💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

تور کربلا

تور کربلا نوروز

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
تور کربلا نوروز
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::اطلاعات زائر
::اماکن متبرکه عراق
::درباره واقعه کربلا
::هتل های کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::تور کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین



نويسندگان :

آمار بازديد :




اماکنی که در نجف زیارت میشوند

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
مسجد حنّانه در محله اي، در ميانه بزرگراه نجف ـ کوفه قرار دارد، و جايي است که بنا بر گفته روايات، هنگامي که سر امام حسين (عليه السلام) در آن قرار داده شده، به ناله پرداخته و يا تعظيم کرده است; از اين رو به حَنّانه مشهور است. ...
 
شهر نجف متبرک است به حرم مطهر حضرت آقا امیر المومنین (ع) و این شهر به علت دفن این امام بزرگوار مورد توجه شیعیان و علاقمندان اهل بیت (ع) است.

در شهر نجف اماکن متبرک فراوانی وجود دارد و از جمله:

1. قبرستان وادی السلام
 در روايات درباره این قبرستان آمده:
 

«هر مؤمني در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مي رسد که به وادي السلام ملحق شو» و بدين منظور فرشته اي است به نام «مَلَک نقّاله» که ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان مي آورد.

2 ـ مقام حضرت صاحب الزمان (عجّ)

اين مقام گورستان وادي السّلام قرار دارد و جايگاه مقدسي است که به آن حضرت نسبت داده مي شود. از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مي پردازند.
3ـ آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح(عليهما السلام)
 

اين آرامگاه در بخش شروع گورستان وادي السلام واقع شده است. بنابر روايات اين دو پيامبر در اين سرزمين مدفون اند.

4 ـ مقام حضرت زين العابدين(عليه السلام)

بنا به گفته روايات، جايگاهي است که امام سجّاد(عليه السلام)هنگام زيارت قبر جدّ خود، در آنجا به نماز ايستاده است، و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است.

5 ـ مسجد حنّانه

اين مسجد در محله اي بدين نام، در ميانه بزرگراه نجف ـ کوفه قرار دارد، و جايي است که بنا بر گفته روايات، هنگامي که سر امام حسين (عليه السلام) در آن قرار داده شده، به ناله پرداخته و يا تعظيم کرده است; از اين رو به حَنّانه مشهور است.

6 ـ صافي صفا

مسجدي است که گفته مي شود امير مؤمنان(عليه السلام) در آنجا نمازگزارده و در گوشه اي از آن مدفن يکي از ياران حضرت قرار دارد.

7 ـ آرامگاه کُميل بن زياد نَخَعي

اين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف ـ کوفه قرار گرفته و داراي صحن وسيع و گنبد بزرگي است. کميل از ياران باوفاي حضرت علي(عليه السلام) بود و دعاي کميل که حضرت آن را به وي آموخت، مشهور است.
8 ـ آرامگاه شيخ طوسي رحمه الله
او که يکي از مشاهير فقهاي اماميه و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460هـ . وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد، اين مکان پس از مدتي تبديل به مسجدي گرديد که طي ده قرن گذشته يکي ازمراکز تدريس حوزه نجف شمرده مي شود. امروزه اين مسجد به نام «جامع الشيخ الطوسي» در شمال حرم مطهر و به فاصله کوتاهي از آن قرار دارد و نيز در گوشه اي از اين مسجد آرامگاه علاّمه آية الله سيد محمد مهدي بحر العلوم قرار گرفته که از مشاهيرعلماي اماميه و متوفاي 1212 هـ . است.
 
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 14 آذر 1395

ارسال نظر(0)

خیر دنیا وآخرت از دید امام حسین (ع)

 

تور کربلا. تور زمینی کربلا.  تور هوایی کربلا.


امام حسین علیه السلام در پاسخ به نامه یکی از اصحاب خود رمز سعادت بشر را رضایت خدا بر رضایت دیگران دانسته اند.

متن روایت که حضرت امام صادق(ع) آن را نقل فرموده‌اند به شرح ذیل است:

قَالَ الصَّادِقِ (ع): كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع، يَا سَيِّدِي أَخْبِرْنِي بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؟

فَكَتَبَ (ع) إِلَيْهِ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ مَنْ طَلَبَ رِضَى اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى النَّاسِ وَ السَّلَام.

امام صادق علیه السلام فرمودند : مردى خدمت امام حسين بن على (ع) نامه ای نوشت و از آن حضرت  درخواست کرد که مرا از خير دنيا و آخرت آگاه كن؟

امام حسین علیه السلام در پاسخ  چنین نوشتند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

اما بعد:

1-هر كسی در پی کسب رضاى خدا باشد،هرچند مردم از او ناراحت باشند ،خدا اموراو  را به سرانجام می رساند.

2- ولی هر کسی به دنبال کسب  رضایت  مردم باشد  در حالی که خدا را خشمگین کرده باشد، خدا کار او را به مردم  واگذارمی کند.





نوشته شده توسط رامش در شنبه 13 آذر 1395

ارسال نظر(0)

عشق موجودات به امام حسین(ع)

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

پروردگار عالم روی رحمتی که به مخلوقات خود دارند محبت امام حسین را در ذات همه اشیا و موجودات عالم قرار داده است . سر این که بکت له جمیع السموات و الارض مربوط به این است که این محبت موجودات یک قضیه تکوینی است و اگر الآن کسی است که این محبت امام حسین را در ظاهر ندارد این از روی غفلت است و نه تنها انسانها بلکه همه موجودات عالم و حیوانات در شب عاشورا برای امام حسین گریه می کنند . در روایت شریف اصول کافی داریم که محمد بن مسلم می گوید از مدینه می آمدیم به مکه یک وقت یک گرگ نزدیک امام باقر شد وبا آقا صحبت کرد بعد از این که رفت من از امام سؤال کردم که این چه بود ؟ گفت : این از ما خواست که برای ماده اش که آبستن بوده است دعا کنیم تا راحت بچه اش را بدنیا بیاورد و همچنین این که از نسلش کسی بر شیعیان و محبان ما مسلط نشود . لذا در عالم حیوانات این شعور و محبت به صاحبان حقیقی عالم کاملا وجود دارد . در فطرت در همه یهود و مسیحی و کافر هم این محبت وجود دارد که به غفلت سپرده شده است .

در زیارت ناحیه مقدسه گریه تمام مخلوقات در مصیبت امام حسین (ع)ذکر شده است: «آسمان و ساکنانش، و بهشت و نگهبانانش، و کوه‌ها و دامنه‌هایش، دریاها و ماهیانش، باغ‌های بهشت و نوجوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم (ع)، مشعرالحرام و حرم خانه خدا و اطراف آن، همگی در ماتم تو گریستند.»[۱]

بعدازظهر عاشورا هنگامی‌که احدی از مردان اهل‌بیت و اصحاب آن حضرت باقی نمانده بود جزامام سجاد (ع)، و هوا بسیار گرم و جگرها سوخته و لب‌ها تشنه بود، و زمین و زمان، ملائکه و ارواح انبیاء نظاره‌گر بودند بر آقای غریب و مظلومی که لحظات آخر عمر خود را در این دنیا سپری می‌نمود و با بدن پر از تیر و مجروح از ضربه‌های شمشیر و نیزه و سنگ، و با دلی پر از غم از داغ برادران و فرزندان و بستگان و یارانش، و قلبی شکسته روی زمین گرم کربلا قرار گرفته بود، می‌فرمود: «أاقتل عطشانا و جدی محمد المصطفی؛ من تشنه کشته شدم حال‌آنکه جدم حضرت محمد مصطفی است؟»
پس از لحظاتی که آن واقعه دردناک و مصیبت عظمی هستی را عزادار خود نمود، عوالم چندگانه از عرش تا فرش، جن و انس، حیوان و آب و گیاه و سنگ و هوا و بهشت و جهنم همه دگرگون گشت و در عزای آن حضرت هر کدام به زبان خود نوحه و زاری نمودند، و این مجلسی عمومی و عزایی همگانی در عصر عاشورا بود

همزمان با جدا شدن سر مبارک آن حضرت جبرئیل فریاد برآورد: «قد قتل الحسین (ع)بکربلا؛ کشته شد حسین بن علی (ع)در کربلا»

صاحبان چشم یعنی جن و انس و حیوانات گریستند. آسمان‌ها خاکستر سرخ و خون باریدند.خورشید سرخ گشت و کسوف آغاز شدصف‌های ملائکه به هم خورد و دست از عبادت برداشتند درختان با خارج شدن خون از شاخه‌هایشان گریستند
هوا با ظلمت و تاریکی و گرد و خاک و بادهای سرخ نالید که مردم فکر کردند عذاب نازل شده است زمین با زلزله برای آن حضرت خروشید. کوه‌ها مضطرب شدند و بعضی متلاشی شدند.

پرندگان با گریه نالیدند: «ألا قتل الحسین (ع)بکربلا؛ آگاه باشید امام حسین (ع)در کربلا کشته شد!»

دریاها با منشق شدن و رفتن بعضی داخل بعضی دیگر و تولید موج نمودن، و ماهیان با خارج شدن از آب، جنیان با نوحه گری و مرثیه سرایی، عموم مردم به اضطراب خاطر و دلهره و از خواب پریدن، تأثیر خود از عزای حسین (ع)را نشان دادند.همزمان با این واقعه ملکی از دل عرش ندا داد: ای امت ظالم گمراه بعد از نبی خود، خداوند شما را برای درک عید فطر و قربان موفق نکند

ملکی دیگر در این روز بال‌های خود را روی دریاها باز کرد و ندا داد: ای اهالی دریاها، لباس حزن و اندوه بپوشید که فرزند رسول خدا را سر بریدند
ملائکه یک باره به ناله در آمدند و گفتند: خدایا! چه می‌کنند با امام حسین (ع)برگزیده تو و فرزند برگزیده تو؟
    اگر بدانید در زمان شهادت حضرت چه بر اهل عالم می‌گذرد گریه می‌کنید به حدی که جان بدهید.

در این هنگام کنیزی از طرف خیمه‌گاه می‌آمد. گفتند: کجا می‌روی؟ گفت: می‌روم از آقایم برای بانوان حرم خبر بیاورم. گفتند: آقای تو کشته شد. به سرعت به خیمه‌ها بازگشت درحالی‌که بر صورت می‌زد و صدایش به ناله و گریه بلند بود
در این هنگام ذوالجناح از مقتل به‌طرف خیمه‌ها می‌رفت درحالی‌که می‌گفت: «الظلیمه الظلیمه من أمه قتلت ابن بنت نبیها؛ وای، وای، از امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند.»

در این هنگام عقیله بنی‌هاشم زینب کبری (س) از خیمه‌ها به‌طرف مقتل سید الشهداء (ع)می‌رفت و با گریه می‌فرمود: «یا أخاه، یا سیداه»

در این هنگام لشکر برای به یغما بردن آنچه در خیمه‌ها‌ی اولاد رسول خدا(ص) و نور چشمان فاطمه زهرا (س) بود از یکدیگر سبقت می‌گرفتند.

علویات و فاطمیات، دختران رسول خدا(ص) حسب الامر حضرت زین‌العابدین (ع)که به عمه‌اش حضرت زینب (س) فرموده بود، با گریه از خیمه‌ها بیرون آمدند و رو به بیابان نهادند و در این زمان دود و آتش از خیمه‌ها بلند شده بود در این زمان بود که عقیله بنی‌هاشم (س) با دلی سوزان و چشمی گریان و قلبی محزون می‌فرمودند: «وا محمداه! صلی علیک ملیک السماء، هذا حسین مرمل بالدماء، مقطع الأعضاء و بناتک سبایا»

در این روز بود که «أبکت والله کل عدو و صدیق؛ با سخنانش دوست و دشمن را گریاند.»

ابوذر بعد از ذکر واقعه کربلا درحالی‌که گریه می‌کرد فرمود: «اگر بدانید در زمان شهادت حضرت چه بر اهل عالم می‌گذرد گریه می‌کنید به حدی که جان بدهید.»
 

 گریه ذوالجناح

یکی از موارد قابل توجه در واقعه کربلا گریه اسب امام حسین (ع)در مصیبت آن حضرت است. در زیارت ناحیه، این منظره جانسوز را چنین ترسیم فرموده است: «و أسرع فرسک شاردا إلی خیامک قاصدا محمحما باکیا؛ اسب شما شیون کنان از شما دور شده، شیهه کشان و گریه کنان به قصد خیام حرم سرعت گرفت.
امیرالمؤمنین (ع)فرمود: فرزندم در کربلا عطشان شهید می‌شود، و اسب او می‌رود و شیهه می‌کشد و می‌گوید: «الظلیمه الظلیمه من أمه قتلت ابن بنت نبیها؛ فریاد، فریاد، از امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند.»
هنگامی‌که حضرت اباعبدالله (ع)روی زمین افتادند، این حیوان در اطراف حضرت بود و از آن حضرت مواظبت می‌نمود. عده‌ای را زخمی نمود وعده‌ای را از بین برد، ولی بعد از شهادت شروع به بوئیدن و بوسیدن بدن شریف و جسم مبارک آن حضرت نمود، و در همان حال مانند کسی که عزیز خود را از دست داده فریاد و صیحه می‌زد و می‌گریست بحدی که هر کس حاضر بود تعجب کرد.

سپس به‌طرف خیمه‌های فاطمیات حرکت کرد و زمانی که آن مخدرات زین واژگون و یال پر از خون ذوالجناح را دیدند از خیمه‌ها بیرون دویدند و جامه‌ها چاک زدند و سیلی بر روی زدند و فریاد «وامحمداه، واعلیاه، وافاطمتاه، واحسناه، واحسیناه» از زینب کبری (س) و علویات بلند گردید. بحدی که ملائکه آسمان به تضرع در آمدند. یکی از دختران امام حسین (ع)به ذوالجناح گفت: «هل سقی أبی او قتل عطشانا؛ آیا کسی به پدرم آب داد یا تشنه کشته شد؟»

همین‌که آن اسب این سخن را از او شنید چشمهایش پر از اشک شد و بیرون خیمه‌ها (یا پشت خیمه‌ها) خود را بر خاک انداخت و آن‌قدر سر خود را روی زمین زد تا از دنیا رفت.

 

 گریه ملائکه

در زیارت ناحیه مقدسه می‌فرماید: «واختلفت جنود الملائکه المقربین تعزی أباک امیرالمؤمنین ملائکه در دسته‌های مختلف در آن روز برای عرض تسلیت بر این مصیبت خدمت امیرالمؤمنین (ع)می‌رسیدند.»

۱ـ ملکی که خبر شهادت امام حسین (ع)را برای حضرت رسول(ص) آورد جبرئیل بود. او درحالی‌که با خود تربت آن حضرت را آورده بود و بوی خوشی از آن به مشام می‌رسید، بال‌های خود را باز کرده بود و ناله و گریه می‌کرد.

۲. جمیع ملائکه زمین و آسمان و رضوان و مالک و حاملان عرش بر آن حضرت گریستند
۳ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: ملائکه‌ای که نزد قبر آن حضرت هستند گریانند و از گریه آن‌ها همه ملائکه هوا و آسمان می‌گریند
۴ـ صفوان جمال می‌گوید: امام صادق (ع)را در بعضی از راه‌های مدینه دیدم و ما قصد مکه داشتیم. عرض کردم: ای پسر رسول خدا، شما را محزون و ناراحت و دل‌شکسته می‌بینم؟ امام (ع)فرمود: اگر تو می‌شنیدی آنچه من می‌شنوم این سؤال را نمی‌کردی. عرض کردم: چه چیزی را می‌شنوید؟ فرمود: نفرین ملائکه بر قاتلان امیرالمؤمنین (ع)و قاتلان حسین بن علی (ع)، و گریه جن و ملائکه و شدت جزع و ناله آن‌ها.

چه کسی با این حال میل به غذا و آشامیدنی و خواب دارد؟

۵ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: چهار هزار ملکی که برای نصرت سید الشهداء (ع)آمدند و حضرت اجازه نفرمود، تا روز قیامت نزد قبر آن حضرت گریان و غبار آلود هستند؛ و رئیس آن‌ها ملکی به نام «منصور» است.

۶ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: ماجرای عاشورا که اتفاق افتاد ملائکه ضجه زدند و به درگاه الهی ناله کردند که بارالها این چنین می‌کنند با حسین، برگزیده و فرزند نبی تو؟! ندا رسید: ملائکه من، آرام باشید. به عزت و جلالم قسم که از آن‌ها انتقام می‌گیرم.

سپس خداوند متعال امامان از فرزندان حسین (ع)را به ایشان نشان داد و ملائکه شاد شدند. در این هنگام دیدند یکی از آن برزگواران به نماز ایستاده است. خداوند متعال فرمود: از آنان انتقام خواهم گرفت به این آقایی که ایستاده است.

۷ـ در روایتی امام صادق (ع)می‌فرماید: ملائکه روز و شب با ملائکه حائر حسینی مصافحه می‌کنند، ولی ملائکه حائر از شدت اشکی که می‌ریزند نمی‌توانند جواب آن‌ها را بدهند، و منتظر می‌شوند تا طلوع فجر و بعد جواب آن‌ها را می‌دهند و از مسائل آسمان‌ها سؤال می‌کنند. در بین این دو وقت، نه حرفی می‌زنند و نه سستی در گریه و دعا دارند.
۸ ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: وقتی فاطمه (س) به زوار آن حضرت نگاه می‌کند، چنان ناله و گریه‌ای می‌نماید که ملکی در آسمان‌ها نمی‌ماند مگر آنکه بر گریه آن حضرت گریه می‌کند، تا آنکه رسول خدا(ص) آن حضرت را ساکت می‌نماید.
۹ـ امام صادق (ع)فرمود: ملائکه چهل روز بر حسین بن علی (ع)گریستند.

 

 نوحه و گریه جن

در روایات بسیاری وارده شده که مؤمنین جن بر آن حضرت گریستند، به صورتی که اشک آنان جاری شد همچنین در کتب متعددی از شیعه و سنی اشعار آن‌ها ذکر شده است به‌طوری‌که بعضی از شعرا مانند دعبل با شنیدن آن اشعار شعر سروده‌اند.

سیوطی می‌گوید: این دو بیت را جنیان در کربلا می‌گفتند و نوحه می‌نمودند و مردم بارها شنیدند:

مسح الرسول جبینه

أبواه من علیا قریش

فله بریق فی الخدود

و جدّه خیر الجدود

 شبی در بصره شنیده می‌شد که گوینده‌ای می‌گوید:

ان الرماح الواردات صدورها

و یهللون بأن قتلت و إنما

فکأنما قتلوا أباک محمدا

نحو الحسین یقاتل التنزیلا

قتلوا بک التکبیر و التهلیلا

صلی علیه الله أو جبریلا

 

نوحه بانوان جنی نیز به این صورت بوده است:

نساء الجن یبکین من الحزن شجیات

و یندبن حسینا عظمت تلک الرزیات

و أسعدن بنوح للنساء الهاشمیات

و یلطمن خدودا کالدنانیر نقیات

عده‌ای از اجنه برای نصرت حضرت سید الشهداء (ع)در وقت خروج آن حضرت از مدینه خدمتش مشرف شدند ولی آن حضرت فرمود: «موعد ما کنار قبرم! وقتی من در بقعه‌ام دفن شدم به زیارت من بیایید.»

عده‌ای دیگر روز عاشورا برای یاری آن حضرت آمدند، ولی امام حسین (ع)اجازه ندادندجمعی از آن‌ها برای حضرت از محل خود حرکت کردند ولی وقتی رسیدند که شب یازدهم بود و دیدند آن بزرگوار شهید شده است. لذا عده‌ای مرثیه می‌خواندند وعده‌ای گریه می‌کردند.

این گریه و زاری ادامه پیدا کرد وعده‌ای در مدینه وعده‌ای در بصره و جمعی در بیت المقدس صدا به ناله و گریه بلند کردند.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در جمعه 12 آذر 1395

ارسال نظر(0)

ثبت نام تور کربلا پاییز 95 اندکی فرصت هست

ثبت نام تور کربلا هوایی پاییز 95

تور کربلا و نجف از تهران به صورت هوایی

بقاع متبرکه عراق شامل حرم مطهر حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف ، حرم مطهر حضرت حسین بن علی علیه السلام و حضرت عباس سلام الله علیه در کربلا به همراه زیارت امام موسی کاظم علیه السلام و امام جواد علیه السلام در کاظمین و در صورت امنیت زیارت امام هادی و امام حسن عسگری علیه السلام در سامراء

اقامت زایران ایرانی اهل بیت (س) در بهترین هتل های 4 ستاره نزدیک به حرم - پیاده به حرم می توانند بروند.

پرواز با پروازهای شرکت ایر باس

زمان حرکت تور زیارتی کربلا  چهارشنبه هر هفته

ثبت نام تور کربلا

خدمات تور کربلا و نجف هوایی::

  • ترانسفر فرودگاهی رفت و برگشت
  • گشتهای زیارتی ویژه در صورت امنیت
  • بیمه تا سقف 126 میلیون تومان
  • با مداح و مدیر کاروان
  • اقامت5 شب در کربلا 2 شب در نجف
  • صبحانه ناهار شام
  • بلیط رفت و برگشت هواپیما

ثبت نام تور کربلا هوایی

تور کربلا قیمت :

در هتلهای درجه یک  با خدمات و کیفیت عالی

**شروع قیمت از 1.500.000 تومان میباشد

 

توجه داشته باشید قیمت ایام عادی با ایام ویژه تفاوت دارد

هزینه خروج از کشور 37500تومان و ورود به کشور عراق 10 دلار به عهده مسافر میباشد




نوشته شده توسط رامش در پنج‌شنبه 11 آذر 1395

ارسال نظر(0)

هتل برج الصفا کربلا

هتل برج الصفا شهرکربلا مسافرین زیادی را به خود جذب کرده است از هتل های شیک کربلا است . این هتل هم شیک هم مجهز و تمیز هست و اتاق های این هتل دارای امکانات متنوعی میباشد.فاصله این هتل تا حرم ۴۸۰ متره تقریبا به حرم امام حسین نزدیکاست و میتونید هم با ماشین و هم پیاده به حرم بروید و تقریبا ظرفیت این هتل حدود ۷ کاروان می باشد و جزو گروه قیمتی ب می باشد با شرکت در تور کربلا ارزان قیمت میتونید به این هتل رفته و لذت ببرید بهتون پیشنهاد میکنم به هتل یاسمین در کربلا هم سری بزنید.

    آدرس:کربلاء – خيابان علقمه – باب الخوان – کنار هتل شرق الوسط
    فاصله تا حرم:۴۸۰متر -نزدیک
    ظرفیت (بر حسب کاروان):۷کاروان
    گروه قیمتی :ب
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 10 آذر 1395

ارسال نظر(0)

خون گریه کردن امام زمان (ع) برای امام حسین (ع)

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.

حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اهتمام بسیار به عزاداری و گریه برای مصائب امام حسین علیه السلام داشته است، تا آنجا که دو زیارت ناحیه ( زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت شهدای کربلا) از ناحیه مقدسه آن بزرگوار نقل شده که در هر دو، فرازهائی بسیار از ذکر مصائب جانسوز امام حسین علیه السلام ذکر شده است.  
امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف » در فرازی از زیارت ناحیه امام حسین علیه السلام عرض می کند «وَلَأَبکِیَنَّ بَدَلَ الدُّموعِ دَماً؛ برای مصائب تو، به جای اشک ها، خون گریه می کنم.» شایان توجه این که طبق بعضی از روایات، هنگامی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  در کنار کعبه ظهور کند، و مردم جهان را مورد خطاب قرار می دهد، در همین خطابة جهانی و حساس یادی از امام حسین علیه السلام نموده و ذکری از مصیبت آن حضرت می نماید. و آن روایت چنین نقل شده:
هنگامی که حضرت قائم بین حجرالاسود و مقام ابراهیم ظهور می کند، صدای خود را به پنج ندای زیر بلند کرده می فرماید:

«أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَا الامامُ القائمُ الثانی عَشَرَ

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَا الصّمْضامُ المُنْتَقِم

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن قَتَلوهُ عَطْشاناً

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن طَرَحوهُ عُریاناً

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن سَحَقوهُ عُدواناً:

ای مردم جهان! من امام قائم هستم، ای مردم جهان من شمشیر بران انتقام گیرنده هستم.

ای مردم جهان! جدم حسین علیه السلام  را بعد از کشته شدن برهنه بر زمین انداختند.

ای مردم جهان! پیکر جدم حسین علیه السلام را پس از کشته شدن، از روی دشمنی، پامال سم اسبان و ستوران قرار دادند.»

چنان که ملاحظه می کنید امام قائم «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در این فرازها از سه مصیبت جانسوز امام حسین علیه السلام یاد کرده است که عبارتند از: تشنگی او، و برهنه انداختن بدن او ، و پایمال نمودن پیکر نازنین او .    
قابل ذکر است که واژه (سحق) در فارسی به معنی له کردن می آید.         برای امام حسین(ع) زیارت‌های زیادی  روایت شده است. یکی از این زیارت‌ها، زیارتی است که از ناحیه مقدس امام زمان(ع) صادر شده و به همین دلیل به زیارت «ناحیه مقدسه» معروف شده است. این متن، که به نقلی امام زمان(ع) با آن جدّ بزرگوار و شهید خود امام حسین(ع) را زیارت کرده‌اند مورد تأیید علمای شیعه قرار گرفته است در بخشی از زیارت ناحیه مقدسه چنین آمده: «فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ‏ الدُّمُوعِ‏ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاکَ وَ تَلَهُّفاً، حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاکْتِیَاب‏»؛صبح و شب برای تو ناله می‌کنم و بجای اشک بر تو خون می‌گریم. این کار را به خاطر حسرت خوردن بر تو و از روی ناراحتی و بلایی که بر تو وارد شده و از روی اندوه و حزن بر تو انجام می‌دهم. تا این‌که از غم مصیبت‌ها و غصه ناراحتی‌ بمیرم.
با دقت در متن این زیارت؛ معلوم می‌شود که این عبارت‌ها، کنایه از شدّت ناراحتی و غم و اندوه است؛ نه این‌که معنای حقیقی آن اراده شده باشد.  به عبارت دیگر، گوینده این سخنان نمی‌خواهد با وسیله‌ای خارجی، چشمان خود را خون آلود کند، بلکه ناظر به آن است که از شدت اشک، چشمانم خون‌آلود می‌شوند.
از طرفی، گریه زیاد که بر اثر شدت حزن و اندوه بر انسان مستولی می‌شود، اضرار به نفس حساب نمی‌شود و تا حدی شخص ماتم زده اختیار آن‌را در دست ندارد. خصوصاً این‌که این ناراحتی، بر اثر مصیبتی باشد که مربوط به امور دینی و الهی است. برخلاف کارهایی از قبیل قمه زنی و... که کاملاً اختیاری و موجب اضرار به نفس و مهم‌تر از آن موجب وهن دین می‌شود.
تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در چهارشنبه 10 آذر 1395

ارسال نظر(0)

مسلم بن عقیل

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

 مسلم بن عقیل پسر عقیل برادر امام علی بوده خود مسلم داماد امام علی(ع) بوده است


وقایع زندگی

درباره زندگی مسلم بن عقیل تا پیش از زمانی که از سوی امام حسین(ع) به کوفه رفت آگاهی بسیار اندک و گزارش‌های پراکنده‌ای وجود دارد.

شرکت در فتوحات افریقا: از جمله وقایع زندگی مسلم که در برخی منابع تاریخی ثبت شده است، حضور او در فتوحات شمال افریقا در سال ۲۱ هجری است. مسلم بن عقیل همراه با تعدادی از برادران خود از جمله جعفر و علی در فتح شهر بهنساء شرکت داشت
حضور در جنگ صفین: از دیگر وقایع زندگی مسلم، حضور او در جنگ صفین است که در برخی منابع تاریخی ثبت شده است.

هنگام خروج امام حسین(ع) از مدینه به سوی مکه، مسلم بن عقیل یکی از همراهان او بود. پس از اینکه نامه‌های مردم کوفه به امام رسید، وی مسلم را به کوفه فرستاد تا اوضاع و شرایط آن شهر را بررسی کند و درباره درستی ادعای کوفیان مبنی بر کثرت پیروان امام(ع)، اطمینان یابد و به امام گزارش کندبنابر برخی روایات، امام حسین(ع)، قیس بن مسهر صیداوی، عمارة بن عبد سلولی و عبدالرحمان بن عبدالله ارحبی را نیز به همراه مسلم بن عقیل، به کوفه فرستاد.
آغاز حرکت و گرفتاری در راه

مسلم بن عقیل در نیمه ماه رمضان سال ۶۰ از مکه خارج شدو ابتدا به مدینه رفت و از آنجا همراه با دو راهنما، از بی‌راهه به سوی کوفه رهسپار شد که به نظر می‌رسد برای مخفی ماندن حرکتش به کوفه بوده است. آنها در بیابان راه را گم‌کردند و دچار بی‌آبی و تشنگی شدند. در این واقعه دو راهنما درگذشتند و خود مسلم نجات پیدا کرد و خود را به آبادی‌ای رساند و پیکی را نزد امام حسین(ع) فرستاد و واقعه را شرح داد و با اشاره به اینکه این پیش آمد را به فال بد گرفته، از ایشان خواست که او را از ادامه راه منصرف کند اما امام دستور به ادامه راه داد.
مسلم در کوفه

مسلم پس از اقامت در کوفه آغاز به گرفتن بیعت برای امام حسین(ع)کرد. دعوت به کتاب خدا، سنت رسول الله، جهاد با ظالمین، دفاع از مستضعفین، کمک به محرومین، تقسیم عادلانه بیت المال، یاری اهل بیت، صلح با کسانی که این افراد با او صلح کنند و جنگ با کسانی که اینها با او بجنگند، سخن و فعل اهل بیت را گوش دادن و بر خلاف آن عمل نکردن، از شرایط این بیعت بود
 برخی تعداد بیعت کنندگان را ۱۸ هزار نفر و برخی بیش از ۳۰ هزار نفر نیز نوشته‌اند. برخی از تاریخ پژوهان با تحلیل وقایعی که در ادامه حضور مسلم در کوفه روی داد (از جمله غلبه آسان و بی‌دردسر عبیدالله بن زیاد بر این شهر و شکست قیام مسلم) تعداد واقعی بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل را بسیار کمتر از آنچه در منابع نقل شده دانسته‌اند.
در کوفه ۱۲ هزار نفر بامسلم بن عقیل به نمایندگی از امام حسین(دانسته‌اند که بر این اساس، تعداد بیعت کنندگان با مسلم، تنها یک سوم جمعیت جنگجوی کوفه بوده‌اند به همین جهت در تحلیل شرایط حرکت امام به کوفه، لازم است به این نکته توجه شود مردمی که در کوفه با مسلم بیعت نکرده بودند، همگی از مخالفان امام یا دوستداران امویان نبوده‌اند بلکه عده کثیری از شرکت در این منازعه کناره گرفته بودند؛ از این رو همین تعداد بیعت کنندگان برای برپایی قیامی در کوفه کافی بود و با اتکا به همین موضوع بود که امام حسین(ع) با دریافت نامه مسلم، رهسپار کوفه شد.

مسلم بن عقیل نامه‌ای به امام حسین(ع) نوشت و تعداد زیاد بیعت کنندگان را تایید کرد و امام را به کوفه دعوت کرد
هنگام ورود مسلم به کوفه، حاکم این شهر نعمان بن بشیر بود که منابع تاریخی او را فردی نرم خو و صلح طلب معرفی کرده‌اند بر اساس برخی روایات نعمان دل خوشی از یزید نداشت. هنگامی که خبر بیعت مردم با مسلم بن عقیل در کوفه پیچید، نعمان بن بشیر، مردم را جمع کرد و آنان را به دوری از تفرقه توصیه کرد اما گفت تا کسی با من پیکار نکند، با او نخواهم جنگید. هنگامی که طرفداران حکومت اموی به این روش نعمان اعتراض کردند و او را ضعیف خواندند، او گفت برای من این خوشتر از آن است که قوی باشم اما از فرمان خدا سرپیچی کنم. طرفداران و عاملان یزید، از جمله عمر بن سعد بن ابی وقاص و محمد بن اشعث کندی نامه‌ای به یزید نوشتند و به او گزارش دادند که اگر کوفه را می‌خواهی، شتاب کن که حاکم فعلی کوفه، نعمان بن بشیر، ضعیف است یا خود را به ناتوانی زده است.به همین جهت یزید، عبیدالله بن زیاد را که در آن هنگام حاکم بصره بود، به حکومت کوفه نیز منصوب کرد بنا بر قول مورخین معاویه ضمن وصیتی که نزد غلام او بود و بعدها به یزید داده شد، ابن زیاد را برای مقابله با شورش احتمالی تعیین کرده بود


عبیدالله بن زیاد و نیز پدرش زیاد بن ابیه سابقه خشنی نزد مردم داشتند. خلفای پیشین غالبا برای سرکوب برخی شورش‌ها از این خاندان استفاده می کردند. پیش از این عبیدالله شورش خوارج را در بصره به نحو بسیار خشونت بار و شگفت‌آوری سرکوب کرده بود با ورود او به کوفه به نظر می رسد که اوضاع به ناگه علیه مسلم بن عقیل برگشت و بسیاری از مردم کوفه که قصد قیام علیه حکومت یزید را داشتند، از ترس جان، پراکنده شدند.

عبیدالله پس از ورود به کوفه به جستجوی پیوند یافتگان با مسلم بن عقیل پرداخت و سران قبایل را تهدید کرد که نام و نشان بیعت کنندگان از قبیله خود را در اختیار او قرار دهند و یا متعهد شوند که کسی از قبیله ایشان، مخالفت امویان نخواهد کرد وگرنه خونشان را خواهد ریخت و اموالشان را مصادره خواهد کرد.

با آمدن عبیدالله بن زیاد به کوفه، و پخش خبر تهدیدها و اقدامات او، فضای کوفه نا امن شده بود و مسلم بن عقیل برای حفظ امنیت خود، از خانه مختار خارج شد و به خانه هانی بن عروه از بزرگان کوفه رفت و از او خواست تا به او پناه دهد. هانی بن عروه با اینکه از خطر پذیرش این مسئولیت نگران بود، به مسلم پناه داد و از آن پس، شیعیان برای دیدار با مسلم به خانه هانی می‌رفتند.


ارتباط مسلم با شیعیان مخفیانه بود، اما عبیدالله بن زیاد با گماردن جاسوسی به نام معقل که خود را از طرفداران مسلم بن عقیل و علاقه‌مند به دیدار او نشان می‌داد از مخفیگاه مسلم، آگاه شد. بعد از اینکه عبیدالله بن زیاد از مخفی‌گاه مسلم آگاه شد، هانی بن عروة را به قصر فراخواند و از او خواست مسلم را به وی تحویل دهد. چون هانی زیر بار چنین کاری نرفت بازداشت شد. هنگامی که خبر دستگیری هانی به مسلم رسید، مسلم از پیروان خود خواست قیام کنند، بنابر روایات منابع تاریخی حدود ۴۰۰۰ نفر با شعار یا منصور امت فراهم شدند در نیرو‌هایی که مسلم فراهم آورده بود، عبدالرحمن بن کریز فرمانده کندیان، مسلم بن عوسجه فرمانده مذحجیان، ابی ثمامه صیداوی فرمانده تمیم و همدان و عباس بن جعده بن هبیره فرمانده قریش و انصار بودند. قیام کنندگان به سوی قصر حکومت راه افتادند و آن را محاصره کردند، داخل قصر تنها ۵۰ تن از محافظان عبیدالله و نزدیکان وی حضور داشتند

در این هنگام عبیدالله بن زیاد از بعضی از بزرگان کوفه که کنارش بودند مانند محمد بن اشعث، کثیر بن شهاب حارثی، شبث بن ربعی، قعقاع بن شور، حجار بن ابجر و شمر بن ذی الجوشن خواست که به میان جمعیت روند و با دادن وعده و وعید و ترساندن مردم از رسیدن سپاه شام، آنان را از یاری مسلم و امام حسین(ع)، بازدارند.[۵۸] این حیله کارگر شد. روایات تاریخی از ترس مردم در پی تبلیغات همراهان عبیدالله و سرعت پراکنده شدن آنان از اطراف مسلم حکایت دارند، تا جایی که شب‌هنگام مسلم تنها ماند و جایی برای خفتن نداشت.
دستگیری و شهادت مسلم

مسلم پس از تنهایی و بی سرپناهی به زنی به نام طوعه پناه برد و در خانه او مخفی شد؛ اما پسر طوعه، صبح روز بعد، خبر را به عوامل حکومت رساند و ابن زیاد گروهی ۷۰ نفره را به محمد بن اشعث داد که مسلم را دستگیر کند و به قصر بیاورند

پس از زد و خوردی که میان مسلم و نیروهای حکومتی پیش آمد، محمد بن اشعث به مسلم گفت اگر تسلیم شود در امان است. بدین طریق مسلم، تسلیم شدو به قصر آورده شد ولی ابن زیاد، امان پسر اشعث را بیجا خواند و پس از مشاجراتی که میان وی و مسلم گذشت، دستور داد، بکیر بن حمران (که خود، در درگیری با مسلم زخمی شده بود) وی را به بالای قصر برده و سرش را از بدن جدا کند.پس از جدا کردن سر مسلم، بدن او را از بالای قصر به پایین انداختند

بنا بر برخی گزارش‌های تاریخی مسلم که نگران امام حسین(ع) بود از عمر بن سعد که قریشی بود خواست تا بدو وصیت کند. نخستین وصیت او این بود تا کسی را نزد امام فرستد و او را از آمدن به کوفه منع کند. دیگر آن که جنازه او را کفن و پس از آن دفن کند و دیگر آن که بدهی او را با فروختن شمشیر و دیگر وسایلش بپردازد.

پس از شهادت مسلم، ابن زیاد دستور قتل هانی بن عروه را نیز صادر کرد و سپس سرهای این دو را به شام نزد یزید بن معاویه فرستاد.
علت شکست قیام کوفه و ماموریت مسلم

بیشتر نویسندگان معاصر، با توجه با اطلاعات موجود در منابع، در علت‌یابی شکست قیام مردم کوفه هنگام حضور مسلم در این شهر، به نقش سیاست‌های عبیدالله بن زیاد در ایجاد وحشت در بین مردم کوفه و نیز ساختار اجتماعی کوفه که مانع اتحاد و همبستگی مردمان کوفه می‌شد و روانشناسی کوفیان که آنان را افرادی احساساتی و نظم ناپذیر و دنیا طلب معرفی می کند، تاکید کرده‌اند.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در سه‌شنبه 09 آذر 1395

ارسال نظر(0)

قتیل العبرات به چه معناست؟

 تور کربلا. تورزمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

حدیث معروفی است که امام حسین(ع) را به عنوان«کشته شده‌ اشک‌ها» یا قتیل العبرات یاد میشود. برای تبیین و فهم این کلام، روایاتی که این تعبیر در آن نقل شده بیان می‌شود.

کلمه‌ «العبرة» از ماده «ع ب ر‌ «در زبان عربی به معنای اشک است. [۱] یکی از حالات جمع این کلمه «العبرات» است.

آن صفتی که از امام حسین‌(ع) نقل شده و ایشان به خود استناد داده‌اند، کلمه‌ اشک به صورت مفرد است که در جملاتی متفاوت نقل شده، از جمله: «من کشته شده‌ی اشک هستم؛ هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند، مگر این‌که در مصیبتم اشک می‌ریزد».[۲]

«أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إلا استعبر»، [۳] کلمه‌ استعبر به معنای جاری شدن اشک است. [۴] بنابر این، معنای روایت چنین است: «من کشته شده‌ اشک هستم، مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر این‌که اشک بر چشمانش جاری می‌شود».

اما به ‌کار گیری «العبرة» به صورت جمع؛ یعنی «أنا قتیل العبرات» در متون حدیثی از امام حسین(ع) یافت نشد، بلکه امامان(ع) به ایشان لقب «قتیل العبرات» را داده‌اند. به عنوان نمونه، در زیارت اربعین از امام صادق(ع) نقل شده است: «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلَامُ عَلَى ... وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ ...».[۵]

همچنین در روایت دیگری به ‌صورت مفرد نیز به ایشان خطاب شده است؛ امیر المؤمنین علی‌(ع) خطاب به امام حسین‌(ع) فرموده‌اند: «یا عبرة کل مؤمن»؛ [۶] ای اشک هر مؤمن.

اما در باب معنای «کشته شده اشک‌ها»؛ احادیث فوق می‌توانند معنای این تعبیر را به وضوح بیان دارند، به این‌که؛ امام کشته شده‌ای است که مؤمن یا هر شخص آزاده‌ای این مصیبت را بشنود، محزون و گریان شود و اشک‌هایش جاری گردد. عالمان نیز چنین معنایی را برای این تعبیر آورده‌اند؛ مانند این‌که طریحی می‌گوید: «معنای أنا قتیل العبره این است که این مصیبت وقتی بر کسی ذکر شود، آن شخص حالت حزن و اندوه را به خود می‌گیرد و اشک می‌ریزد».[۷] علامه مجلسی می‌گوید: «قتیل العبرات؛ یعنی کشته‌ای که اشک‌ها برای آن جاری می‌شود».[۸]

البته این معنایی است که از ظاهر متن و به حسب برخی از روایات به دست می‌آید. اما هیچ‌گونه حصری بر این معنا نیست و می‌توان معانی و تحلیل‌های دیگری نیز عرضه داشت که بسیار آموزنده و نشانگر شخصیت امام حسین(ع)، قیام او و آنچه ایشان خواهان آن بوده است، باشد. به همین جهت، به بسیاری از معانی که بین علما و عموم مردم است نیز می‌توان استناد کرد و تا زمانی‌که آن معنا با این کلمات سازگار باشند و منافات با عقاید دیگر نداشته باشند، قابل پذیرش هستند.

 تور کربلا. تورزمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

پانوشتها؛

[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق و مصحح: فارس صاحب الجوائب، احمد، ج ۴، ص ۵۳۲، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق.

[۲]. «أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا بَکَى»؛ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۱، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق.

[۳]. شیخ صدوق، الأمالی، ص ۱۳۷، اعلمی، بیروت، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ ق.

[۴]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، محقق و مصحح: مخزومى، مهدى، سامرائى، ابراهیم، ج ۲، ص ۱۲۹، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.

[۵]. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: موسوی خرسان، حس ن، ج ۶، ص ۱۱۳، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.

[۶]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق و مصحح: امینی، عبد الحسین، ص ۱۰۸، دار المرتضویة، نجف اشرف، چاپ اول، ۱۳۵۶ ش.

[۷]. ‌طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی، سید احمد، ج ۳، ص ۳۹۳، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۵ ش.

[۸]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۳۵۵، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.




نوشته شده توسط رامش در دوشنبه 08 آذر 1395

ارسال نظر(0)

زائر کربلا اگر در مسیر و یا در کربلا به مرگ طبیعی از دنیا برود، آیا شهید محسوب می‌شود؟

تور کربلا. تورزمینی کربلا. تور هوایی کربلا

زیارت امام حسین (ع) از بهترین اعمال و فضیلتی بسیار بزرگ است. امام باقر (ع) می فرمایند: شیعیان ما را امر كنید كه به زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام بروند زیرا زیارت آن حضرت روزی را زیاد می کند و عمر را وسیع می گرداند و سوء را دور می کند. و بر هر مؤمنى كه اقرار به امامتش دارد زیارت حضرت فرض و واجب مى‏باشد. (وسائل الشیعة، ج‏14، ص 413)


همچنین در حدیثی اجر زائری که در سفر بمیرد یا کشته شود و یا اسیر شود، در جواب کسی که این سوالات را داشته از جانب امام صادق (ع) این گونه بیان شده است:
اجر كسى كه در سفر به طرف آن حضرت فوت كرده چیست؟ حضرت فرمودند: فرشتگان مشایعتش كرده و براى او حنوط و لباس از بهشت آورده و وقتى كفن شد بر او نماز خوانده و روى كفنى كه بر او پوشانده‏اند فرشتگان نیز كفن دیگرى قرار مى‏دهند و زیر او را از ریحان فرش مى‏نمایند و زمین را چنان رانده و جلو برده كه از جلو فاصله سه میل طى شده و از پشت و جانب سر و طرف پا نیز مانند آن این مقدار مسافت و فاصله منهدم و ساقط مى‏گردد و براى آن دربى از بهشت به طرف قبرش گشوده شده و نسیم و بوى خوش بهشتى به قبر او داخل گشته و تا قیام قیامت بدین منوال خواهد بود.
... آن شخص مى‏پرسد: اجر و ثواب كسى كه نزد آن حضرت كشته شود چیست، مثلا سلطان ظالمى بر وى ستم كرده و او را آنجا بكشد؟ حضرت فرمودند: اولین قطره خونش كه ریخته شود خداوند متعال تمام گناهانش را مى‏آمرزد و طینتى را كه از آن آفریده شده فرشتگان غسل داده تا از تمام آلودگى‏ها و تیره‏گى‏ها پاك و خالص شده همان طورى كه انبیاء مخلص خالص و پاك مى‏باشند و بدین ترتیب آنچه از اجناس طین اهل كفر با طینت وى آمیخته شده زدوده مى‏گردد و نیز قلبش را شستشو داده و سینه‏اش را فراخ نموده و آن را مملو از ایمان كرده و بدین ترتیب خدا را ملاقات كرده در حالى كه از هر چه ابدان و قلوب با آن مخلوط هستند پاك و منزه مى‏باشد و برایش مقرّر مى‏شود كه‏ اهل بیت و هزار تن از برادران ایمانى خود را بتواند شفاعت كند

و فرشتگان با همراهى جبرئیل و ملك الموت متولى خواندن نماز بر او مى‏گردند و كفن و حنوطش را از بهشت آورده و در قبرش توسعه داده و چراغ‏هائى در آن مى‏افروزند و دربى از آن بهشت باز مى‏كنند و فرشتگان برایش اشیاء تازه و تحفه‏هائى بدیع از بهشت مى‏آورند و پس از هیجده روز او را به خطیره القدس (بهشت) برده پس پیوسته در آنجا با اولیاء خدا خواهد بود تا نفخه‏اى كه با دمیده‏شدنش هیچ چیز باقى نمى‏ماند دمیده شود و وقتى نفخه دوّمى دمیده شد و وى از قبر بیرون آمد اوّلین كسى كه با او مصافحه مى‏كند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین علیه السّلام و اوصیاء سلام اللَّه علیهم بوده كه به وى بشارت داده و مى‏گویند: با ما باش و سپس او را كنار حوض كوثر آورده و از آن به او مى‏نوشانند و سپس به هر كسى كه او بخواهد و دوست داشته باشد نیز مى‏آشامانند.

آن شخص سپس می پرسد: اجر و ثواب كسى كه به خاطر زیارت آن حضرت حبس شده چیست؟ حضرت فرمودند: در مقابل هر روزى كه حبس شده و غمگین مى‏گردد سرور و شادى منظور شده كه تا قیامت ادامه دارد و اگر پس از حبس او را زدند در قبال هر یك ضربه‏اى كه به وى اصابت مى‏كند یك حوریّه‏اى به او داده شده و به ازاء هر دردى كه بر پیكرش وارد مى‏شود هزار هزار حسنه ملاحظه گردیده و هزار هزار لغزش و گناه از او محو و زائل گشته و هزار هزار درجه ارتقاء داده مى‏شود و از ندیمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم محسوب شده تا از حساب فارغ گردد و پس از آن فرشتگانى كه حمله عرش هستند با او مصافحه كرده و به او مى‏گویند: آنچه دوست دارى بخواه. ( بحار الأنوار، ج‏98، ص 79)

همچنین در حدیثی از امام صادق (ع) بیان شده که به مجرد ترس سفر زیارتی به امام حسین (ع) ترک نشود و ایشان می فرمایند: بخاطر خوف و هراس زیارت قبر امام حسین علیه السّلام را ترك مكن زیرا كسى كه زیارت آن حضرت را ترك كند چنان حسرتى ببیند كه تمنّا و آرزو كند قبر آن جناب نزدش باشد، آیا دوست ندارى كه خداوند متعال تو را در زمره كسانى محسوب كند كه رسولش صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و حضرات على و فاطمه و ائمه علیهم السّلام برایش دعا مى‏كنند؟
آیا دوست ندارى از كسانى باشى كه گناهان گذشته‏ات آمرزیده شده و براى گناهان هفتاد سال بعد طلب غفران برایت كنند؟
آیا دوست دارى از كسانى باشى كه از دنیا خارج مى‏شوند در حالى كه در گناهى قابل مواخذه ندارند؟ (کامل الزیارت، ص 126)
آیا دوست دارى فرداى قیامت از كسانى باشى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم با آنها مصافحه مى‏كند؟

بنابراین نباید به مجرد ترس زیارت را ترک کرد و اگر در راه زیارت نیز مشکلی پیش بیاید، برای هر مشکل ثواب بسیار برای زائر وجود دارد.


در ارتباط با ثواب زیارت امام حسین(ع) از امام باقر(ع) چنین نقل شده است:
اگر مردم می‌‏دانستند که در زیارت قبر حسین بن على(ع) چه اجر و ثوابى است، حتماً از شوق و ذوق قالب تهى می‌کردند و به خاطر حسرت‌‏ها نفس‌‏هایشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد.
راوى می‌‏گوید گفتم: در زیارت آن‌حضرت چه اجر و ثوابى است؟!
حضرت فرمودند: کسى که از روى شوق و ذوق به زیارت آن‌حضرت رود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برایش می‌‏نویسد، اجر و ثواب هزار شهید از شهدای بدر، اجر هزار روزه‌‏دار، ثواب هزار صدقه قبول شده، ثواب آزاد نمودن هزار بنده که در راه خدا آزاد شده باشند برایش منظور می‌‏شود و پیوسته در طول ایام سال از هر آفتى که کمترین آن شیطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته کریمى را بر او موکّل کرده که وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زیر قدم، نگهدارش باشد. اگر در اثناء سال فوت کرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده، کفن نموده، برایش استغفار و طلب آمرزش کرده، تا قبرش مشایعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشایش ایجاد کرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منکر و نکیر بر حذرش می‌‏دارند و برایش درى به بهشت می‌گشایند و کتابش را به دست راستش می‌‏دهند و در روز قیامت نورى به وى داده می‌‏شود که بین مغرب و مشرق از پرتو آن روشن می‌‏گردد و منادى نداء می‌کند:
این کسى است که از روى شوق و ذوق امام حسین(ع) را زیارت کرده، و پس از این نداء، احدى در قیامت باقى نمی‌ماند مگر آن‌که تمنّا و آرزو می‌‏کند که کاش از زوّار حضرت ابا عبد اللَّه الحسین(ع) می‌بود.[1]
[1]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق، مصحح، امینی، عبد الحسین، ص ۱۴۲- 143، نجف اشرف، دار المرتضویة، چاپ اول، 1356ش؛ کامل الزیارات، ترجمه، ذهنى تهرانى، محمد جواد، ص 469، تهران، پیام حق، چاپ اول، 1377ش.



تور کربلا. تورزمینی کربلا. تور هوایی کربلا




نوشته شده توسط رامش در یکشنبه 07 آذر 1395

ارسال نظر(0)

حضرت علی اکبر (ع) و میدان جنگ

 تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

 على اکبر(ع) در واقعه عاشورا، از ارکان سپاه امام حسین(ع) به شمار می‌رفت. گزارش‌های فراوانی درباره چگونگی جنگیدن و شهادت ایشان و تعداد دشمنانی که توسط حضرتشان به هلاکت رسیدند، در منابع روایی نقل شده است؛ در برخی از این منابع به تعداد - البته با اختلاف در عدد(54، 70،‌ 200 و ...) - اشاره شده است. ولی در برخی از آنها تنها به عباراتی مانند «گروه زیادی را کشت»  بسنده شده است.
به هر حال، نباید در این‌گونه موارد، آمار را طوری اعلام کرد که شبیه افسانه باشد تا واقعیتی تاریخی.

على اکبر(ع)[1] که از نظر صورت و سیرت و سخن گفتن، به حدّى شبیه پیامبر خدا(ص) بود که هر کس شوق دیدار پیامبر را داشت، به او می‌نگریست، چنان‌که پدر بزرگوارش، طبق نقلى، هنگام رفتن وى به میدان نبرد، فرمود:
«خداوندا ! گواه باش که جوانى براى جنگ با آنان می‌رود که شبیه‌ترینِ مردم به پیامبرت از جهت صورت و سیرت و سخن گفتن است».[2]
«و ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو می‌شدیم، به او نگاه می‌کردیم».[3]
على اکبر(ع) در واقعه عاشورا، از ارکان سپاه امام حسین(ع) به شمار می‌رفت. او هنگامی که در مسیر کربلا خبر به شهادت رسیدنش را از پدر بزرگوارش شنید،‌ بر حق‌مدارى تا ایثار جان تأکید کرد.[4]
براى اقامه جماعت به امامت حسین(ع) در جریان برخورد سپاه حُر با کاروان امام(ع) نقش مؤذن را بر عهده گرفت.[5]
در شب عاشورا از افرادی بود که مسئولیت آب‌رسانى به خیمه‌ها را بر عهده گرفت. [6]
بنابر نقل مشهور، ایشان براى نبرد و شهادت، پیش از دیگر افراد بنی هاشم خود را داوطلب کرد.[7] و ...
با وجود این همه فضائل، اما گفتنى است که در شمارى از منابع متأخّر، مطالبى در ذکر مصائب على اکبر(ع) گزارش شده است که در منابع معتبر کهن، یافت نمی‌شود، بلکه خلافِ واقع بودن بسیارى از آنها، قطعى است؛ مانند: امام حسین(ع)، وقتى دید که فرزند جوانش على اکبر به میدان جنگ می‌رود، به حال احتضار در آمد![8] عمّه‌ها و خواهران على اکبر، از به میدان رفتن وى، ممانعت کردند![9] زینب(س) قبل از رسیدن امام حسین(ع) به بالین على اکبر، خودش را روى جنازه او انداخت؛ چون می‌دانست که اگر برادرش، فرزند خود را کشته ببیند، روح از بدنش مفارقت می‌کند![10]
امام حسین(ع) کسی را ندید که یاریش کند کمر آن جوان را گرفته بر خانه زین نهاد، از یک طرف گیسوان او، از طرفى پاهاى او به زمین می‌رسید![11]
با آن‌که گزارش‌هاى فراوان قابل استنادی، درباره جنگیدن و شهامت و شجاعت حضرت علی اکبر(ع) در منابع معتبر کهن آمده است، اما در مورد تعداد افرادی را که در روز عاشورا به دستان ایشان به هلاکت رسیده‌اند، در برخی منابع تنها به عباراتی مانند «گروه زیادی را کشت»[12] بسنده شد. اما در منابع دیگر گزارش‌های گوناگونی در مورد تعداد افراد نیز ارائه شده است.
در این‌جا به برخی از نقل ها درباره چگونگی نبرد و شهادت حضرت علی اکبر و افرادی که به دست ایشان به هلاکت رسیده‌اند، می‌پردازیم:
1. شیخ صدوق(متوفای 381 هـ.ق‏) می‌گوید: هنگامى که على اکبر(ع) براى مبارزه به سوى دشمن رفت، چشمان حسین(ع)، گریان شد و گفت: «خدایا! تو بر ایشان گواه باش، که فرزند پیامبرت و شبیه‌ترینِ مردم به او در صورت و سیرت، به سوى آنان می‌رود».
على اکبر (ع) نیز چنین رَجَز[13] می‌خواند:
من على، پسر حسین بن علی‌ام
به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر، نزدیک‌تریم.    
آیا نمی‌بینید که چگونه از پدرم، حمایت می‌کنم؟
آن‌گاه، ده نفر از آنان را کُشت و سپس به نزد پدرش باز گشت و گفت: اى پدر! تشنه‌ام.
حسین(ع) فرمود: «شکیبایى کن، پسر عزیزم! جدّت با کاسه‌اى پُر به تو می‌نوشانَد».
او باز گشت و جنگید و چهل و چهار نفر از دشمنان را کُشت و سپس، به شهادت رسید. درود خدا بر او باد![14]
2. خوارزمى(متوفای 568 هـ.ق‏) در مقتل الحسین(ع) پس از نقل به میدان رفتن على اکبر(ع) و رجز خوانی او می‌گوید:
وى، پیوسته می‌جنگید تا ضجّه کوفیان، از فراوانىِ کُشتگانشان، بلند شد!
حتّى روایت شد که او با وجود تشنگى، صد و بیست مرد از آنان را کُشت.
سپس به سوى پدرش باز گشت و در حالى که زخم‌هاى فراوانى به او زده بودند، گفت:
اى پدر! تشنگى مرا کُشت و سنگینىِ آهن، تاب مرا بُرد. آیا آبى براى نوشیدن هست تا با آن در برابر دشمن، نیرو بیابم؟!
حسین(ع)گریست و فرمود:
«اى پسر عزیزم! بر محمّد و على و پدرت، سخت است که از آنان، چیزى بخواهى و آن‌را اجابت نکنند، و از آنان، یارى بخواهى و تو را یارى نکنند. پسر عزیزم ! زبانت را [بیرون] بیاور».
آن‌گاه، زبانش را گرفت و آن‌را مکید. سپس، انگشترش را به او داد و فرمود:
«این انگشتر را به دهانت بگیر و براى نبرد با دشمنت، باز گرد که من، امید می‌برَم که شب نرسیده، از کاسه لبریز جدّت، چنان شربتى بنوشى که پس از آن، دیگر هرگز تشنه نشوى».
پس على اکبر(ع) به میدان باز گشت و حمله بُرد و به جنگ، ادامه داد تا این‌که کشتن را به دویست نفر تکمیل کرد. سپس، مُنقِذ بن مُرّه عبدى، ضربه‌اى بر فرقِ سرش زد که او را به زمین انداخت. [دیگر] سپاهیان نیز شمشیرهایشان را بر او فرود آوردند.
او از گردن اسب، آویخت. اسب، او را به میان دشمن بُرد و آنان، او را با شمشیرهایشان، تکّه تکّه کردند.
چون جان به گلویش رسید، با بالاترین صدایش ندا داد: اى پدر! این، جدّم پیامبر خدا(ص) است که با کاسه لبریزش، به من شربتى نوشانْد که پس از آن، هرگز تشنه نخواهم شد و به تو می‌فرماید:
«بشتاب که کاسه‌اى برایت، نگاه داشته‌اند!».
حسین(ع)، بانگ بر آورد: «خداوند، بکُشد کسانى را که تو را کُشتند، اى پسر عزیزم! چه قدر در برابر خدا و بر هتک حرمت پیامبر خدا(ص)، گستاخ بودند! دنیا، پس از تو، ویران باد!».
حُمَید بن مسلم می‌گوید:
گویى هم اینک به زنى می‌نگرم که بسان خورشیدِ هنگام طلوع، به شتاب، بیرون می‌آید و آه و ناله سرداده، فریاد می‌کشد:
واى، محبوب من! واى، میوه دلم و نور چشمم!
درباره‌اش پرسیدم. گفتند: او زینب، دختر على است.
سپس، آمد تا خود را بر روى [پیکر] او انداخت.
حسین(ع) به سوى او آمد و دستش را گرفت و [بلند کرد و] به خیمه‌اش باز گردانْد.
آن‌گاه، با جوانان [خاندان خود] به سوى فرزندش رفت و فرمود: «برادرتان را ببرید!»
آنها، او را از آن جایى که بر زمین افتاده بود، برداشتند و آوردند و پیشِ روى خیمه‌اى نهادند که جلوى آن می‌جنگیدند.[15]
3. کشتن 70 تن؛ ابن شهر آشوب(متوفای 588 هـ.ق‏) می‌گوید: على اکبر(ع)، فرزند حسین(ع)، پیش آمد. او جوانى هجده ساله - و گفته شده که ٢٥ ساله بود - و صورت و سیرت و سخن گفتنش به پیامبر(ص) می‌مانْد. او رَجَز می‌خواند ... آن‌گاه، هفتاد نفر از جنگجویان آنان را کُشت. سپس به سوى پدرش باز گشت و در حالى که زخم‌هایى به او رسیده بود... آن‌گاه، او دوباره بر آنان، حمله بُرد... تا این‌که مُرّة بن مُنقِذ عبدى، از پشت به او نیزه زد [و دیگر سپاهیان دشمن، گِردش را گرفتند] و او را با شمشیرهایشان زدند.
حسین(ع) فرمود: «دنیا، پس از تو، ویران باد!».
آن‌گاه، او را به سینه‌اش چسباند و به درگاه خیمه‌اش بُرد... .[16]
4. برخی تعداد کشتگان را تا 500 نفر نیز رسانده‌اند. [17]
به هر حال، در یک نبرد خدامحورانه، آنچه مهم است ادای شجاعانه تکلیف است و تعداد کشتگان در مرحله بعد قرار دارد.
 
[1]. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 135، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق؛ سبط بن جوزی‏، تذکرة الخواص من الأمة فی ذکر خصائص الأئمة، ص 249، قم، منشورات الشریف الرضی‏، چاپ اول، 1418ق.
[2]. ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، ج ‏5،ص 114، بیروت، دار الاضواء، 1411ق.
[3]. سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 113، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1348ش؛ خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، ج ‏2، ص 34، قم،  انوار الهدى‏، چاپ دوم‏، 1423ق‏.
[4]. ر.ک: الفتوح، ج ‏5، ص 70 – 71.
[5]. البته این بنا بر یک قول است؛ ر.ک: شیخ صدوق، محمد بن على‏، الامالی، ص 154، تهران، کتابچی، چاپ ششم، 1376ش.
[6]. ر.ک: الأمالی، ص 156.
[7]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 106؛ اللهوف، ص 112؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ‏1، ص 464، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1417ق؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ‏3، ص 200، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق.
بنا به نقل غیر مشهور ، نخستین شهید از خاندان امام حسین(ع)، عبد اللّه بن مسلم بن عقیل بوده است. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج ‏4، ص 105، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق؛ مقتل الحسین(ع)، ج ‏2، ص 30؛ ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، ص 67، قم، مدرسه امام مهدی، چاپ سوم، 1406ق.
[8]. نویسنده کتاب «معالی السبطین» این مطلب را  از شیخ جعفر شوشترى نقل کرده است؛ (حائرى مازندرانى(متوفای ۱۳۸۵هـ.ق)، محمّدمهدى، معالی السبطین، ج ۱ ص ۲۵۴، قم، شریف الرضی).امّا بنا بر تحقیق و جست‌وجو در آثار مرحوم شوشتری، در هیچ یک از آثار ایشان این مطلب یافت نشد.
[9]. معالی السبطین، ج ۱، ص ۲۵۴.
[10]. گفتنى است اصل زودتر آمدن حضرت زینب بر بالین على اکبر در برخى منابع معتبر آمده است ولی اشکال عمده، در بیان علّتى غیر واقعى براى ماجراست. مؤلّف معالى السبطَین می‌گوید : «زینب(س) آمد تا امام(ع) از دنیا نرود!»؛ معالی السبطین، ج ۱ ص ۲۵۴.
[11]. فشارکی، محمد باقر بن محمد جعفر، عنوان الکلام، ص ۲۸۲، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ پنجم.
[12]. «قَتَلَ جَمْعاً کَثِیراً»؛ اللهوف، ص 113.
[13]. یعنی؛ شعرهاى حماسى که جنگاوران در میدان‌هاى نبرد می‌خوانند.
[14]. الأمالی، ص 162؛ نیز ر.ک: فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج ‏1، ص 188، قم، انتشارات رضی، چاپ اول، 1375ش.
[15]. مقتل الحسین(ع)، ج ‏2، ص 34 – 36.
[16]. مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏4، ص 109.
[17]. أبو اسحاق اسفراینی(متوفای 418 هـ.ق)، ابراهیم بن محمد، نور العین فی مشهد الحسین، ص ۴۴، تونس، مطبعة المنار، بی‌تا.
 تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




نوشته شده توسط رامش در شنبه 06 آذر 1395

ارسال نظر(0)

:: تور کربلا
:: هتل درجه الف المیزان کربلا
:: تور کربلا عید فطر
:: رستوران رکن السلطان بهترین رستوران کربلا
:: رستوران کباب نبیل در کربلا
:: هتل روتانا کربلا
:: هتل الاشیقر در کربلا
:: تور کربلا ویژه اردیبهشت
:: نکات مهم در سفر به کربلا
:: رستوران های معروف کربلا





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر


elhamgarmehei@yahoo.com




:: آذر 1404
:: فروردین 1398
:: اسفند 1397
:: بهمن 1397
:: آذر 1397
:: آبان 1397
:: مهر 1397
:: شهریور 1397
:: مرداد 1397
:: تیر 1397
:: خرداد 1397
:: اردیبهشت 1397
:: فروردین 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهریور 1396
:: مرداد 1396
:: تیر 1396
:: خرداد 1396
:: اردیبهشت 1396
:: فروردین 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهریور 1395
:: مرداد 1395
:: تیر 1395
:: خرداد 1395
:: اردیبهشت 1395
:: فروردین 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهریور 1394
:: مرداد 1394
:: تیر 1394
:: خرداد 1394
:: اردیبهشت 1394
:: فروردین 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهریور 1393
:: مرداد 1393
:: تیر 1393
:: خرداد 1393

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |