سفيان ثنا سليمان ابن حرب ثنا حماد بن زيد عن معمر قال َ أَوَّلُ مَا عُرِفَ الزُّهْرِيُّ تَكَلَّمَ فِي مَجْلِسِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ فَقَالَ الْوَلِيدُ أَيُّكُمْ يَعْلَمُ مَا فَعَلَتْ أَحْجَارُ بَيْتِ الْمَقْدِسِ يَوْمَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ فَقَالَ الزُّهْرِيُّ بَلَغَنِي أَنَّهُ لَمْ يُقْلَبْ حجرا إِلَّا وَ تَحْتَهُ دَمٌ عَبِيط .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 و  سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 314 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 .

ابو بكر بيهقى از معروف روايت كرده كه وليد بن عبد الملك از زهرى پرسيد سنگ‏هاى بيت المقدس در روز كشته شدن حسين بن على چه حالتى به خود گرفتند ، زهرى‏ گفت : به من خبر دادند كه در روز شهادت حسين بن علي هر سنگى را كه از زمين بر مي داشتند در زير او خون تازه مي ديدند .

عَنْ أُمِّ حَيَّانَ قَالَتْ يَوْمَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ أَظْلَمَتْ عَلَيْنَا ثَلَاثاً وَ لَمْ يَمَسَّ أَحَدٌ مِنْ زَعْفَرَانِهِمْ شَيْئاً فَجَعَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ إِلَّا احْتَرَقَ وَ لَمْ يُقَلَّبْ حَجَرٌ بِبَيْتِ الْمَقْدِسِ إِلَّا أَصْيب تَحْتَهُ دَماً عَبِيطا

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 و ...

از ام حيان نقل است كه گفت : روز شهادت حسين اسمان سه شبانه روز تاريك شد وهر كس دست به زعفران مي زد دستش مي سوخت و زير هر سنگي در بيت المقدس خون ديده مي شد .

محمد بن عمر بن علي عن أبيه قال أرسل عبد الملك إلى ابن رأس الجالوت فقال هل كان في قتل الحسين علامة قال ابن رأس الجالوت ما كشف يومئذ حجر إلا وجد تحته دم عبيط .

تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 – 230 .

عبد الملك شخصي را نزد پسر راس الجالوت فرستاد تا از وي بپرسد كه آيا  نشانه اي از كشته شدن حسين درعالم ديده شده است يا نه ، او در پاسخ گفت : هيچ سنگي از زمين بر داشته نشد مگر اينكه خون تازه ديده مي شد .


9 . خاکستر شدن گياه ورس (اسپرک) :


( وقال ) ابن معين حدثنا جرير ثنا يزيد بن أبي زياد قال قتل الحسين ولي أربع عشرة سنة وصار الورس الذي في عسكرهم رمادا .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 – 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 .

يزيد بن ابي زياد مي گويد : من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد .

( وقال ) الحميدي عن أبن عيينة عن جدته أم أبيه قالت لقد رأيت الورس عاد رمادا ولقد رأيت اللحم كأن فيه النار حين قتل الحسين .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 .

ابن عيينه از مادر بزرگ پدري اش نقل مي كند كه گفت : هنگام شهادت حسين گياه ورس را ديدم كه تبديل به خاكستر شد و در گوشتها آتش مي ديدم .

وقال محمد بن المنذر البغدادي ، عن سفيان بن عيينة : حدثتني جدتي أم عيينة : أن حمالا كان يحمل ورسا فهوى قتل الحسين ، فصار ورسه رمادا .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

ام عيينه مي گويد : شخصي در حال حمل گياه ورس بود به ذهنش افتاد كه براي جنگ باحسين او هم شركت كند كه ناگهان گياه تبديل به خاكستر شد .

أخبرنا أبو محمد السلمي أنا أبو بكر الخطيب وأخبرنا أبو القاسم بن السمرقندي أنا أبو بكر قالا أنا أبو الحسين أنا عبد الله نا يعقوب نا أبو نعيم نا عقبة بن أبي حفصة السلولي عن أبيه قال إن كان الورس من ورس الحسين يقال به هكذا فيصير رمادا .

تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 – 231 .

ورس : همان اسپرك است كه گياهى است شبيه به كنجد با برگ هاى سبز رنگ كه از رنگ آن براى رنگ كردن لباس ها استفاده مى‏شود و در يمن زياد مى‏رويد و لباس ورسى ، لباس سرخ رنگ را گويند .
11 . تلخ شدن گوشت شتر غنيمت گرفته شده از امام :

عَنْ جَمِيلِ بْنِ مُرَّةَ قَالَ أَصَابُوا إِبِلًا فِي عَسْكَرِ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) يَوْمَ قُتِلَ فَنَحَرُوهَا وَ طَبَخُوهَا قَالَ فَصَارَتْ مِثْلَ الْعَلْقَمِ فَمَا اسْتَطَاعُوا أَنْ يُسِيغُوا مِنْهَا شَيْئا .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 306 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 – 436 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

جميل بن مره گويد : شترى از لشكرگاه حسين بن علي را در روز شهادت او غارت گرفتند ، و سپس او را نحر كرده و طبخ نمودند ، راوى گويد : گوشت او آن چنان تلخ شد که آنان نتوانستند از آن گوشت استفاده كنند .


12 . ديده شدن آتش درگوشت شتر غنيمت گرفته شده :



وقال محمد بن عبد الله الحضرمي : حدثنا أحمد بن يحيى الصوفي ، قال : حدثنا أبو غسان ، قال : حدثنا ، أبو نمير عم الحسن ابن شعيب ، عن أبي حميد الطحان ، قال : كنت في خزاعة فجاؤوا بشئ من تركة الحسين فقيل لهم : ننحر أو نبيع فنقسم ؟ قالوا : انحروا ، قال : فجعل على جفنة فلما وضعت فارت نارا .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

از حميد طحان روايت شده است كه در قبيله خزاعه بودم، از جمله چيزهائى كه از امام حسين عليه السلام چپاول شده بود و به آن قبيله آورده بودند، يك شتر بود. مردم آن قبيله گفتند : اين شتر را نحر كنيم و يا معامله نمائيم ؟ كسى كه شتر را آورده بود گفت : مى‏خواهم آن را نحر كنيد .

حميدگفت : سپر را براى نحر كردن آن حيوان آماده ساختم ، همين كه شتر را خوابانيده و سپر را به زمين گذاشتم و آماده كشتن آن بوديم، ناگهان آتشى از آن سپر مانند آب فوران كرد !

( وقال ) ابن معين حدثنا جرير ثنا زَيْدِ بْنِ أَبِي الزِّنَادِ قَالَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ وَ لِي أَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ صَارَ الْوَرْسُ رَمَاداً الَّذِي كَانَ فِي عَسْكَرِهِمْ وَ احْمَرَّتْ آفَاقُ السَّمَاءِ وَ نَحَرُوا نَاقَةً فِي عَسْكَرِهِمْ فَكَانُوا يَرَوْنَ فِي لَحْمِهَا النِّيرَان‏ .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 – 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 .

ابن معين از جرير از يزيد بن زياد روايت مى‏كند كه او گفت : سالى كه امام حسين عليه السلام به شهادت نائل آمد ، من چهارده سال داشتم ( و همان روزها شنيدم كه آثارى در پى شهادت آن حضرت در لشكر مخالفان ظاهر گرديده ، از جمله آن كه) گياهان ورس در لشكرگاه آنها خاكستر شد ، و آسمان سرخ‏گون گرديد ، و در لشكرگاه شترى را نحر كردند ولى مثل اين بود كه آتش در آن نهاده بودند !

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در پنج‌شنبه 03 تیر 1395

ارسال نظر(0)

ارزش فوق العاده زيارت سيدالشهداء

ارزش  زيارت سيدالشهداء به قدری زیاد است که در این متن کوتاه نمیگنجد اماچند حدیث کوتاه درباره این مطلب بیان میکنیم


 يكى از اصحاب به امام صادق عليه السلام عرض كرد: فلانى مى گويد: كه به شما گفته است نوزده حج و نوزده عمره بجا آورده است ، شما فرموده ايد، يك حج و يك عمره ديگر بجا آور تا برايت يك ثواب زيارت قبر حسين بنويسند!! حضرت فرمود: دلت مى خواهد بيست حج و بيست عمره انجام دهى يا با حسين محشور شوى ؟ كداميك ؟ عرض كردم : مى خواهم با حسين محشور شوم ، حضرت فرمود: پس ‍ اباعبدالله را زيارت كن .
در روايت ديگرى مردى به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد: من نوزده حج بجا آورده ام ، دعا كنيد تا خداوند توفيق دهد به بيست حج برسانم ، حضرت فرمود: حسين زيارت كرده اى ؟ گفت : نه ، فرمود: زيارت حسين از بيست حج بهتر است .


امام صادق زائر امام حسين عليه السلام را تشويق نمود




 موسى ابن قاسم حضرمى گويد: در ابتداى حكومت منصور، امام صادق عليه السلام به نجف آمده و فرمود: اى موسى به جاده اصلى برو، آنجا بايست و نگاه كن ، مردى از طرف قادسيه خواهد آمد، به او بگو يكى از اولاد پيامبر تو را مى خواند او با تو مى آيد،
حضرمى گويد: به جاده رفتم مدت زيادى منتظر شدم ، هوا به شدت گرم بود، خبرى نشد، نزديك بود كه نافرمانى كنم و برگردم ، كه از دور شبحى ديدم ، نزديك من آمد، مردى بود شترسوار، گفتم : اينجا يكى از اولاد پيامبر نشانى تو را داده و تو را مى خواند، گفت : بيا برويم ، كنار خيمه شتر را خواباند و وارد شد، من درب خيمه صدا را مى شنيدم ولى آنها را نمى ديدم ، حضرت فرمود: از كجا مى آئى ؟ گفت : از دورترين نقطه يمن ، حضرت فرمود: تو بايد از فلان نقطه باشى ، گفت : بله ، فرمود: به چه منظور اينجا آمدى ؟ عرض كرد: به زيارت امام حسين آمده ام ، حضرت فرمود: تو هيچ كارى ندارى جز زيارت حسين عليه السلام ؟! آن مرد گفت : كارى ندارم ، فقط آمده ام نزد او نماز بگذارم و زيارتش كنم و سلام دهم و به نزد خانواده ام برگردم ،
امام صادق عليه السلام فرمود: در زيارت حسين چه (فضيلتى ) مى بينيد؟ او گفت : ما معتقديم كه زيارت او موجب بركت در جانمان و خانواده و اولاد و اموال و زندگى ما و موجب برآورده شدن حوائج ما مى شود،
حضرت فرمود: اى برادر يمنى ، آيا مى خواهى ، فضيلت ديگرى از فضائل او برايت اضافه كنم ؟ عرض كرد: بفرمائيد اى پسر پيامبر، حضرت فرمود: زيارت اباعبدالله معادل يك حج قبول شده پاكيزه با پيامبر است ، آن مرد تعجب كرد، حضرت فرمود: آرى بخدا، و دو حج مقبول و پاكيزه با پيامبر، آن مرد تعجب كرد، حضرت همينطور اضافه نمود تا به سى حج مقبول و پاكيزه با پيامبر رساند.


اگر مى دانستند از شوق جان مى باختند  


 امام باقر عليه السلام فرمود: اگر مردم مى دانستند كه در زيارت حسين عليه السلام چه فضيلتى است از شوق جان مى باختند! و روحشان از حسرت جدا مى شد، محمد ابن مسلم پرسيد: در زيارت حضرت چيست ؟ حضرت فرمود:
هر كه حسين را بخاطر شوق او، زيارت كند، براى او هزار حج مقبول و هزار عمره مبرور، و اجر هزار شهيد از شهداى بدر و هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه مقبوله و ثواب هزار بنده در راه خدا، نوشته مى شود.


زيارت امام حسين عليه السلام حج فقراست  


 امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه توان مالى ندارد و نمى تواند حج واجب انجام دهد، برود نزد قبر حسين عليه السلام و عرفه نزد حضرت باشد، از حج او كفايت مى كند، سپس حضرت فرمود: من نمى گويم كه از حج واجب بى نياز است ، مگر براى تنگدست ، اما كسى كه توان مالى دارد وقتى حج واجب را انجام داد و خواست ، حج يا عمره مستحبى انجام دهد و مشاغل دنيوى يا مانع ديگرى بود، اگر نزد حسين رود در روز عرفه ، اين از حج او كفايت مى كند، و خداوند چند برابر براى او اضافه مى كند، راوى از حضرت پرسيد: زيارت امام حسين معادل چند حج و چند عمره است ؟ حضرت فرمود: به شمارش در نيايد، گفتم : صدتا؟ حضرت فرمود: چه كسى مى تواند شمارش كند؟ گفتم : هزار تا؟ حضرت فرمود: و بيشتر! سپس فرمود: ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها، اگر (بخواهى ) نعمت خدا را بشمريد، نمى توانيد شمارش كنيد.



 امام صادق عليه السلام فرمود: هيچكس نيست در روز قيامت مگر اينكه وقتى بزرگوارى زوار حسين را نزد خداوند مى بيند آرزو مى كند كه اى كاش حسين ابن على را زيارت كرده بود،
و در حديث ديگر فرمود: هر كه خوشحال مى شود كه روز قيامت بر سفره هاى نور قرار گيرد، از زوار حسين شود.


 ثواب زيارت امام حسین  از راه دور


 امام صادق عليه السلام به سدير فرمود: اى سدير آيا هر روز امام حسين را زيارت مى كنى ؟ عرض كردم : فدايت شوم نه ، فرمود: چقدر جفاكاريد! سپس فرمود: آيا هر جمعه او را زيارت مى كنيد؟ عرض كردم : نه ، فرمود: آيا هر ماه او را زيارت مى كنيد؟ عرض كردم : نه ، فرمود: آيا هر سال او را زيارت مى كنيد؟ عرض كردم : گاهى مى شود! حضرت فرمود: چقدر شما نسبت به حسين جفا مى كنيد! آيا نمى دانى كه خداوند عزوجل دو ميليون فرشته دارد كه پريشان حال ، بر حسين مى گريند و او را زيارت مى كنند و خسته نمى شوند؟!
چه مانعى دارد كه قبرامام حسين را در هر جمعه پنج بار يا در هر روز يكبار زيارت كنى ؟ عرض كردم : فدايت شوم ، ميان ما و او فرسنگهاى بسيار فاصله است ، حضرت فرمود:
برو بالاى بام ، سپس به راست و چپ توجه كن ، آنگاه سر بطرف آسمان بلند كرده ، سپس به طرف قبله متوجه شده ، مى گوئى : السلام عليك يا اباعبدالله ، السلام عليك و رحمة الله و بركاته ، (اگر چنين كردى ) براى تو يك زيارت مى نويسند، يك زيارت (معادل ) يك حج و عمره است .


زيارت عاشورا را هر روز بخوانيد




 امام باقر عليه السلام فرمود: هر كه حسين را در روز عاشورا زيارت كند به گونه اى كه نزد او گريان شود، خداوند را ملاقات كند در حالى كه ثواب يك ميليون حج و يك ميليون عمره و يك ميليون جهاد كه ثواب هر حج و هر عمره و هر جهاد ماند ثواب كسى باشد كه با پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام حج و عمره و جهاد نموده باشد، راوى گويد: عرض كردم : فدايت شوم ، ثواب كسى كه در شهرها و نواحى دور مى باشد و نمى تواند در آن روز امام حسين بيايد چيست ؟ حضرت فرمود:
چون روز عاشورا شد به صحرا يا بر بلندى در خانه خود برود و در حالى كه به حضرت اشاره مى كند، سلام نمايد و تلاش كند در نفرين بر دشمنان حضرت ، سپس دو ركعت نماز بخواند و اين كار را قبل از ظهر انجام دهد؛ اهل خانه خود را نيز به گريستن بر حضرت دستور دهد، خود بگويد و جزع نمايد، و اقامه عزا كند در خانه و يكديگر را با حالت گريان ملاقات كنند، چون اين اعمال را انجام دهند من ضامنم كه خداوند متعال تمام اين ثوابها را به او بدهد،
راوى عرض كرد: فدايت شوم شما ضامن مى شويد؟ حضرت فرمود: من ضامنم آن ثوابها را، آن گاه حضرت پس از ياد دادن زيارت عاشورا فرمود: اگر اينگونه حضرت را زيارت كنى ، همانند ملائكه اى كه زائر حسين هستند، حضرت را زيارت كرده اى و خداوند براى تو يك ميليون حسنه مى نويسد، و يك ميليون گناه عفو مى كند و يك ميليون درجه تو را بلند گردانده و همانند كسى باش كه با امام حسين عليه السلام شهيد گشته و در مقامات بلند ايشان شريك مى گردى ...
در ادامه حضرت فرمود: اى علقمه اگر بتوانى هر روز حسين را اينگونه زيارت كنى انجام ده كه براى تو نماز آن ثوابها خواهد بود انشاء الله .


سيدالشهداء سه بار به ديدن اين بانو آمدند


 صاحب دارالسلام مرحوم محدث نورى مى فرمايد كه حج مولى حسن يزدى ، كه مرد عابد و با تقوا و پاكيزه اى و از جمله كسانى است كه در كنار قبر حضرت امير عليه السلام مجاورت داشته ، و حق همسايگى حضرت را بجا مى آورد و در انجام عبادت بسيار پشتكار دارد، او از حاج محمد على يزدى كه مردى ثقه و امين بود نقل كرد كه در يزد مرد صالح و فاضلى بود كه به فكر آخرت خويش بود، شبها در مقبره اى خارج شهر يزد كه مزار گويند مى خوابيد.
اين مرد همسايه اى داشت كه از كودكى در مكتب و غيره با هم بودند، تا اينكه بعدها شغل عشارى (باج خواهى و پول زورگرفتن ) را انتخاب كرد و تا آخر عمر هم چنين مى بود. تا اينكه مرد و در همان مقبره مذكور نزديك محلى كه حاج محمد على يزدى مى خوابيد او را دفن كردند، هنوز يك ماه نگذشته بود كه حاج محمد على او را در خواب ديد، با حالت زيبا و سر حال از نعمت ، او گويد: نزدش رفتم و به او گفتم : من اول و آخر و باطن و ظاهر كار تو را مى دانم ، تو از كسانى نبودى كه در باطن نيكو باشى ولى ظاهرت بخاطر برخى جهات چون تقيه يا ضرورت و يا كمك به مظلوم ، توجيه شود؟
و كار تو جز عذاب نتيجه اى نداشت ، چگونه به اين مقام رسيدى ؟! آن مرد گفت : آرى مساءله همانطور است كه تو گفتى ، من تا ديروز در سخت ترين عذاب بودم ، تا اينكه همسر استاد اشرف آهنگر از دنيا رفت و او را در اينجا دفن كردند و اشاره كرد به مكانى كه صد ذراع فاصله داشت و در همان شبى كه او را به خاك سپردند، حضرت امام حسين عليه السلام سه بار به ديدن او آمدند، و در مرتبه سوم دستور فرمود: تا عذاب را از اهل اين قبرستان بردارند، به اين جهت حال من نيكو شد و در نعمت و وسعت قرار گرفتم ،
حاج محمد على گويد: با تعجب از خواب بيدار شدم ، استاد اشرف آهنگر را نمى شناختم و جاى او را نمى دانستم ،
در ميان بازار آهنگرها جستجو نمود تا استاد اشرف را پيدا كرد، از او پرسيد، آيا شما همسر دارى ؟ گفت : داشتم ، ولى ديشب فوت نمود و او را در فلان جا دفن كرديم ، و همان جائى را گفت كه در خواب آن مرد به من نشان داد، از او پرسيد: آيا همسر شما به زيارت امام حسين عليه السلام رفته بود؟ گفت : خير، پرسيد: آيا مصيبت حضرت را مى نمود؟ گفت : خير، پرسيد: آيا او براى امام حسين مجلس مصيبت برپا مى كرد؟ جواب داد: خير، منظورت از اين سؤ الها چيست ؟ آن مرد داستان خواب خود را بيان كرد و گفت مى خواهم رمز آن ارتباط ميان او و امام حسين را دريابم ،
استاد اشرف گفت : آن زن همواره به خواندن زيارت عاشورا مداومت داشت .


زيارت عاشورا بلا را دفع مى كند




 آيت الله حاج شيخ عبدالكريم يزدى حائرى اعلى الله مقامه مؤ سس حوزه علميه قم مى فرمود:
در اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصيل علوم دينى بودم ، در سامراء بيمارى وبا و طاعونى شايع شد، و همه روزه عده اى مى مردند، روزى در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشاركى اعلى الله مقامه بودم ، جمعى از اهل علم نيز حضور داشتند، ناگاه مرحوم آقا ميرزا محمد تقى شيرازى رحمة الله عليه كه در مقام علمى مانند مرحوم فشاركى بود، تشريف آوردند و صحبت از بيمارى وبا و شيوع آن شد.
مرحوم ميرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آيا لازم است انجام شود؟ همه اهل مجلس تصديق كردند كه آرى
ايشان فرمود: من حكم مى كنم كه شيعيان ساكن سامراء از امروز تا ده روز مشغول زيارت عاشورا شوند و ثواب آن را هديه روح شريف نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجة ابن الحسن صلوات الله عليه و على آبائه نمايند، تا اين بلا از آنان دور شود.
اهل مجلس اين حكم را به تمام شيعيان سامراء رساندند و همه مشغول زيارت عاشورا شدند، از فراد تلف شدن شيعيان متوقف شد و از ميان شيعيان كسى نمى مرد، ولى همه روز عده اى از اهل سنت مى مردند، و اين مطلب بر همه آشكار شد، برخى از اهل سنت از شيعيانى كه با آنها آشنا بودند مى پرسيدند، چرا از شما شيعيان كسى تلف نمى شود؟ آنها مى گفتند: ما زيارت عاشورا مى خوانيم ، آنها هم مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند و بلا از آنها هم برطرف گرديد،
اين جريان را شهيد بزرگوار آيت الله دستغيب از علامه بزرگوار حضرت آقاى شيخ حسن فريد گلپايگانى از علماى طراز اول تهران نقل نموده اند.


زيارت عاشورا اميد و پناهگاه علماء  


 حضرت آيت الله شيخ جواد ابن شيخ مشكور، از بزرگان علماء و فقهاء نجف اشرف و مرجع تقليد جمعى از شيعيان عراق بود كه در سال 1337 رحلت نمود.
آن مرحوم در شب 26 ماه صفر سال 1336 در نجف اشرف در خواب حضرت عزرائيل را مى بيند، پس از سلام از او مى پرسد از كجا مى آئى ؟ مى فرمايد: از شيراز و روح ميرزا ابراهيم محلاتى را گرفته ام ، شيخ مى پرسد: روح او در برزخ در چه حاليست ؟ مى فرمايد: در بهترين حالات و در بهترين باغهاى عالم برزخ ، خداوند هزار فرشته ماءمور كرده كه از او فرمان مى برند، گفتم : براى چه كارى شايسته چنين مقامى شده است ؟ آيا بخاطر مقام علمى و تدريس و تربيت شاگرد؟ فرمود: نه ، گفتم : بخاطر نماز جماعت و رساندن احكام به مردم ؟ فرمود: نه ، گفتم : پس براى چه ؟ فرمود: جهت خواندن زيارت عاشورا. (مرحوم ميرزاى محلاتى در سى سال آخر عمرش زيارت عاشورا را هيچ روزى ترك نكرد و اگر روزى بخاطر بيمارى يا امر ديگرى نمى توانست بخواند، نايب مى گرفته است ).
آن عالم بزرگوار از خواب برخاسته فردا به منزل آيت الله ميرزا محمد تقى شيرازى مى رود و خواب خود را نقل مى نمايد،
آيت الله شيرازى گريان مى شود، علتش را مى پرسند، مى فرمايد: ميرزاى محلاتى از دنيا رفته است و ايشان استوانه فقه بود،
يكى گفت : اين خوابى بوده كه واقعيت آن معلوم نيست ، ايشان فرمود: بله خواب است اما خواب شيخ مشكور است نه افراد معمولى ، فرداى آن روز بوسيله تلگراف خبر فوت ميرزاى محلاتى از شيراز به نجف اشرف مى رسد و راست بودن آن خواب آشكار مى گردد.
اين داستان را جمعى از فضلاء نجف اشرف از مرحوم آيت الله سيد عبدالهادى شيرازى - ره - كه در منزل آيت الله شيرازى و آمدن آيت الله مشكور و نقل خواب خود حضور داشته است نقل نمودند


اى كاش امام حسين را زيارت مى كردم ولى حج ...  


 معاوية ابن وهب يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام است ، گويد بر امام صادق عليه السلام وارد شدم ، ديدم حضرت مشغول نماز است ، نماز كه تمام شد حضرت در حال سجده مشغول مناجات شد و در آن عرضه مى داشت :
اى خدائى كه ما را به كرامت و وصيت مخصوص گرداندى و به ما وعده شفاعت دادى و دانش گذشته و آينده را عطا نمودى و دلهاى مردم را به طرف ما متمايل كردى ، بيامرز مرا و برادرانم را، و زوار قبر پدرم حسن صلوات الله عليه را، همانها كه مال خرج مى كنند و بدن خود را به زحمت مى اندازند، تا به ما نيكى كنند، و به اميد آنچه نزد تو است مى باشند در رسيدگى به ما، و بخاطر شادى رساندن بر پيامبرت صلواتك عليه و اجابت دستور ما و به خشم آوردن دشمنان ما و تحصيل رضاى تو، اين كارها را مى كنند،
خدايا خود از جانب ما، با رضوان به آنها پاداش بده ، شب و روز نگهدارشان باش ، حضرت همينطور به دعا راجع به زوار و اولاد و خانواده آنها و ثواب آنها ادامه داد تا اينكه عرضه داشت : خدايا دشمنان ما، بر زوار بخاطر زيارت ايشان خرده گرفتند ولى اينها زيارت را رها نكردند، چون مى خواستند با مخالفين ما مخالفت كنند.
خدايا بر آن صورتهائى كه خورشيد تغيير داد، ترحم نما، خدايا بر آن گونه هايى كه بر قبر ابى عبدالله نهاده شد ترحم نما، خدايا بر آن چشمهائى كه اشكهايش به خاطر رحمت بر ما جارى شد ترحم نما، خدايا بر آن دلهائى كه به خاطر ما ناراحت و آتش گرفت ترحم نما، خداى رحمت فرست بر آن ناله اى كه براى ماست ، خدايا آن بدنها و جانها را به تو مى سپارم ، تا در روز عطش بر سر حوض بهره مند كنى ،
وقتى مناجات حضرت تمام شد، عرض كردم : فدايت شوم ، آنچه من از شما شنيدم اگر براى خدانشناسها مى بود، گمان مى داشتم كه به آتش جهنم دچار نشوند؟! بخدا آرزو كردم كه امام حسين را زيارت مى كردم و حج نمى كردم !
حضرت فرمود: تو كه به او (سيدالشهداء) نزديكى چرا او را زيارت نمى كنى ؟ چرا زيارت را رها مى كنى ؟
عرض كردم : من نمى دانستم كه مساءله به اين عظمت است ، حضرت فرمود: اى معاويه آنها كه در آسمان براى زوار حسين دعا مى كنند، از دعاگوهاى در زمين بيشترند، اى معاويه زيارت را ترك مكن ، هر كه آن را ترك كند، آنقدر حسرت مى بيند كه آرزو مى دارد قبر حضرت نزد او مى بود،
آيا دوست ندارى كه خداوند تو را جزء كسانى ببيند كه پيامبر و على و فاطمه و ائمه عليهم السلام برايشان دعا مى كنند؟ آيا دوست ندارى كه فردا جزء كسانى باشى كه با آمرزش گناهان گذشته بر مى گردند، و گناه هفتاد سال آنها بخشوده مى شود؟ آيا دوست ندارى كه فردا جزء كسانى باشى كه ملائكه با آنها مصافحه مى كنند، آيا دوست ندارى فردا جزء كسانى باشى كه (از قبر) خارج مى شوند و گناهى در پى ندارند، آيا دوست ندارى فردا از كسانى باشى كه پيامبر با او مصافحه مى كند


زيارت سيدالشهداء زيارت خداست  


 زيد شحام گويد: به امام صادق عرض كردم : براى زائر قبر حسين چيست ؟ حضرت فرمود: او همانند كسى است كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد، عرض كردم : كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه ؟ حضرت فرمود: مثل كسى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را زيارت كرده باشد.
مؤ لف گويد: وياللعجب چه عظمتى خداوند براى سيدالشهداء مقرر نموده است كه زيارت او همانند زيارت خداوند است ، اما زيارت ساير اهل بيت همانند زيارت پيامبر است .




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 02 تیر 1395

ارسال نظر(0)

تور هوایی کربلا و نجف ارزان قیمت در ماه رمضان

تور هوایی کربلا و نجف

تور کربلا ارزان قیمت در ماه رمضان


تور هوایی کربلا و نجف ارزان قیمت تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف…… اقامت به مدت 7 شب و 8 روز……. 5 شب در کربلا و 2 شب در نجف…….. هتل های برج الصفا،نور النجف،قصروالعباس،قصروالمولا و سار هتل های درجه الف دیگر… ********************************************* تور زیارتی نجف ویژه اردیبهشت خدمات تور هوایی کربلا و […]

نوامبر 17,2016 | موضوع : تور کربلا
تور هوایی عتبات درجه1 ویژه آذر
تور هوایی عتبات درجه1 ویژه آذر تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف……. اقامت به مدت 7 شب و 8 روز……. 5 شب در کربلا و 2 شب در نجف…….. هتل های برج الصفا،نور النجف،قصروالعباس،قصروالمولا و سایر هتل های درجه الف دیگر… ********************************************* تور کربلا و نجف ارزان با هواپیما همراه با صبحانه ناهار […]

رزرو بلیط هواپیما کربلا
تور زیارتی نجف هوایی
تور زیارتی نجف هوایی تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف…… اقامت به مدت 7 شب و 8 روز……. 5 شب در کربلا و 2 شب در نجف…….. هتل های برج الصفا،نور النجف،قصروالعباس،قصروالمولا و سار هتل های درجه الف دیگر… ********************************************* تور زیارتی کربلا و نجف ویژه تولد امام حسین (ع) خدمات تور هوایی […]


بلیط هواپیما کربلا
تور کربلا
تور کربلا و نجف هوایی ارزان قیمت
تور کربلا و نجف هوایی ارزان قیمت مدت اقامت:7 شب و 8 روز 5 شب کربلا…………….2 شب نجف………….. در هتلهای 4 ستاره درجه یک نزدیک حرم با کیفیت و خدمات عالی تور نجف ویژه اردیبهشت ماه اقامت 7 شب و 8 روز………………….صبحانه ناهار شام بلیط رفت و برگشت هواپیما گشت های اماکن زیارتی ترانسفر فرودگاهی […]

بلیط هواپیما کربلا
تور کربلا
تور هوایی نجف و کربلا ارزان قیمت
تور هوایی نجف و کربلا ارزان قیمت گارگزاران حج و زیارت تور زیارتی عتبات عالیات ویژه اردیبهشت ماه با ما تماس بگیرید هتلهای درجه یک 4 ستاره نزدیک حرم   تاریخ حرکت……………..1/27 تا…   هزینه خروج از کشور 37500 تومان و ورود به کشور عراق 10 دلار به عهده مسافر میباشد خدمات تور هوایی کربلا […]

بلیط هواپیما کربلا

زیارت عتبات عالیات با هواپیما
زیارت عتبات عالیات با هواپیما اقامت در هتل های درجه یک نزدیک حرم   اکر با تور کربلا هوایی عازم این سرزمین هستید بدانید از مقدسترين و بافضيلت‏ترين زيارت هايى كه در فرهنگ دينى و روايات اسلامى بيان ‏شده است، زيارت قبر سیدالشهدا علیه السلام در سرزمین كربلاست و براى زيارت هيچ امامى، حتى ‏زيارت قبر رسول خدا صلی الله […]

بلیط هواپیما کربلا

تور زیارتی کربلا
تور زیارتی کربلا ویژه تور هوایی کربلا با هتل های درجه الف…… اقامت به مدت 7 شب و 8 روز……. 5 شب در کربلا و 2 شب در نجف…….. هتل های برج الصفا،نور




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 01 تیر 1395

ارسال نظر(0)

داستان شیعه شدن یک طلبه اهل‏ سنت با شنیدن روضه امام حسین(ع)

تور کربلا.تور زمینی کربلا.تور هوایی کربلا.

 داستان شیعه شدن یک طلبه اهل‏ سنت با شنیدن روضه امام حسین(ع)


حجت الاسلام والمسلمین شریف زاهدی طلبه نوشیعه زاهدانی که بیش از ده سال است به تشیع گرویده در دانشکده علوم قرآنی قم جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود:

«بنده محمد شریف زاهدی اهل نیک‏شهر استان سیستان و بلوچستان هستم. بعد از 11 سال تحصیل در مدارس و حوزه‏های علمیه اهل سنت، با شنیدن روضه امام حسین(علیه السلام) بارقه هدایت در دلم پدید آمد و پس از تحقیقات مفصل در سال 1382 به مکتب نورانی اهل‏بیت علیهم السلام مشرف شدم.

یکی از اساتیدم، مولوی عیسی ملازهی، امام جماعت مسجد محمد رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود. گاهی که برایشان مشکلی ایجاد می‏شد و نمی‏توانست به مسجد برود، بنده را به جای خود می‏فرستاد تا نماز جماعت را اقامه کنم. شب عاشورای سال 1375 بود و من به جای استادم به مسجد رفتم و نماز عشاء را خواندم. همه مردم از مسجد بیرون رفتند. من آخرین نفری بودم که از مسجد بیرون آمدم و درب مسجد را قفل کردم. می‏خواستم به مدرسه برگردم که صدای سخنرانی از حسینیه شیعیان مهاجر چابهار که در فاصله پنجاه متری مسجد بود، توجهم را جلب کرد.

کنجکاو شدم تا بدانم سخنران چه می‏گوید؛ زیرا به ما گفته بودند که هر چه روحانیون شیعه می‏گویند، دروغ است. به این نیت رفتم که ببینم چه دروغ‏هایی می‏گوید. نزدیک حسینیه شدم. می‏خواستم وارد حسینیه شوم ولی خجالت کشیدم؛ چون لباس مولوی‏ها بر تن من بود.

آهسته کنار پنجره نشستم و به صحبت‏های روحانی شیعه‌ گوش دادم. سخنرانی او درباره شخصیت امام حسین علیه السلام بود. می‏گفت : در کتاب مسند احمد حنبل و سنن ترمذی و چند کتاب دیگر، این روایت آمده است که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده‏اند : «إن الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنۀ» امام حسن و امام حسین سرور جوانان بهشت هستند و همین طور از کتاب‏های اهل سنت مطالبی به همراه آدرس‏هایشان بیان می‏کرد.

این سؤال به ذهنم آمد که این روحانی شیعه، چگونه کتاب‏های اهل سنت را مطالعه کرده است؟؛ زیرا به ما گفته بودند کتاب‏های شیعه را نخوانید؛ گمراه‏کننده است! چرا آنها ـ شیعیان ـ نمی‏گویند کتاب‏های اهل سنت را نخوانید که گمراه می‏شوید؟،‌ فقط علمای ما چنین می‏گویند؟

سخنرانی‏اش تمام شد و روضه خواندن را شروع کرد. روضه قتلگاه امام حسین(علیه السلام) را خواند که روضه جانسوزی بود؛ به طوری که اشک‏های من ملای سنی که تا آن لحظه، حتی یک قطره اشک هم برای مظلومیت امام حسین(علیه السلام) نریخته بودم، سرازیر شد و بسیار گریه کردم.

قبل از آن‏که روضه تمام شود، بلند شدم و به مدرسه برگشتم. به اتاقم رفتم و خواستم بخوابم؛ ولی سخنان روحانی شیعه فکرم را به خود مشغول کرده بود. طاقت نیاوردم. به کتابخانه حوزه رفتم تا آن روایت را پیدا کنم.

البته قبلا روایت "سیدا شباب" را در کتاب "مسند احمد" دیده بودم؛ ولی برای آن‏که دلم آرام شود، به سراغ روایت و سند آن رفتم. آن را پیدا کردم و پس از آن، کتاب "حیات الصحابه" را برداشتم و با کمال تعجب دیدم که آنچه روحانی شیعه نقل کرده، صحیح است. به خودم گفتم: اینها، مطالبی است که از کتاب‏های ما نقل می‏کنند، پس معلوم است که خیلی از کتاب‏های ما را مطالعه کرده‏اند و مطالب زیادی از ما می‏دانند.

آن شب، شب عجیبی بود. سؤالاتی وجود مرا فرا گرفته بود و هر چه فکر می‏کردم نمی‏توانستم خودم را قانع کنم! از خود سؤال می‌کردم: "آیا شیعیان آنچنان که وهابیان تبلیغ می‏کنند، واقعا مشرکند؟!" لحظه‏ای با خودم فکر کردم، عجیب است! آن‏طور که در آیات قرآن و روایات آمده است، مشرکان مخالف خدا و پیامبرند و مخالف با دین مبین اسلام هستند! پس اینها ـ شیعیان ـ چه نوع مشرکانی هستند که  خداوند و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را قبول دارند و حتی به اهل‏بیت پیامبر محبت می‏ورزند و بر منبرهایشان نیز از پیامبر اسلام مدح و تعریف و بر مصائبشان گریه می‏کنند؟! به دلم افتاد که امکان ندارد اینها مشرک باشند.

بعد از این بود که تحقیق درباره‌ تشیع را شروع کردم و اولین بار با مطالعه‌ کتاب شبهای پیشاور نوشته  مرحوم سلطان الواعظین شیرازی بسیاری از حقایق برایم روشن شد و می‌دیدم بسیاری از مطالبی که از منابع اهل سنت در این کتاب ذکر شده، مورد تایید همه‌ فرق اهل سنت است و این برایم خیلی جالب بود.

سپس تحقیقات خود را ادامه دادم و کتاب‌های بیشتری مطالعه کردم تا به این نتیجه رسیدم که تشیع حق است و از سال 79 به صورت تقیه و پنهانی شیعه شدم و در سال 82 تصمیم گرفتم که این مطلب را آشکار کنم و رسماً آن را اعلام کردم.»

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا




نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 31 خرداد 1395

ارسال نظر(0)

کرامات امام حسین علیه السلام

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا

لطف امام حسین علیه السلام

آیت الله اراکی فرمود:
شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت
خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت
نه
با تعجب پرسیدم
پس راز این مقام چیست؟
جواب داد
هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟
با اشک گفت
آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم


ثواب عزاداری برای امام حسین



یکی از علمای بزرگ، جناب حبیب را در خواب دید که در غرفه‌های بهشتی به انواع نعمت‌های پروردگار متنعم و بساط نشاط برای او گسترده، بعد از عرض ارادت گفت: ای حبیب! چگونه شکر این نعمت را اداء‌ می‌کنی که در جوانی خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) بودی، و در پیری موی سفید خود را در راه یاری فرزند پیامبر(صلی الله علیه و آله) به خون خود خضاب نمودی، آیا آرزوی دیگری داری؟

فرمود: آرزو دارم به دنیا برگردم،‌و در جمله عزاداران حسین(علیه‌السلام) داخل شوم زیرا که از سید دو عالم شنیدم که فرمود:

«هر کس در مجلس عزای فرزندم حسین(علیه‌السلام) از روی معرفت اشک بریزد، خداوند کریم ثواب صد شهید به او عطا فرماید و درجات او را در بهشت بیفزاید.»

فضیلت گریه بر امام حسین(ع)


از سید علی حسینی نقل شده که گفت: در مشهد مقدس روز عاشورا یکی از رفقا برای ما کتاب مقتل می‌خواند،‌به این حدیث رسید که حضرت باقر(علیه‌السلام) فرمودند:

«هر کس در مصیبت حسین(علیه‌السلام) اشک چشمش روان شود اگر چه به قدر بال مگسی باشد، خداوند گناهان او را بیامرزد اگر چه به قدر کف دریا باشد.»

شخصی در مجلس بود انکار این حدیث کرد و گفت: این را عقل نمی‌پذیرد، و بحث درگرفت و بعد از آن متفرق شدیم.

همان شب در خواب دید که قیامت بر پا شده و مردم در زمینی هموار برانگیخته شده‌اند،... گرما شدت یافت و تشنگی غالب گشت، هر طرف به طلب آب رفت نیافت، تا اینکه حوض بسیار بزرگ و پرابی را دید که آب آن از برف سردتر است. و در کنار آن دو مرد و یک زن سیاهپوش محزون ایستاده‌اند.

پرسید: ایشان کیستند؟ گفتند: حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه‌السلام) و فاطمه(سلام الله علیها).

گفت: چرا این‌ها سیاه پوشیده‌اند و محزون هستند؟ گفتند: مگر امروز عاشورا نیست؟ اینها به همین خاطر محزون هستند.

گوید: نزدیک حضرت فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و درخواست آب نمودم. آن حضرت رو به به من کردند و فرمودند: تو منکر فضل گریه بر نور چشم من حسین هستی؟ که او را از روی ظلم و دشمنی کشتند! خدا لعنت کند کشنده، و ستم کننده بر او، و کسی را که مانع شد از آشامیدن آب.

پس از خواب بیدار شد و از گفته خود پشیمان گشت و به سوی خدا توبه نمود


تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 30 خرداد 1395

ارسال نظر(0)

تور کربلا تیرماه - ثبت نام کربلا سریع و راحت

تور کربلا تیرماه

تور کربلا ویژه ماه رمضان - تور هوایی کربلا.تور زمینی کربلا.تور کربلا ویژه روز پربرکت و پر فضیلت عرفه

تور کربلا تیرماه - ثبت نام کربلا سریع و راحت

 

زیارت پرفیض در شهرهای یهشتی کربلا و نجف و کاظمین و سامرا

 

در تور کربلا ، هتل های کربلای ما چنان به حرم های حضرت امام حسین ع و حضرت عباس نزدیک هست که می توانید شمیم عطر بارگاه را از عمق جان دریافت کرد.

 

تمام هتلهای اقامتی انتخاب شده برای زایران امام حسین(ع) نزدیک به حرم می باشد تا بیشترین رضایت برای شما حاصل شود.

 

تور کربلا هوایی

 

 خدمات تور کربلا هوایی:

 

ترانسفر رفت و برگشت فرودگاهی
گشت های زیارتی در صورت امنیت
بیمه مسافر تا سقف 126 میلیون تومان
با همراهی مداح و مدیر کاروان
اقامت5 شب در کربلا 2 شب در نجف
صبحانه ناهار شام
بلیط رفت و برگشت هواپیما

 

قیمت تورزیارتی کربلا:

 

**شروع قیمت از : 1350000  تومان میباشد

 

 

 

تاریخ اعزام…………………….4 تیر 95

 

توجه داشته باشید قیمت ایام عادی با ایام ویژه تفاوت دارد

 

هزینه خروج از کشور 37500تومان و ورود به کشور عراق 10 دلار به عهده مسافر میباشد

 

زیارت محبوب

 

*-*-*-*-*-*-*

 

تور هوایی کربلا,تور کربلا هوایی

 

اکر با تور کربلا هوایی قصد سفر به این سرزمین را دارید بدانید از مقدسترين و بافضيلت‏ترين زيارت هايى كه در فرهنگ دينى و روايات ما مسلمانان بيان ‏شده است، زيارت قبر سیدالشهدا علیه السلام در سرزمین كربلاست و براى زيارت هيچ امامى، حتى ‏زيارت قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به اين اندازه سفارش و دستور نيست.پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .

 

برای رزرو تورهای زیارتی کربلا اقساطی با همراه کارشناس مربوطه 09199116569***09582561688 خانم جامی تماس حاصل فرمایید.

 

/// مشتری راضی از خدمات برای ما سرمایه محسوس می باشد ///

 

در زمینه تور زیارتی کربلا هرگونه سوالی دارید با ما تماس بگیرید

 

88548853 خط ویژه

 




نوشته شده توسط رامش در شنبه 29 خرداد 1395

ارسال نظر(0)

:: تور کربلا
:: هتل درجه الف المیزان کربلا
:: تور کربلا عید فطر
:: رستوران رکن السلطان بهترین رستوران کربلا
:: رستوران کباب نبیل در کربلا
:: هتل روتانا کربلا
:: هتل الاشیقر در کربلا
:: تور کربلا ویژه اردیبهشت
:: نکات مهم در سفر به کربلا
:: رستوران های معروف کربلا





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر


elhamgarmehei@yahoo.com




:: آذر 1404
:: فروردین 1398
:: اسفند 1397
:: بهمن 1397
:: آذر 1397
:: آبان 1397
:: مهر 1397
:: شهریور 1397
:: مرداد 1397
:: تیر 1397
:: خرداد 1397
:: اردیبهشت 1397
:: فروردین 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهریور 1396
:: مرداد 1396
:: تیر 1396
:: خرداد 1396
:: اردیبهشت 1396
:: فروردین 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهریور 1395
:: مرداد 1395
:: تیر 1395
:: خرداد 1395
:: اردیبهشت 1395
:: فروردین 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهریور 1394
:: مرداد 1394
:: تیر 1394
:: خرداد 1394
:: اردیبهشت 1394
:: فروردین 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهریور 1393
:: مرداد 1393
:: تیر 1393
:: خرداد 1393

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |